التالي
0 المشاهدات · 25/01/15
0 المشاهدات · 25/01/17
0 المشاهدات · 25/01/18
0 المشاهدات · 25/06/01
0 المشاهدات · 25/06/25
0 المشاهدات · 25/12/03
0 المشاهدات · 26/01/20
9 المشاهدات · 26/04/06
6 المشاهدات · 24/07/26
مقابلة حوزوية حديثة «المباحثات» مع سماحة آية الله السيد علي الحسيني الميلاني | الجزء الأول
0
0
14 المشاهدات·
23/12/09
في
محاضرات
الكيفية HD، مترجم للعربية
أظهر المزيد
Transcript
[0:06][موسیقی] بسم الله الرحمن الرحیم خیلی متشکر هستیم اجازه فرمودید که خدمتتون
[0:20]برسیم و از محضرون انشاالله توفیق باشه استفاده بکنیم ما طبق روالی
[0:26]که داریم در ابتدا در مورد خود بزرگواری که خدمتشون رسیدیم از
[0:33]تولد و زندگیشون استفاده میکنیم و بعد وارد حیات علمی و مسائل
[0:37]دیگه میشیم از هر قسمتی که حضرت عالی به ویژه قسمت تولد
[0:42]و رشد و خاندان بفرمایید ما استفاده بکنیم بسم الله الرحمن الرحیم
[0:49]الحمدالله رب العالمین وصلاة وسلام علی خیر خلق و اشرفت محمد و
[0:59]آله الطاهرین لعنت الله علی اعدائهم اجمعین عرض کنم خدمتتون که اسم
[1:06]بنده سید علی اصغر هست در شناسنامه مرحوم پدرم فرزندان متعددی دارن
[1:20]که البته یکیشون فوت شد رحمت الله علی رحمت الله علی اکبر
[1:24]هست اخوی بزرگتر از بنده و علی اصغر که بنده هست البته
[1:30]به مرور زمان شهرت بنده شد علی سید علی دیگه سید علی
[1:38]اصغر نیست اونچه که در شناسنامه هست و در کارهای دولتی البته
[1:41]سید علی اصغر هست که مطابق شناسنامه است لذا شهرت بنده سید
[1:49]علیست در سال ۱۳۰ و ۷۶ قمری که عبارت از ۱۳۰ و
[2:00]۲۷ شمسی اس بنده متولد شدم در نجف اشرف متولد شدم در
[2:11]سال ۱۳۶۷ قمر در نجف اشرف در محلهای که اون محله دیگه
[2:20]الان وجود نداره اون محله را محله عماره میگفتند که در زمان
[2:28]صدام اون محله کلاً تخریب شد و الان صحن حضرت زهرا سلام
[2:38]الله علیها در اونجا بنده متولد شدم و پدر بنده آقای حاج
[2:49]سید نورالدین میلانی اس اجازه بدید که اسامی اشخاص را تا آخر
[2:57]بحث بدون القاب ذکر بکنم که راحتتر باشن همه را بدون القاب
[3:01]البته اگه اجازه بفرمایید ما طلبی مبتدی باید حالا با القاب ادب
[3:06]رعایت بکنیم من اونه مربوط به خودتون هست بنده برای اینکه راحت
[3:15]باشم و بعداً اشکالی پیش نیاد بله بدون القاب صحبت بکنم بله
[3:20]پدر بنده آقای آسد نورالدین میلانی فرزند ارشد مرحوم آقای آسد محمد
[3:28]هادی میلانی نیست رحمت الله که ایشون سه فرزند داشتن سید نورالدین
[3:34]و سید عباس و سید محمدعلی اگر لازم شد اینها رو به
[3:42]طور اجمال بعداً معرفی خواهم کرد والده بنده هم علویه ای از
[3:48]خاندان جلیلی و خاندان علم و فضیلت است که اون را هم
[3:57]مختصراً عرض خواهم کرد این از جهت والدین بنده که هر کدوم
[4:05]را به طور اختصار عرض خواهم کرد ما در نسب حسینی هستیم
[4:12]و ملقب به میلانی میلان جاییست نزدیک تبریز الان فاصلهای چندان با
[4:23]تبریز نداره بین تبریز و اسکو به این صور بله در کنار
[4:31]اسکو قرار گرفته و فاصلش با تبریز کمه اجداد ما یا در
[4:39]میلان بودن و یا در تبریز که منتقل شدن از میلان به
[4:48]تبریز و یا به نجف اشرف آمدن که مختصری عرض میکنم اینطور
[4:54]نقل میکنن بزرگترهای ما که در من منطقه میلان و اسکو و
[5:05]اون قسمتها سیدی وجود نداشته اصلاً یعنی از ذریه پیغمبر اکرم صلی
[5:14]الله علیه و آله و سلم کسی در اونجا نبوده اینها به
[5:18]فکر افتادن که بالاخره سیدی داشته باشن و بهترین راه به نظرشون
[5:29]این بوده که قافله حج که از اونجا حرکت میکند و حجاج
[5:32]که از اونجا به مدینه منوره مشرف میشن اونجا مراجعه کنن با
[5:42]خودشون سیدی بیارن و همین کارو کردن که وقتی وارد مدینه منوره
[5:49]شدن اونجا نقیب الاشراف بوده لابد الانم هست سادات را در بعضی
[6:02]از بلا میگن اشراف در مثل عربستان و بلاد خلیج و اینجاها
[6:07]به ذریه رسولالله میگن شریف خب جمعش اشراف در بعضی از بلاد
[6:17]مثل بلاد مراکش و الجزائر و اون قسمتها اونجا میگن عرض کنم
[6:28]که به سادات میگن عرض کنم که حبیب الحبیب به فرزند رسول
[6:34]الله میگن الحبیب و در عراق و ایران و این قسمتها میگن
[6:42]سید اجمالاً به نقیب اشراف نقیب م اون بزرگتری اس که به
[6:48]اصطلاح سجلات سادات در دست اوست که امروز چه کسی متولد شد
[6:56]چه کسی از دنیا رفت چطور شد انصاب و سادات و اسما
[7:06]و خصوصیات نزد اوست و به او میگن نقیب که اگر یادتون
[7:11]باشه مثلاً پدر سید مرتضی جد سید مرتضی اینا نقیب بودن در
[7:22]زمان خودشون نقبا بودن علیی حالین مراجعه میکنن به نقیب سادات حس
[7:30]حسینی در مدینه منوره تقریباً چند سال چند صد سال پیش میه
[7:37]این داستان برمیگرده به حدود مثلاً فرض کنید ۱۸۰ سال قب مثلاً
[7:42]حالا دقیقاً نمی خیلی هم پس متاخر دقیقاً برام نگفتن از بزرگترا
[7:49]نشنیدم اونام نمیدونستن که سالش دقیقاً چه سالی بوده ولی از طبقات
[7:54]انصاب و اولادی که الان تا الان رسیده میتونیم حدث بزنیم اجمالاً
[8:01]حالا بگیم مثلاً حدود ۲۰۰ سال قب مثلاً یا بین ۱۵۰ و
[8:07]۲۰۰ اینطور بگیم مثلاً علی حال میرن اونجا حاجتش را بیان میکنن
[8:13]ایشونم جواب مثبت میده میگه شما اعمال حجت رو انجام بدید وقتی
[8:19]برگشتید خواستید بروید من میفرستم کسی رو و همینطورم شد د تا
[8:27]برادر رو فرستاد با این قافله حج اینها وقتی وارد شدن خب
[8:31]مورد استقبال قرار گرفتن خیلی تجلیل شد از اینها و یکی از
[8:38]اینا باقی موند در میلان دیگری رفت در اسکو به این آ
[8:47]آقایون هر دوشون زمینی دادن ازدواج کردن در اونجا فلان چون هر
[8:55]دوشون غیر متاهل بودن که آمدن این دو تا برادر نسل اول
[9:01]که گذشت نسل دوم اینا طلبه شدند طلبه شدند و در تبریز
[9:11]در حوزه علمیه مشغول تحصیل شدن یکی دو نسل در تبریز بودن
[9:17]که فرزند سوم ایشون علی الظاهر سوم باشه سید مرتضی دیگه خیلی
[9:23]عنوان پیدا میکنه خیلی شخصیت پیدا میکنه در کل منطقه که به
[9:28]اصطلاح رطق رطق و فتق امور حل نزاعها نمیدونم مشکلات و اجمالاً
[9:38]کهه مرجعیت داشته سید مرتضی در اونجا که نواده این آقایی اس
[9:42]که از اونجا آمده از مدینه منوره باز نواده سید مرتضی تصمیم
[9:54]میگیره که بیاد به نجف اشرف آسد احمد و این شاگرد مرحوم
[9:57]صاحب جواهر بوده اه که نوشته جاتی هم ما از ایشون داریم
[10:03]از سید احمد آقای آسد جعفر فرزند سید جعفره سید احمد سید
[10:14]احمده سید جعفر فرزند سید احمده که میشود پدر آقای میلانی مرجع
[10:24]عالی قدر بله بله قاصد جعفر جوانی بوده در حوزه علمیه در
[10:30]نجف اشرف و فاضل هم بوده و درس مرحوم عاشق محمد حسن
[10:38]ممقانی رسیده و حاضر شده و مالاً شده داماد عاشق محمد حسن
[10:45]مامقانی که اینا همدیگه رو میشناختند چون منطقه منطقهای بوده که به
[10:52]هم متصل بوده مقان هم نزدیک تبریز هست ممقان هم بله ممقان
[11:00]هم عرض کنم که بین تبریز و مراغه واقع شده ظاهراً اینطور
[11:04]باشه منطقه آذرشهر میشه بله ب بله حالا بله و خب اینا
[11:12]در اون منطقه معروف شدن شخصیت پیدا کردن عنوان پیدا کردن و
[11:17]سوابقی پیدا کردن که به راحتی آسد جعفر شد داماد عاشق محمد
[11:27]حسن مام قان آقا سید جعفر مبتلا شد در همون جوانی به
[11:30]مرضی و کسالتی که ایشون رو بردن بغداد برای معالجه از غذا
[11:36]همونجا هم فوت شد و در کاظمین در رواق کاظمین علیهم السلام
[11:44]ایشون مدفون هست فرزند آقای آسد جعفر آسد محمدهادی میلانی اس که
[11:55]جد ما هستن ایشون و جداگانه بایستی راجع به ایشون صحبت ککن
[12:03]اما پدر بنده آقای آسد نورالدین ایشون متولد نجف اشرف هستن همه
[12:19]ما از آسد جعفر به این طرف متولد نجف هستیم ایشون متولد
[12:31]نجف اشرف هستن سال تولدشون ۱۳۰ و گمان میکنم ۳ی و ۵
[12:38]این طورها باشه و چون مرحوم جد ما از نجف منتقل شدن
[12:51]به کربلا کل خاندان منتقل شدن به کربلا به طبع علت انتقال
[12:54]چه بود دعوت اونرو باید در احوالات ایشون بیان بکنم انشاالله که
[13:00]چطور شد شد که ایشون منتقل شدن به کربلا که به دعوت
[13:02]آقای حاج آقا حسین قمی بوده عرض خواهم کرد انشاالله پدر بنده
[13:10]به تبع پدرشون آمدن به کربلا آقای میلانی که از کربلا منتقل
[13:19]شدن به مشهد که اون رو هم بیان خواهم کرد پدر ما
[13:26]در کربلا ماندن و ایشون از شخصیت های حوزه علمیه کربلا بودن
[13:32]و چون جد ما در داخل حرم شری حرم سیدالشهدا سلام الله
[13:38]علیه و در کنار ضریح مطهر نماز جماعت شون بود به جای
[13:46]ایشون پدر ما رات اقامه نماز را داشتند در حرم مطهر و
[13:50]تدریس داشتن در حوزه علمیه رسائل میگفتن مکاسب میگفتن و فعالیتهایی داشت
[13:59]داشتن که به هر حال از علمای کربلا ایشون شمرده میشدن تحصیلات
[14:04]مقدماتی پدر ما در نجف اشرف بوده عمده اساتید ایشون در سطوح
[14:14]شیخ محمد علمی اردبیلی بوده و شیخ علی محمد بروجردی بوده و
[14:24]آقای آسد حسن قمی بوده اساتید ایشون در نجف و کربلا در
[14:33]سطوح در درس خارج هم پدر ما درس پدرشون حاضر شدن و
[14:40]درس آقای خویی حاضر شدن و درس آرز مهدی شیرازی در کربلا
[14:43]حاضر شدن در همون سنین جوانی در نجف مرحوم پدر ما مورد
[14:52]احترام قرار گرفته هم از جهت شخصی و هم از جهت خانوادگی
[14:59]و خود ایشون میگفتن گاهی تعریف میکردن بعضی از خصوصیاتی را که
[15:09]میرفتن ملاقات میکردن با مرحوم داب الحسن اصفهانی و مطلبی را گفتگو
[15:14]میکردن مشکلی بوده وساطت میکردن احیاناً برای بعضی از طلاب پیش ایشون
[15:21]و خیلی هم مورد احترام ایشون بودن وکذا مراجع بعدی که قسمتی
[15:26]از اون عرض کنم که تعاملهای باط ها را من خودم شاهد
[15:37]بودم مثلاً نزد آقای حکیم آقای خویی و بزرگان دیگر پدر ما
[15:40]خیلی محترم بودن و بالاخره شخصیت مغرد توجه بود اجازه روایتی داره
[15:54]پدر بنده از آقای آمیرزا محمدعلی اردوبادی و از آقای شرفالدین ایشون
[16:05]میفرمودند من به دو واسطه از شیخ انصاری روایت میکنم من از
[16:13]خود ایشون شنیدم که از شیخ انصاری به دو واسطه ایشون روایت
[16:16]میکردن اینطور که الان یادم میاد از آقای اردوبادی روایت میکردن که
[16:23]اردوبادی روایت میکرده از شیخ جعفر بدیری که شیخ جعفر بدیری از
[16:32]شاگردان شیخ بده مستقیم خود شیخ بله و این از نوادر که
[16:33]این جور عرض کنم که واسطه کم و سند کوتاه در حوزه
[16:44]کربلا هم یادم هست ایشون تدریس میکردن شاگردان زیادی داشتن در سطوح
[16:52]عالیه کتابخانهای را ایشون تأسیس کردن که اولین کتابخانه عمومی بود در
[17:00]کربلا که مرکزی شده بود برای جوانهای متدین و برای طرح کردن
[17:08]بعضی از مطالب و میامدن جوانهایی از ایشون استفاده میکردن در اون
[17:13]کتابخوانه که نام کتابخونه مکتبه سید الشهدا الحسین علیه السلام العامه احتمالاً
[17:21]همزمان ا مکتبه علامه امینی در نجف باشه از نظر زمانی شاید
[17:28]شاید شاید شاید الان دقیقاً نمی میدونم اجمالاً این کتابخوانه مورد توجه
[17:35]قرار گرفت جوانای زیادی از جوانهای متدین پاکیزه و دانشجو غالباً میامدن
[17:41]اونجا هم مطالعه میکردن و هم مرحوم پدر ما برا اینا مطالبی
[17:44]میگفتن که بعضی از این جوانها الان برای خودشون رجلی هستن در
[17:51]عراق حتی بعضیاشون از مسئولین الان اون مکتبه باقی مانده عرض میکنم
[17:55]این مکتبه باقی نمانده عجب در هوا دث ۱۵ شعبان انتفا که
[18:05]خودشون میگن انتفاضه شعبانیه کتابخوانه را عرض کنم که دیگه بعثیها و
[18:12]نیروهای بعثی تاراج کردن حی ش و کتابخوانه که دارای حدود ۵
[18:22]هزار نسخه خطی داشت عجب که بعضی از نسخهها کتابهای نفیسی بوده
[18:28]و حدود ۱۵ هزار کتاب چاپی داشت این کتابخوانه این کتابخوانه کلاً
[18:37]از بین رفت حیف شد که در این اواخر یعنی پارسال شنیدم
[18:49]مقداری از نسخههای خطی این کتابخانه پیدا شده و اونم به این
[18:51]صورت بوده که وقتی حمله کردن به کتابخوانه یکی از این افسرها
[18:57]مقداری از نسخ خطی رو برده منزلش باز حالا این اقدامش این
[19:05]آقا فوت شده و چون دیدن مهر مکتبة سید الشهدا الحسین روی
[19:09]کتاب هست گفتن لابد مربوط به عتبه امام حسینه یعنی حرم سید
[19:16]شهدا آوردن این کتابخانه کتابها را در کارتونها تحویل دادن به حرم
[19:25]کتابخانه حرم مقداری از این کتابها البته اینجوری پیدا شد بله بفر
[19:28]اجمالاً شخصیتی بوده پدر ما شخصیت علمی و اجتماعی در کربلا و
[19:37]کارهای اینچنینی هم ایشون داشته رحمت الله علی منزل ما در کربلا
[19:42]منزلی بود که رفت و آمد علما شخصیتها از بلاد مختلف و
[19:50]در عاشورا در اونجا مجلسی برگزار میشد که تمام حیات میامدن به
[19:57]اون مجلس و در اونجا عزاداری میکردن و مجلس سنگینی بود و
[20:06]خطبای بزرگ در اونجا منبر میرفتن از جمله آقای ز احمد سیبو
[20:10]که ایشون در تهران بود اخیراً و چند سال قبل فوت شد
[20:22]در قضایای مهم ایشون دخالت داشتن چه در داخل کشور چه خارج
[20:29]کشور در قضایای مربوط به شیعیان کشمیر یادم هست ایشون سفیر هند
[20:38]را احضار کردن راج به شیعیان کشمیر با او صحبت کردن حوادثی
[20:44]در پاکستان اتفاق افتاد سفیر پاکستان رو ایشون خواستن از بغداد آمد
[20:52]به کربلا مطالبش را به او فرمود از نز سیاسی اجتماعی نقش
[20:55]آفرینی داشتن بله بله بله یادم هست که سفیر ایران مکرر میآمد
[21:04]خدمت ایشون و ایشون یا او را احضار میکردن و یا خودش
[21:07]میآمد به خاطر بعضی از قضایا و مسائلی که وجود داشته در
[21:14]اون زمانها و ایشون رسماً در این امور و دخالت میکردند و
[21:18]عرض کنم که در قضایای ۱۵ خرداد و حوادث بعد از ۱۵
[21:25]خرداد ایشون سعی فراوانی داشتن همراه سای علمای کربلا که اونم بحثی
[21:30]جداگانه داره که در جای خودش به نظرم در حوادث کربلا و
[21:38]حوادث ۱۵ خرداد و انقلاب این قضایا ثبت شده باشه کارهایی که
[21:46]در کربلا انجام شد یعنی بیانیه دادند نسبت بیانیه دادن سخنرانی کردن
[21:51]عرض کنم که اعتراضات شون را به عرض کنم که به تهران
[21:54]منتقل کردن یادم هست که نامهی ایشون مفصل نوشتن ختاب به تهران
[22:06]اعتراضات شدیدی خود بنده اون نامه را بردم بغداد و به سفارت
[22:10]عرض کنم که ایران در بغداد و خودم تحویل دادم به دست
[22:16]سفیر و عرض کنم که راجع به بعضی از امور و خصوص
[22:24]حوادث ایران خیلی مسافرتهای متعددی ایشون داشتن به کشورهای مختلف شیخ محمد
[22:33]امین افشار داشتیم در کابل که او وکیل مرحوم جد ما بود
[22:40]از در همون کابل در کابل از علمای بزرگ کابل بود ایشون
[22:44]و شیعیان افغانستان دعوت کرد از پدر ما سفری به افغانستان که
[22:49]بنده بودم در خدمتشون حدوداً چه سالهایی تون یادم نیست دهه ۴۰
[22:57]میشه قای یعنی یادم نیست واقعش باید فکر بکنم یادم نیست محل
[23:00]شاهدم این هست که علتش این بود که حکومت پادشاهی افغانستان در
[23:09]اون تاریخ اجازه آمدن شیعیان افغانستان را به به عتبات نمیدادند راه
[23:15]کربلا به قول معروف بسته بود و به این جهت شیخ محمد
[23:19]امین پدر ما را دعوت کرد یادم هست که ایشون منبری رفتن
[23:28]در کابل که جمعیت بسیار زیادی در اون مجلس حضور داشتن و
[23:35]در بالای منبر ایشون خطاب کردن به پادشاه افغانستان و در اونجا
[23:43]عرض کنم که تصویب شد و دستور داده شد آمدن زوار افغانستانی
[23:53]به عتبات به برکت سخنرانی ایشون سفری ایشون داشتن به هندوستان که
[23:58]اون سفرم طول کشید شید باز در اون سفر جریاناتی در اونجا
[24:01]اتفاق افتاده بود و یکی از علمای عرض کنم که هندوستان مطالبی
[24:08]راجع به سیدالشهدا سلام الله علیه گفته بود که اون مطالب زوزی
[24:12]داشت و بر خلاف نظر علما و مشهور بین علما بود که
[24:18]رفتن در اونجا و مباحثاتی و مناظرات مفصل و سفر ایشونم طولانی
[24:26]شد به این مناسبت باز ایشون سفری به هندوستان رفته بودن به
[24:35]خاطر افتتاحیه ساختمان مزار قاضی نورالله شوشتری که در اونجا هم ایشون
[24:47]حضور داشتند و حضور مؤثری داشتن که البته از کشورهای دیگر هم
[24:50]اونجا دعوت داشتن علما و شخصیتهایی که یک سفر ایشون رفت رفتن
[25:00]به اتریش به خاطر معالجه دوستی داشتن در اونجا و در اتریش
[25:07]برای معالجه ایشون مدتی که موندن دانشجوهای ایرانی و غیرایرانی را در
[25:11]اونجا جمع کردن و جلسهای برای اینها گذاشتن که الان بعضی از
[25:20]اون دانشجوها شخصیتهایی هستن در داخل کشور و به یاد ایشون هستن
[25:24]و عرض کنم که مطالبی که از ایشون در اون تاریخ از
[25:29]ایشون یاد گرفتن و به یاد دارن مرحوم پدر بنده نسبت به
[25:37]امام زمان و حضرت ولی ع علاقه عجیبی داشتند و دائماً در
[25:43]جلساتشان سخنرانیها شون نسبت به حضرت عرض ارادت میکردن مردم را تذکر
[25:54]میدادن دعوت میکردن مردم را به توسل و دعا برای امام زمان
[25:57]و معنای حقیقی و واقعی انتظار را بیان میکردن و در منزل
[26:06]خودشون هم جلسهای بود که اون جلسه الان هم برگزار میشه در
[26:10]مورد بحث ارادت به حضرت ولی از ارواح ندا از جد شما
[26:16]هم انشاالله به نید خب چون ویژگی همیشه ما شنیدیم این اساسا
[26:21]بله این در خاندان در خاندان ش ب و هست بله بله
[26:23]بله همینطوره و کتابی ایشون تألیف کردن در خصوص امام زمان عجل
[26:30]الله تعالی فرجه الشریف و فصل آخر اون کتاب را اختصاص دادن
[26:39]به کسانی که مشرف شدن به زیارت حضرت به ملاقات حضرت از
[26:42]معاصرین از معاصرین از کسانی که در زمان خودمون ایشون اونها را
[26:49]عرض کنم که پیدا کردن ملاقات کردن و مطالب را به طور
[26:52]مستقیم از خود اونها شنیدن که این در اون کتاب موج وجود
[26:58]هست و اون کتاب در اختیار بنده ه که هنوزم به چاپ
[27:03]نرسیده آها هنوز پس چاپ نشده چاپ نشده نخیر علت خاصی داره
[27:05]احتمالاً چاپ نشده یا علت خاصش نمیدونم حالا چطور شده که به
[27:13]هر حال در زمان ایشون که چاپ نشده الانم عرض کنم که
[27:18]باید تجدید نظری بشه بررسیهایی بشه مراجعات بشه که اجمالاً مونده حالا
[27:22]نمیدونم که اصل چاپ کردنش چه جور هست نمیدونم لذا تصمیم نگرفتیم
[27:27]بر چاپ شدن این کتاب تا اینکه حوادث عراق اتفاق افتاد حوادث
[27:36]نجف و کربلا و شیعیان مقیم در عراق بالخصوص ایرانیها که مورد
[27:41]آزار و اذیت حز اخراج ایرانی قرار گرفتن ایشون را هم مثل
[27:48]بقیه آقایون از کربلا اخراج کردن اوایل دهه ۵۰ شمسی حود بله
[27:58]همین طوره بله بله بله و ایشون از کربلا منتقل شدن به
[28:02]شهر ری افرادی که خدمت حضرت مشرف شدن مرحوم والد با اونها
[28:09]ملاقات داشتن و روایت کردن نوع دیدار رو با اون اصل بحث
[28:15]اون انکار در واقع رویت که همیشه مطرح شده یکی از اصول
[28:17]مهم هست کمی من خودم به عنوان مخاطب احساس میکنم شاید این
[28:23]مورد اصلا در تناقض یا نکته وجود داره حضرت عالی توضیحی بفرمایید
[28:26]بعدا مجدد برمیگردیم به بله اشکالی نداره حالا عرض میکنم که راجع
[28:35]به ملاقات با امام زمان در زمان غیبت البته محل بحث شده
[28:45]و کسانی از علمای محترم در اینجا تأملی دارن حرف دارن حالا
[28:52]اونایی که خیلی جنبه علمی و شخصیت تحقیقی ندارن با اونا کاری
[29:03]نداریم نه در بین علمای محترم حوضه علمیه هم عرض کنم که
[29:05]حتی بعضی از آقایون کتاب هم در این جهت نوشتن بنده عرضم
[29:16]این هست که ادل دلیل علی امکان شیء وقوعه وقتی آقای سید
[29:26]نورالدین میلانی که خود ایشون شخصیتی هستن و مورد وثوق با کسی
[29:33]ملاقات میکنن که از علمای محترم شیعی است در هر یکی از
[29:41]بلادی که بوده که ایشون توثیق میکنن او را و داستان را
[29:45]از شخص او میشنوند که هیچ واسطهای در کار نبوده بلکه یک
[29:52]داستانی برای خود ایشون اتفاق افتاده برای مرحوم پدر بنده یعنی رویت
[29:57]حالا عرض میکنم ایشون همسفر شدن با یک آقایی که در نجف
[30:07]اشرف مورد قبول بزرگان بوده که ملاقات داشته با حضرت عجل الله
[30:12]تعالی فرجه الشریف حالا ما نگیم شخص ایشون ملاقات داشته ملاقات با
[30:20]کسی داشته که او ملاقات با حضرت داشته حالا بواسطه بوده میگم
[30:27]تنزل بکنیم علی ای حال این شخصی بوده که مطلبی را که
[30:31]از حضرت ولی عصر نقل میکرده مورد قبول بزرگان بوده همون کسیست
[30:37]که پیام آورده از ولی عصر برای سید ابوالحسن اصفهانی که ارخص
[30:49]نفسک للناس وجلس فی دهلیز بیتک و افت الناس این پیام حضرت
[30:57]ولی عصل بوده به توس ت این شخص برای مرحوم سید که
[31:04]برای مردم مجال بده فرصت بده که مردم با تو ملاقات بکنن
[31:11]و شما در اختیار مردم قرار بگیر و در منزلت در اون
[31:17]دهلیز اون دالان منزلت یک جایی در منزل اختصاص بده برای ملاقات
[31:21]مردم و فتوا بده و به مشکلات مردم برسه این در تاریخ
[31:27]ثبت شد و مورد قبول واقع شد کسی تکذیب نکرد این مطلب
[31:31]رو این شخص که این پیام رو آورد برای ید ابالحسن اصفهانی
[31:38]با مرحوم پدر ما رفاقت داشت همسفر شدن من از خود پدرم
[31:47]شنیدم همسفر شدن به مشهد شب را در نیشابور خوابیدن مرحوم پدر
[31:50]من میگفتن که نصف شب از خواب پریدم دیدم اتاق روشنه و
[31:58]این آقای بزرگوار میگوید بله سیدی نعم سیدی نعم سیدی نعم سیدی
[32:09]شب از خواب پریدم اتاق روشن بود نه روشنایی چراغ و او
[32:19]میگوید نعم سیدی بله سیدی که وقتی صبح شد و از او
[32:28]پرسیدم که شیخنا چی بود داستان دیشب حاضر نشد بگه این قضیه
[32:33]رو بنده از خود پدرم شنیدم و اما یه داستانی از این
[32:39]داستانهایی که ایشون در این کتاب آوردن که اون هم جالبه که
[32:42]بنده در بعضی از بحثها هم گفتم این داستان را و اون
[32:46]عبارت از اینه که مرحوم پدر ما با یکی از علمای هندوستان
[32:52]که عرض کردم به هندوستان مش رفته بودن در اونجا ملاقات کرده
[32:54]بودن یکی از علمای مبرز هندوستان بود بوده او برای پدر ما
[33:01]تعریف کرده که روزی از روزها شخصی آمد به منزل من و
[33:09]این مسلمان نبود از همین بتپرستی هندوستان بود و خیلی ناراحت بود
[33:17]و متأثر بود و نگران بود گفت من آمدم شما برای من
[33:18]چارهای کنید چطور شده گفت مرا متهم کردن به قتل و برای
[33:26]من پروندهسازی کردن و و بناست که مرا محکوم کنن به اعدام
[33:32]و در حالی که من قاتل نبودم و و این اتهام هست
[33:38]شما یه فکری برای من بکنید من شنیدم شماها یه چیزایی بلدید
[33:44]ایشون گفته به پدرم که من فکر کردم که خ اینکه بتد
[33:51]پرسته اون خدا را نمیشناسه تا امام زمان رو کجا بشناسه ولاکن
[33:55]فکر کردم که به هر حال امام زمان امام امام همه موجودات
[34:03]هستن و واسطه فیضان برای همه موجودات و به هر حال این
[34:10]هم جزو رعایای امام زمان شمرده میشه پس لابد حضرت باید به
[34:13]دادش برسن اگر راست میگه که قاتل نبوده به او گفتم که
[34:20]فلان روز که روز جمعه بوده میروی قبرستان مسلمین بعد از اذان
[34:29]صبح یعنی قبل از طلوع آفتاب میروی اونجا و صدا میزنی به
[34:37]همون زبان هندی خودش ای کسی که به داد مسلمین میرسی به
[34:39]داد من برس گفت بیشتر از این به فکرم نرسید که بخوام
[34:45]این رو یاد بدم که چیکار کنه ای کسی که به داد
[34:50]مسلمین میرسی به داد من هم برس رفت رفت و بعد از
[34:59]چند روز روز آمد برای من هدایایی آورد و گفت که بله
[35:07]رفتم طبق دستور شما همون خطابی را که شما یادم دادی به
[35:10]همون جور خطاب کردم اسم سواری آمد به من گفت که چی
[35:16]شده با چه کسی کار داری من با اون کسی که مسلمین
[35:21]بهش باهاش مثلاً به داد مسلمین میرزه گفته خب من هستم چیکار
[35:26]داری گفته که داستان اینه بهش گفتن که برو خاطرت جمع باشه
[35:35]و نگران نباش و طوری نخواهد شد گفت روز محکمه که همه
[35:41]جمع بودن وکلا مردم عرض کنم که شاکیان همه حضور داشتن که
[35:47]منتظر بودن که قاضی امضا کنه محکومیت مرا از قض قاضی امضا
[35:59]کرد تبرعه مرا و همه سر صداشون درآمد همه اعتراض شدید بهش
[36:08]گفتن آقا قرار برای این نبود گفته بود من نمیدونم چرا اینطور
[36:12]خودمم نمیدونم چرا اینطور شد خودمم نمیدونم چرا اینطور شد بله این
[36:22]رو اون آقا برای بله پدر بنده نق کر یکی از داستانهایی
[36:23]اس که بله در اون کتاب با پدر بنده ثبت کردن این
[36:29]داستان رو اجمالاً این کتابیست که ایشون تعلیف کردن به هر حال
[36:32]ایشون در کربلا بودن که بعثیها بله همونطور که معروف هست عرض
[36:41]کنم که شیعیان را اخراج کردن و بالخصوص علما را و حوزه
[36:44]علمیه را عرض کنم که از نجف و کربلا اخراج کردن ایشونم
[36:50]آمدن مقیم شهر ری شدن و در شهر ره ایشون وفاتش بود
[36:57]و عرض کنم که در شیخان بعد از تشییع و مراسم و
[37:05]نماز به امامت آقای وحید خراسانی ایشون در شیخان به خواک سپرده
[37:08]شدن این اجمال احوالات پدر بنده است بله والده بنده دختر آسد
[37:20]حسین بوده نواده آسد علی رضوی تبریزی تبریز آسد علی رضوی تبریزی
[37:30]از بزرگان فقها و اصولیین بوده که هم شیخ را درک کرده
[37:33]و هم شاگرد حاشد حسین ترک بوده عاشق حسین کوه کمرهای و
[37:39]از تلامذه عاشق هادی تهرانی هم بوده شرحی بر شرایع داره که
[37:48]اون نسخه رو بنده دارم خودم تقریر کرده بحث اصولی اساتیدش را
[37:52]و فقهی اساتیدش را اونا رو بنده دارم خودم چند جلد هست
[37:58]هست اینا پیش بنده است و بزرگ بوده ایشون و در حوزه
[38:04]علمیه شخصیت داشته به جوری که وقتی علما نجف قیام کردن بر
[38:07]علیه انگلیس در سال ۱۹۲۰ میلادی که اونا آمده بودن عراق را
[38:17]عرض کنم که اشغال کنن آقایون هم حرکت کردن به طرف بصره
[38:20]و از و بزرگ علما در اون تاریخ که اون عکس را
[38:28]ما داریم که ایشون یعنی آسد علی رضوی تبریزی در وسط نشسته
[38:36]و همه بزرگان دیگر در اطراف ایشون اون عکس رو ما داریم
[38:39]که عرض کنم به خدمتت در مقابل انگلیسیها حرکت کر رفتن اونجا
[38:47]برای عرض کنم که اون داستان پیامبر علیه انگلیسها و البته شکست
[38:51]خوردن بله وقتی برگشتن به نجف آقای نوشتن بزرگترا و از بزرگترها
[38:59]شنیدم که ایشون نشسته بوده در کنار حوض وضو میگرفته که هواپیمای
[39:09]انگلیسها در فضای نجف پیدا شده ایشون که چشمش افتاد به هواپیما
[39:13]همونجا سکته کرد از اون ناراحت از ناراحتیش و فوت شد صد
[39:20]علی رضوی تبریزی ملقب هست به داماد به دلیل اینکه ایشون داماد
[39:29]شیخ محمد حسن مامقانی هم بوده کمی اینها یه خورده در کاغذ
[39:37]نیازمند تفکیک است چون خیلی هم با هم بله مخلوط میشه ایشون
[39:43]داماد آقای آس محمد حسن مامقانی بوده یعنی با جنا صد جعفر
[39:48]میلانی بوده ج شما بله الان متوجه شدم بله عرض شود که
[39:54]این آسد حسین رضوی تبریزی که جد امی بنده است این جد
[40:05]امی بنده که شد داماد آسم الحسن مامقانی مادر مادر بنده باز
[40:16]نواده فاضل شربیانی فاضل شربیانی معاصر آس محمد حسن مامقانی بوده که
[40:22]این دو بزرگ در نجف اشرف دیگه عرض کنم که بزرگ مراجع
[40:28]تقلید و بزرگان اساتید و بزرگان شیعیان در اون زمان بودن فاضل
[40:38]شربیانی که ایشونم معروفن در تاریخم عرض کنم که مفصلاً راجع به
[40:43]ایشون ذکر کردن آقایون آش بزرگ تهرانی هم آش حسن مامقانی رو
[40:49]تجلیل میکنه در کتاب اعلام الشیعه و هم فاضله شربیانی را تجلیل
[40:53]میکنه و به جوری بزرگ بوده فاضله شربیان جانی که وقتی عرض
[40:58]کنم که آش محمد حسن امام غانی میان به ایران برای زیارت
[41:05]امام رضا سلام الله علیه فاضل شربیانی تلگراف میزنه به شاه ایران
[41:09]در اون تاریخ که شاه ایران در شهر ری میاد با عشم
[41:16]محمد حسن امام قانی ملاقات میکنه این هم جد امه دیگر بنده
[41:24]و لذا بنده هم نواده آشم الحسن امام قانی هستم هم نوادر
[41:28]نواده عرض کنم که آسد علی رضوی تبریزی هستم هم نواده فاضل
[41:38]شربیانی هستم و هم نواده شیخ عبدالله امام قانی فرزند عاشق محمد
[41:42]حسن امام قانی که مامقانی دوم عاشق عبدالله ابوال زوجه آقای میلانی
[41:47]بوده یعنی پدر بنده داماد دای شون بودن متوجه ش قهراً عیال
[41:54]ایشون میشود مادر بزرگ بنده و بنده نوا ده شیخ عبدالله امامانی
[41:58]هم هستن هستید بله خیلی عی ب این علاوه بر خود آقای
[42:04]میلانی که بنده نواده ایشون هست در مورد حالا ویژگی حتما والده
[42:07]تون هم شاید مهمه اون تربیتی که داشتن نمیدونم الان میفرمایید یا
[42:15]جلو بده والده بنده خصوصیاتی داشت خیلی اهل تعبد بود اهل تهجد
[42:21]بود عجیب بود در حجاب که زبان زد همه خاندان بود و
[42:29]در عرض کنم که مهمانداری که منزل ما دیگه رفت آم عرض
[42:37]کم رفت و آمد بسیار زیاد بود بعد از مرحوم جدم که
[42:39]حالا اون رم خواهم گفت که عرض کنم به خدمتتون که در
[42:46]زیارتها زیارتگاه و غیر ارحام و اینها والده ما پذیرایی میکرد که
[42:59]اون زمان این رستورانها و این بساط های امروز که وجود نداشته
[43:03]که مسائل پخت وپز مثل امروز ن بیارن ب در این جهتم
[43:10]خیلی اجمالاً صاحب حالات و ملکات بود کما اینکه پدر بنده هم
[43:17]صاحب حالات و ملکات معنویه خوبی بوده که بعد از فوت ایشون
[43:20]ما بعضی از قضایا را از دیگران درباره ایشون شنیدیم رحمت الله
[43:27]علی اینطوره که و اینها چون پسر خاله بودن قهراً پسرخاله میشدن
[43:34]پسر خاله دختر خاله میشدن یعنی پدر و مادرشون پدر اینا با
[43:40]جناغ بودن دیگه اجدادشون پسرخاله و دختر خاله میشدن لذا هر دوشون
[43:45]هر دو طرفم به اصطلاح تبریزی بودن و ترکی در منزل صحبت
[43:53]میکردن زبان ترکی به این مناسبت به ما منتقل شد که در
[43:55]داخل منزل زبان ترکی صحبت میکردند و ما هم یاد گرفتیم خی
[44:01]الانم البته خیلی ترکیه روانتون فکر میکنم به خاطر اون زمانست نه
[44:08]روان نیست ولی خ نه خیلی خوب هست بله بله عرض شود
[44:11]که بله که عرض کردم والده مرحوم پدرم فرزند ارشد شیخ عبدالله
[44:21]مامقانی بوده که دایی آقای میلانی اس و آقای میلانی د تا
[44:25]عیال داشتن که آو بعداً خواهم گفت که عیال اولشون که فرزند
[44:32]ارشد شیخ عبدالله مامقانی صاحب کتاب تنقیح مقال که آقازاده عاشق محمد
[44:37]حسن مابانی بوده خی این تا این ش و اما راجع به
[44:52]مرحوم جدم که حالا والده رو گفتم والد رو هم گفتم و
[44:55]خاندار هم اجمالاً گفتم مرحوم جدم در سال ۱۳۱۳ قمری متولد شدن
[45:05]در نجف اشرف حالا شمسی رو باید خ ۱۲۷ و چند قمر
[45:13]شمسی میشه ۱۲۷۴ شمسی اونو خودتون دیگه حساب بکنید ۱۳۱۳ قمری قمری
[45:20]هست که ایشون در ن ۱۲۷۴ شمسی حدوداً میشه بله والد ایشون
[45:27]آسد جعفر را اجمالاً عرض کردم که داماد آس ممد حسن امامانی
[45:30]بوده که در جوانی ایشون کسالتی پیدا میکنن و در کاظمین به
[45:40]رحمت خدا میرن والده ایشون باز خانم بسیار مجللی بوده یعنی دختر
[45:45]عاشق محمد حسن مامقانی که عاشق عبدالله مامقانی از خواهرش عاشق عبدالله
[45:54]امام قانی بله از خواهرش ت تجلیل میکنه در کتابی که در
[45:58]احوالات آش محمد حسن امام قنی نوشته به نام مخزن المعانی مخزن
[46:06]المعانی در اونجا اولاد عاشق محمد حسن را بیان میکنه از این
[46:10]خواهر خیلی تجلیل میکنه و من از بزرگترهای مقداری از احوالات ایشون
[46:19]رو شنیدم که اون هم باز خانم مجللی بوده خیلی مقام خوبی
[46:22]داشته در بین خانمهای اون زمان نجف اشرف اساتید سطوح آقای میلانی
[46:34]در نجف اشرف عمدتاً عامر ز علی ایروانی بوده ب که حاشیه
[46:39]دارن بر کفایه حاشیه دارن بر مکاسب و شیخ ابوالقاسم مامقانی بوده
[46:49]شیخ ابوالقاسم مامقانی فرزند دیگر عاشق محمد حسن مامقانی که از اساتید
[46:56]بزرگ نجف بوده و ایشون پیش ایشون حاضر میشدن در سطوح فقه
[47:01]اصول و اساتید دیگری هم در سطوح داشتن اما در درس خارج
[47:12]اساتید ایشون یعنی آقای میلانی در نجف اشرف شیخ شریعه بوده و
[47:18]میرزای نایینی بوده آشق محمد حسین اصفهانی ایشون بوده عرض کنم که
[47:29]و میرز و آزیا عراقی اینا اساتید بزرگ درس خارج آقای میلانی
[47:34]بودن در نجف اشرف در تفسیر و کلام ایشون شاگرد آش محمد
[47:43]جواد بلاغی بودن در اخلاق جلسات آقای آسد علی قاضی طباطبایی حاضر
[47:55]میشدن و س سید عبدالغفار مازندرانی اینا این دو بزرگ در نجف
[48:06]جلسه داشتن که البته اول درس آقای قاضی طباطبایی حاضر میشدن از
[48:11]اونجا ایشون منتقل شدن به جلسه درس آقای سید عبدالغفار مازندارانی که
[48:16]سر این انتقال را من هنوز نفهمیدم چیه که چطور شد از
[48:24]اونجا ایشون آمدن اینجا چون این دو نفر با هم در عرض
[48:25]کنم که مطالب اشون کان با هم اختلاف سلیقهای داشتند و مسلک
[48:33]شون مختلف بوده هرچی بوده که ایشون آمدن به درس سید عبدالغفار
[48:37]مازندرانی نامههایی از سید عبدالغفار مازندرانی برای آقای میلانی ما داریم الان
[48:45]بعضی از اون نامهها را که در اون نامهها هم باز تذکراتی
[48:51]به آقای میلانی ایشون داده همون جهات اخلاقی و اینها ایشون یعنی
[49:00]آقای میلانی در حدیث و در تفسیر و در بعضی از علوم
[49:08]دیگر هم تبحر داشته که در حوزه علمیه کربلا که عرض خواهم
[49:13]کرد ایشون علاوه بر فقه و اصول تفسیر هم میگفته و شاگردانی
[49:21]داشته در تفسیر تفسیر به ویژه حالا انشاالله خواهیم رسید چون فضای
[49:26]کربلا اون زمان با فلسفه و شاید تفسیر و یعنی فسائل خیر
[49:32]فقه اصولی غیر از فقه و اصول تقریباً بیگانه بود شاید این
[49:35]نکته حایز اهمیت هسته بله بله ایشون تفسیر میگفتن و حالا عرض
[49:41]خواهم کرد که بخشی از تفسیر ایشونو پیدا کردیم ولی اکثرش را
[49:43]پیدا نکردیم حالا یه اشاره خواهم کرد بله شاگردان خوبی ایشون داشتند
[49:53]چه در نجف چه در کربلا و چه در مشهد به خاطر
[49:58]اینکه ایشون ۴۰ سال تقریباً در نجف بودن ۲۲۰ سال تقریباً در
[50:07]کربلا ۲۲۰ سال تقریباً در مشهد که ایشون چ ۸تا و دو
[50:10]سه سال سه چار سال بود که فوت کردن سنشون مثلاً در
[50:17]نجف از شاگردان مبرز ایشون آشم رضای مظفر بوده بله آشم محمد
[50:25]تقی ایروانی بوده سید یوسف حکی یم بوده این طبقه شاگردان ایشون
[50:30]بودن که معروف هست درس ایشون در نجف اشرف و تدریسش آقای
[50:40]بهجت از شاگردای ایشون بوده در نجف بله آقای آش علی کاشف
[50:48]قلط از شاگردای ایشونه در نجف و از این قبیل که حالا
[50:50]من اسم چند نفر را فقط آوردم از باب نمونه که اینا
[50:56]معروفترین شاگردان ایشون هستن از معروفترین شاگردان ایشون در کربلا حاج حسن
[51:02]قمی بوده حاج آقا تقی قمی آقای آقا حسن قمی که در
[51:09]مشهد بودن آقای آقا تقی قمی که در قم بودن و آسد
[51:16]عبدالرضا شهرستانی و آسد مصطفی اعتماد و آسد محمد شیرازی عرض کنم
[51:20]که شیخ محمد حسین صدقی مازندرانی سید محسن جلالی کشمیری شیخ محمد
[51:30]شاهرودی اینا فضلای کربلا بودن که بعد از ایشون در کربلا از
[51:37]مدرسین بودن که حالا عرض خواهم کرد که بنده دروسی را که
[51:40]در کربلا خوندم پیش اینا خوندم در یعنی در نزد شاگردان جد
[51:48]مرحوم جدم بله و در مشهدم شاگردان زیادی داشتن که آقای سید
[51:53]ابراهیم علم الهدا معروفترین شاگرد ایشون بوده آقا ابراهیم طبسی حجازی از
[51:58]شاگردان خوب ایشون بوده آقای آسد حسین شمس که الان ایشون هستن
[52:05]در قم عرض کنم به خدمتتون که از شاگردان ایشون آقای رضازاده
[52:09]بوده که الان ایشون هستند در مشهد و جمعی باز از علمای
[52:15]بزرگ و مدرسین مشهد شاگردان ایشون هستن و حوزه مشهد را ایشون
[52:22]ف الواقع احیا کردن که اونم باز شرحی داره اونم باز شرحی
[52:25]داره که در مشهد ایشون خب خیلی اثرگذار بوده رفتنشون و موندنشون
[52:33]در مشهد و کارهایی که در مشهد انجام دادن خب مقداری از
[52:38]اساتید ایشون و شاگردان ایشون عرض کردم که البته در این جهت
[52:46]خیلی لازم نیست صحبت بکنم چون نوشته شده احوالات ایشون و چاپ
[52:50]شده و منتشر هست مقام علمی ایشون قابل بحث نیست من یاد
[52:56]م هست که وقتی ایشون فوت شدن خبر وفات ایشون به آقای
[53:02]خویی رسیده بود ایشون های های گریه کرده بودن و گفته بودن
[53:05]به اینکه اگر بنا بود من تقلید بکنم از ایشون تقلید میکردم
[53:11]اگر بنا بود من از ا تقلید بکنم از ایشون تقلید میکردم
[53:19]این شهادتی اس از مثل آقای خوی درباره مقام علمی آقای میلانی
[53:24]ولی خصوصیاتی آقای میلانی دارن که این خصوصیات قابل ذکره و کمتر
[53:36]ذکر شده یکی از خصوصیات ایشون سعی دید ایشون بوده و آگاهی
[53:42]ایشون بوده و من تعجب میکنم واقعش چون فضای نجف اون روز
[53:49]و حوزه نجف اون روز حوزه بازی نبوده و چطور شد که
[54:02]ایشون این دید را پیدا کردن و این سعه نظر را پیدا
[54:08]کردن و آگاهی رو پیدا کردن که حالا مواردی را عرض خواهم
[54:11]مصداقی بفرمایید اون مصداقی عرض خواهم کرد این انصافاً برای من جالب
[54:19]هست و هر کسی بشنوه یقیناً براش جالب خواهد بود خیلی به
[54:25]نظر من جای تعجبه که چه لطفی به ایشون شده بوده و
[54:31]عنایتی به ایشون شده بوده مثلاً ایشون زمانی که در نجف بودن
[54:35]به مجلههایی که در ایران نشریاتی که در ایران بوده نظر داشتن
[54:44]و اظهار نظر میکردن یعنی دستشون میرسیده ملاحظه میکرده میرسید و اظهار
[54:52]نظر میکرد یعنی میخوندن و اظهار نظر میکردن مطالعه می میکردن و
[54:58]اظهار نظر میکردن در نامهای که این شما میگید مصداقی بگم بله
[55:04]در نامهای به پدر بنده ایشون که اون زمان پدر بنده در
[55:11]تهران بودن شهر ری نه نه نه که مال آخر کاره ایشون
[55:13]اومده بودن ایران برای مسافرتی و معالجهی به مقطعی ایشون آمده بودن
[55:22]به ایران عرض کنم که در سال ۱۳۶۰ ۹ قمری در نامهی
[55:32]به تاریخ ۱۳۶۹ قمری به پدر بنده در تهران بودن اون وقت
[55:37]نوشتن به جناب عین عبارت یا اون نامه رو من دارم نوشتن
[55:44]به جناب حاج سراج حاج سراج انصاری داشتیم در تهران که بحث
[55:49]مطبوعات ایشون خیلی به جناب حاج سراج سلام و تحیه از احقر
[55:57]برسانید و عدد اول مجلة المسلمین رسید و متشکرم هنوز مجال مطالعه
[56:08]ننموده که اگر در کم و کیف آن چیزی به نظرم رسید
[56:17]مذکور بدارم یعنی روال عادتشون اون بوده که اصلاً نظر میدادند به
[56:22]جز مطالعه این نشریه نشریه داخل ایران بوده یا از عنوانش به
[56:30]نظر میاد که شاید در تهران چاپ می تهر چ مجرة المسلمین
[56:35]مجت من دیگه از خود مجله اطلاعی ندارم اینو میشه از این
[56:41]عرض کنم چیزها پیدا کرد پیدا کرد بله یا مثلاً ایشون در
[56:48]۷ سال ۷۰ سال قبل در ۷۰ سال قبل به فکر افتادن
[56:55]که چاپخانههای مصری کتابهای عرض کنم که منبع را که چاپ میکنند
[57:05]تصرف میکنن در کتب و تحریف میکنن کتابها را چاپ خونهها چاپخونه
[57:14]نه محققین و افراد خود چاپخونه لابد محققین م همکاری میکنن دیگه
[57:17]در کتب تحریف میشه قا منا ای فکر افتاده بودن یک مجموعهای
[57:28]را تنظیم بکنن به نام تحریفات المصریین یکی از شواهد سعه دید
[57:34]ایشون این بوده که خبر رسیده به ایشون و یا دیدن بعضی
[57:42]از کتابها را که از منابع سنی که در مصر چاپ میشود
[57:44]تحریف میشه کتب به فکر افتاده بودن که این تحریفات را جمعآوری
[57:52]بکنن تحریفی که رابت به نفع خودشون بوده جایی ضرر احتمال اینجا
[57:56]میدن که ر بیر شده الان خیلی بیشتر شده و منابع اهل
[58:02]سنت دستکاری میشه عرض کنم خیلی از مطالب حذف میشه خیلی از
[58:09]کلمات جابهجا میشه و حتی بعضی از کلمات را عرض کنم به
[58:13]خدمتتون که خلاصه به نفع خودشون ت به قول ماها از نظر
[58:17]علمی میگن تصحیف تصحیف میکنن بعضی از کلمات را حالا باز اون
[58:24]یه بابی داره برای خود شرح جداگانهی دار زمان ایشون اینرو ا
[58:27]زمان توجه به این جهت داشتن و به فکر افتادن و با
[58:32]بعضی از فضلا صحبت کردن که این کار انجام بشه و مقابله
[58:39]کنن کتب را عرض کنم که با ک با نسخههای دیگر که
[58:45]این موارد تحریف شناخته بشه و تذکر داده بشه و این کار
[58:48]دال بر سعی دید ایشون و صحیح نظر ایشون باز از جمله
[58:54]شواهد سعی دید ایشون این بوده که با انجمنهای اسلامی دانشجویان خارج
[59:01]از کشور که در اروپا زندگی میکردن ایشون در ارتباط بودن و
[59:09]برای جلسات اوها پیام میفرستادند و بعضی از پیامهای ایشون نسخش را
[59:15]ما داریم که میفرستادند پیامهایی تذکراتی به اونا میدادن و عرض کنم
[59:20]به خدمتتون که رهنمودهایی میدادن به اونها که این چیزهای ارزشمندیست انصافاً
[59:27]و این داله بر ارتباط ایشون و اساساً ایشون روی ارتباطات اهمیت
[59:35]میدادن یادم هست به در یک نامهای به پدر بنده ایشون نوشتن
[59:40]عین عبارت ایشونه دقت بکنید راجع به اینکه در مواقعی اینو به
[59:46]پدر بنده ایشون نوشته راجع به اینکه در مواقعی تلگراف تبریک میلاد
[59:57]ن ننموده و هرچه فکر نموده ضرری ندیدهاید اینو پدر بنده برای
[60:04]ایشون نوشته که مثلاً من تلگراف تبریک پی ولادت پیغمبر اکرم را
[60:08]یا امیرالمؤمنین را تلگراف نزدم ح این نزده به جایی برنخورد که
[60:15]من تلگراف نزدم برای مثلاً اساتید برای بزرگان یا چی ایشون نوشتن
[60:18]معلوم میشود ضعف باصره و بصیره دارید نبودن این گونه ارتباطات چه
[60:31]با ایران و چه با عراق و چه با ممالک دیگر ضرر
[60:34]دنیا و آخرت بسیار دارد یعنی انقدر مهم هست ارتباط ارتباطات اینم
[60:42]تبریک دید ایشون ها تبریک عید مثلاً تبریک تولد خب باید گفت
[60:51]باید ارتباط برقرار کرد خیلیی اگر برای شما تلگراف تبریکی آمد جواب
[60:59]بدید ا خیلی نکته این چیزهاییست که اون وسعت فرمودید نظر ش
[61:04]نظر ایشون را که ارتباطات چه با ایران چه با عراق چه
[61:11]با ممالک دیگر مهم هست ارتباطات باید باشه یه تحلیلی هست که
[61:14]یکی از دلایل این وسعت نظر ایشون رو اینطور گفتند که ایشون
[61:22]دوره کودکی و نوجوانیش همعصر بحث اوج زمان فعالیتهای سیاسی نجف چه
[61:27]در زمان مشروطه حالا فارغ از اینکه ایشون اصلاً در زمان در
[61:30]مورد خود مشروطه چه نظری داشتن وارد نمیشه ولی در چنین فضایی
[61:37]چون دوره نوجوانیش بود و این خیلی مهم هست که شاید در
[61:40]این زمان شکل گرفته ساختار فکریش شاد شاید همین طور باشه اما
[61:45]ما این معانی را در ایشون مییابیم خ این فضا برای دیگرانم
[61:47]بوده بله علی آی حال باز یکی از شواهد که ایشون در
[61:58]نجف و در کربلا که بودن حالا غیر از مشهد که در
[62:05]مشهد مرجعیت عامه داشتن در همون نجف و کربلا ایشون به امور
[62:08]شیعیان در کشورهای مختلف اهمیت میدادن و همونجور که نسبت به پدرم
[62:17]عرض کردم ایشون همین طور بودن که جد ما سفرا میامدن پیش
[62:20]ایشون وزرا میامدن و شخصیتهای سیاسی میامدن در اوضاع یمن ایشون دخالت
[62:31]میکردن اوضاع اون زمان که حوادثی اتفاق افتاده بوده آقای دکتر حسین
[62:36]فاطمی وقتی آمده به عتبات در کربلا با ایشون ملاقات کرده خب
[62:41]اینا دال بر چیه یا مثلاً آقای نواب صفوی وقتی آمده به
[62:48]کربلا در منزل ایشون وارد شده این دال بر چیه مسلماً ایشون
[62:58]روحی اینچنینی داشتن که افراد میامدن اون هم به این خصوصیات و
[63:03]با ایشون ملاقات میکردن و ایشون معلوم میشه از همون اول عرض
[63:14]کنم که به اصطلاح روحیه امر به معروف و نهی از منکر
[63:16]را ایشون داشتن و دنبال این بودن که بالاخره باید کار کرد
[63:24]برای جامعه از نظر دینی باید کار کرد من از سید مرتضی
[63:31]قزوینی شنیدم که ایشون الان ریش سفید و بزرگ علمای ما هست
[63:35]در کربلا ایشون از شاگردان جد ماست ایشون میگفت که نواب صفوی
[63:43]آمد وارد به منزل ایشون شد بعد از منزل ایشون که رفته
[63:46]بود سوار ماشین بوده که میرفته به طرف حرم در نجف در
[63:52]کربلا در کربلا در در بین راه صدای موسیقی به گوش نواب
[63:59]صفوی میرسه از یکی از قهوه خونهها ایشون از ماشین پیاده میشه
[64:02]یک سر صدای عجیبی حالا مسافرم هست بله غریبه است غریبه است
[64:11]به قول شما یک سر صدای عجیبی میکنه در خیابان که به
[64:15]چه مناسبت در کربلا کنار حرم سیدالشهدا سر صدای موسیقی بلند بشه
[64:22]و فلان و همین باعث میشه که مأمورین امنیتی کرب تذکر میدن
[64:26]که مثلاً شما آمدین اینجا بله این داستان را من از آس
[64:36]متز وقت شهید نواب صفوی با این ویژگی در در واقع وارد
[64:38]منزل مرحومان شدن ارتباط داشتن و بله ایشون به این روایت شریفه
[64:49]عنایت داشتن من اصبح وم یت امور المسلمین فلیس ب مسلم عنایت
[64:54]داشته و بعضی از نوشتجات شون هست که این حدیث رو ایشون
[65:00]ذکر کردن لذا یادم هست که عرض کنم که آقای عاشق محمد
[65:09]محققی کسی بود که آقای بروجردی فرستاده بودن به هامبورگ که این
[65:17]مسجد هامبورگ در اونجا ساخته شد آقای بجدی فوت شدن مسجد تموم
[65:21]نشده بود مسجد ناتمام مونده بود شهرداری هامبورگ اعتراض کرده بود که
[65:35]یا اینجا رو تکمیل کنید و یا خرابش میکنیم ایشون آمد به
[65:41]نجف با مراجع نجف ملاقات کرد که آقا برای ساختن این مسجد
[65:49]ما بودجه لازم داریم و شما حالا چطور شد که آقایون نجف
[65:54]جواب مثبتی ندادند آقای میلانی در مشهد وقتی محققی آمد با ایشون
[66:04]ملاقات کرد مطلب را گفت بلافاصله دستور دادن مهندس شهرستانی مهندس محمدعلی
[66:10]شهرستان که ایشونم معروفه معرو با یکی از مقلدین ایشون از تجار
[66:15]بزرگ تهران اینا رو با هم فرستادن به هامبورگ ها که کار
[66:24]مهندسی به عهده آقای شهرستانی آقای شهرستانی مخارج به عهده اون حاجی
[66:29]و مسجد تکبیر شد این اسنادش رو ما داریم الان اسناد این
[66:35]قضیه رو ما داریم و آقای رمضانی که الان در هامبورگ هست
[66:42]و نماینده رهبری هست ایشون در اونجا اسناد رو از من خواست
[66:46]منم به ایشون دادم که کتاب هم چاپ شده یک سال گذشت
[66:52]کلاً شناسنامه کامل این هامبورگ کتابی برا امامت در اون مسجد آقای
[66:57]میلانی فرستادن اونم اسنادش ما داریم التقط کردید این دال بر سعه
[67:06]دید ایشون که مراجع نجف حالا به هر دلیلی آمادگی نداشتن که
[67:10]در این جهت عرض کنم که ورود پیدا بکنن ولی ایشون بلافاصله
[67:16]اقدام کردن و مسجد تکمی شد این صحبتی که میفرمایید مربوط به
[67:19]۶۰ سال پیش ۶ ۵ سال پیش و در مورد اون زمان
[67:24]س الان خب دیگه بحث روابط بین ملال خیلی هم همگی شده
[67:28]همس داریم در اون زمان صحبت میکنیم که بالاخره خیلی مهمه بله
[67:33]بلی اینطور بوده که و اما در مشهد کارهایی که ایشون کردن
[67:37]مدارسی که ساختن حوزههای علمیهی که تأسیس کردن حسینیه هایی که به
[67:46]برکت ایشون ساخته شد مساجدی که ساخته شد حتی غسالخانه و پل
[67:50]به برکت ایشون ساخته شد کارهای ایشون در مشهد داشتن در شبهای
[67:58]جمعه و در تعطیلات حتی تعطیلات هفتگی ایشون عدهای از طلاب را
[68:08]میفرستادن به عرض کنم روستاها و اطراف و اکناف مشهد که اونا
[68:14]دو دو روز میرفتن اونجا میموندن چهارشنبه و پنجشنبه را یا پنجشنبه
[68:20]و جمعه را و برمیگشتن و به برکت این کار چقدر خدمات
[68:29]در خراسان انجام شد خب این کار کاری بود که سابقه نداشته
[68:32]که همیشه ایام تبلیغ محرم سفر و ماه مبارک بوده اینجا پنجشنبه
[68:37]جمعهها ب و این کار رو ایشون داشتن و خیلی کار شد
[68:43]که اسناد این برنامهها و کارها و گزارش هاش موجوده در مورد
[68:49]این ویژه که فرمودید اون حوزه علمیهی که به نام خود مرحوم
[68:52]آیت الزما میلانی هست با برنامه های خاص در اون زمان این
[68:56]ب بله ایشون سه تا مدرسه تأسیس کردن سه تا مدرسه یک
[69:03]مدرسه مقدماتی یک مدرسه سطوح یک مدرسه خارج تأسیس کردن در مشهد
[69:07]در کنار این در مشهد در کنار این سه مدرسه یک مدرسه
[69:12]تخصصی ساختن که به قول امروز میگن مرکز تخصصی برای تربیت تربیت
[69:18]نیروهای تبلیغی که در اونجا اقتصاد تدریس میشد زبان تدریس میشد می
[69:26]شد علوم دیگر تدریس میشد که اون مدرسه هم بود خب این
[69:29]کارها کارهای یا حمایت از ب مدرسه حقانی که با این دروس
[69:35]ویژهای که در قم داشت حمایت ایشون بده بله بله اونهم باز
[69:38]داستانی داره که مدرسه حقانی که ساخته شد با یکی از مراجع
[69:45]قم مذاکره شده بود برای اداره اون مدرسه حالا به هر دلیلی
[69:53]نشد با اون بزرگوار توا بتو توافق برسند رفته بودن مشهد با
[69:57]ایشون صحبت کرده بودن ایشون گفته بودن که مخارج اینجا رو من
[70:03]میدم بیش از اونچه که خواسته بودنا بیش از اونچه که خواسته
[70:06]بودن ایشون مخارج را پرداختند گفتن به شرطی که اسم من در
[70:14]قم مطرح نشود و برنامهها را هم باز ایشون خودشون اشراف داشتن
[70:18]برنامههای که آخرین مدیر این مدرسه آقای قدوسی بود تا اونجای که
[70:26]من یادم می مثلاً در داستان زلزلهای که در کاخ و گناباد
[70:30]و اونجاها اتفاق افتاد در زمان حیات ایشون خب زلزله مهمی هم
[70:37]بوده ایشون کارهای عجیبی کردن قبل از اون زلزله تبس بوده دیگه
[70:41]ق بله زلزله تبس در زمان انقلاب بود بله در اونجا نه
[70:48]اون کاخ و گناباد زلزله عظیمی بوده که ایشون کارهای عجیبی کردن
[70:52]و عرض کن کنم که خانههایی رو ایشون ساختن سندهایی را به
[71:01]مهر امضای خودشون برای اون خانهها صادر کردن سند مالکیت اون خانهها
[71:06]را خود ایشون مهر امضا کردن خانهها را تحویل دادن حالا غیر
[71:14]از کارهایی که در اونجا شد که اشراف داشتن بر کفن و
[71:16]دفن و جهات دینی و شرعی اون مردم و بعد کیفیت عرض
[71:23]کنم که تقسیم ماترک اون مردم و که خود اون باز یه
[71:30]استفتاح های عجیبی در اونجا ما داریم اون استفتا رو که چقدر
[71:33]برای ایشون استفتا میآمد به جهت تقسیم ماترک اون زلزله زدهها در
[71:44]مشهد مقدس و در استان خراسان به طور کلی ایشون فعالیتهای عجیبی
[71:48]داشتن غیر از اونچه که عرض کردم یادم هست که از بزرگترها
[71:56]شنیدم اونوقت من مشهد نبودم از بزرگترها شنیدم که خبر به ایشون
[72:01]رسیده بود که در شهر مشهد در یکی از محلهها انبار نگهداری
[72:07]شراب هست یه جای انبار نگهداری شرابه ایشون فرستاده بودن پی بعضی
[72:14]از کسبه اون محله گفته بودن به هرجوری هست این ملک را
[72:19]شما باید بخرید این مکان را باید بخرید و به شهرداری گفته
[72:26]بودن که در شهر مشهد نباید جایی به عنوان انبار شراب و
[72:32]نگهداری شراب وجود داشته باشه خیلی با متانت با این کار ایشون
[72:37]مبارزه کردن و مثر م واقع شد سر صدایی هم پیدا نشد
[72:44]انعکاسی هم به اون معنا پیدا نکرد و از این قبیل کارها
[72:51]ایشون فراوان داشتن نسبت به عرض کنم که شهر مشهد خدمات که
[72:55]به طور کلی استان خراسان حالا در زمان ایشون وقایع مختلف حالا
[73:04]اجتماعی یا دینی در مشهد وجود داشت از جریان مرحوم شریعتی یا
[73:08]دو تا ن انشا نمدونم الان میفرماید یا ب میفرمایید اشاره خوا
[73:13]این چون برای ما خیلی مهمه از زبان خواهم کرد همه اینا
[73:19]رو اشاره خواهم کرد بله همین روحیه من اصبح ولم یتم امور
[73:22]المسلمین روحیه امر به معروف و نهی از منکر ایشون را وا
[73:29]داشت به اینکه با آقای خمینی همکاری کنن در سال ۱۳۴۱ که
[73:38]اولین انقلاب پیشان بله دیه بله دیگه از همون تاریخ و ایستادگی
[73:44]کردن ایشون و همکاری کردن و حمایت کردن که اسناد و مدارک
[73:51]کارهای ایشون در این زمینه ایلامیها بیانیهها ملاقاتها و امثال ذک فراوان
[73:59]که اینها در اختیار هست که نیازی به اینکه بنده حالا شرح
[74:04]بدم نیست عرض کنم که حتی حتی عالمی از علمای محترم که
[74:14]حالا فوت شده برای من گفت که یه روز به ایشون گفتم
[74:21]آقا شما خیلی دارید مایه میگذارید برای آقای خمینی حتی در نماز
[74:27]شما رساله عملیه ایشون توضیع میشه مخفیانه چه خبره تا این اندازه
[74:37]اینی کسی برای من نقل کرد که خودش با ایشون صحبت کرده
[74:42]بود خودشم از علما و فضلا بود ایشون گفته بودن که من
[74:48]با آقای خمینی سابقه ندارم خب من در نجف و کربلا بودن
[74:56]ایشون در قم بودن ما سابقهای با هم نداریم اما ا وقتی
[74:59]کسی قیام بکند برای امر به معروف و نهی از منکر ولو
[75:09]لمعه خان باشد ایشون گفته بودن هرچند لمعه خوان باشد یک طلبه
[75:15]لمعه خوان قیام کند برای امر به معروف و نهی از منکر
[75:22]من وظیفه خود میدانم که با او رو حمایت بکنن خیلی نکته
[75:27]مهمی این همون این همون دید س قدیم ایشون که از میفرمایید
[75:35]از همون جوانی ایشون داشتن این دید را این روحیه رو پیدا
[75:38]کردن این همچنان ادامه داشت شا اون عنایت ایشون به شهید نواب
[75:44]صفوی هم با همین مبنا بوده بله روی همین مبنا بوده که
[75:47]ایشون میگفتن به اینکه بایستی حمایت در این کشور قوانین خلاف شرع
[75:55]تصویب نشود این در اعلامیه هاشونم هست مبادا در کشور امام زمان
[76:04]خلاف شرع و قوانین خلاف شرع تصویب بشود و به اجرا گذاشته
[76:07]شود این کشور امام زمان است این در اعلامیهها شون حالا اگه
[76:13]اجازه بید یه بخش از اعلامیه شونم بخونم ملت ایران از نابسامانیهای
[76:17]اجتماعی و اقتصادی خود به سطوح آمده و لب پرتگاه سقوط و
[76:25]زوال قرار دارد و من شرعاً خود را موظف میدانم تا در
[76:27]راه نجات ملت مسلمان ایران از هیچ سعی و کوشش مشروعی دریق
[76:33]نکنم این در یکی از نامه اشون ب و ایشون تأکید میکردن
[76:39]در نامهها شون بیانیه هاشون که خونی نباید ریخته بشه سلیقه ایشون
[76:42]این ب اینم یه بحث انشا احتمال در زمانی که نزدیک به
[76:48]انقلاب هست یه دو س تا نکته هست قبل از یعنی ایام
[76:49]اواخر حیات ایشون که یه خرده احتمالاً با بحث حالا انقلاب اگر
[76:56]بحث فاصلشون هست این یکی از نکات هست که اون دماء مؤمنین
[77:00]مسلمانان خواهم گفت اون فاصله رو خواهم گفت بله ب اون فاصله
[77:05]رو خواهم گفت که یکی از دلایلش همین بعید نیست همین باشه
[77:09]عرض کنم که ایشون ایشون تأکید میکردن میگفتن که ما وظیفه داریم
[77:16]امر به معروف کنیم و نهی از منکر بکنیم جلو قوانین خلاف
[77:21]شرع را بگیریم ما باید بایستیم و کسانی را که در این
[77:27]مسیر فعالیت میکنند ایشون میگفتن باید حمایت بکنیم بله ولی خونی نباید
[77:31]ریخته بشه من اینو به شما عرض بکنم زمانی که ایشون آمدن
[77:38]از مشهد به تهران برای استخلاص آقای خمینی بله اون حرکت معروف
[77:43]ایشون که از قم هم مراجع به ایشون پیوستن ب و علمای
[77:49]بلاد بله بله از غض اون سال ما آمدیم ایران ا یعنی
[77:54]پدر در بنده آمدن به ایران که خانوادگی آمدیم به ایران و
[77:57]بنده هم شاهد قسمتی از قضایا بودم خودم شاهد قسمتی از قضایا
[78:05]خودم بودم و در منزلی که منزل حاجی پورقدیری بود در خیابان
[78:10]امیریه اون زمان حالا میگن خیابان ولی عصر ایشون در یک منظر
[78:17]وسیعی که مال این حاجی بود ایشون اونجا وارد شده بودن تالار
[78:20]بزرگی در اونجا بود که در اون تالار اجتماع میکردن علما محل
[78:29]اجتماع اشون بود یادم هست همین طور دور تا دور این تالار
[78:37]عل علمای بزرگ از شهرستانهای مختلف آمده بودن که اونجا مشورت میکردن
[78:42]و ایشون در صدر مجلس مینشستن یک طرفشون آقای شر مدار بود
[78:48]یک طرفشون آقای نجفی مرعشی بود شاهدم اینه محل شاهدم اینه که
[78:54]من که نمیشناختم افراد را خب من یه جوانی بودم یک روز
[79:01]دیدم که یک آقا ایشون نشستن توی اتاقشون یک آقایی آمد پیداست
[79:09]که از مسئولین با ایشون در اونجا مذاکره کرد یه وقت جوانهایی
[79:13]وارد اتاق شدن یه اتاق خصوصی یا همون تالار نهه اتاق خصوصی
[79:18]اتاق خصوصی بود جوانهایی را آوردن و ما از پشت شیشه نگاه
[79:24]می کردیم دیدیم این جوونها را لخت کردن پشت این جوونها را
[79:32]اون آقای احتمال دولتی بود دیگه حال عرض میکنم حالا عرض میکنم
[79:36]به اون آقا نشون دادن جاهای شلاقزدن پرسیدم حالا اسمش یادم مونده
[79:50]آقای پاکروان معروف پاکروان صاب بله رئیس کل میگفتن رئیس کل شه
[79:55]ساواک ساواک اون زمان بوده ایشون اینطور منطقی با این شخص صحبت
[80:03]کردن که این جوونها بیانیههای ما را بین مردم پخش کردن بیانیههای
[80:10]ما هم یک تکلیف شرعی بوده اینها هم به تکلیفشون عمل به
[80:17]تکلیف شرعی شون عمل کردن به چه مناسبت باید اینا دستگیر بشن
[80:20]و اینطور شلاق زده بشن او منکر شده بود بود بلافاصله ایشون
[80:28]احضار کردن جوونها رو نشون دادن بله نشون دادن که و من
[80:32]یادمه از اتاق اومده بود بیرون بله و با یک زبان خارجی
[80:37]که من پرسیدم بعداً که این چه زبانی بوده گفتن فرانسوی با
[80:42]کسی صحبت میکرد در همون جا تلفن بود شماره گرفت گزارش داد
[80:52]به همون زمان خوا خارجی که من پرسیدم این چه لغتی بود
[80:55]گفتن زبان فرانسوی میخوام چه عرض بکنم تایید فرمایش شما این خاطر
[81:03]رو ما در اسناد هم داریم از برخی از افراد که چگونه
[81:08]این دیدار اتفاق افتاد و این پاکروان بعدش چقدر تحت تاثیر قرار
[81:12]گرفته بود و خیلی شکسته شده اون اومد بیرون تلفن کرد بله
[81:16]بله بله این رو ما احسان نراقی در خاطراتش که ایشونم اون
[81:23]زمان خب جزو بالاخره حکومت بود احسان نراقی در خاطراتش این هم
[81:27]خاطر شما شاهد بود اصلا خودم شاهد بود در خاطرات داریم که
[81:32]ایش نهد بودم بله اصلا خودم شاهد بودم قسمتی از قضای خودم
[81:40]شاهد بودم مهمی بود بله بله عرض کنم که بحث اون ویژگیهای
[81:41]ایشون رو میفرمود مید ب بله این عرض کنم که احساس تکلیفی
[81:49]که ایشون میکردن که بایستی امر به معروف بشه و نهی از
[81:55]منکر بشود و نگذاریم خلاف شرع بشه و احکام خلاف شرع و
[81:59]قوانین خلاف شرع در کشور تصویب بشه و یا پیاده بشه ایشون
[82:06]نظرشون این بود و همیشه با استدلال با منطق با متانت صحبت
[82:13]میکردن و تحت تأثیر هم قرار میگرفتن مسئولین همینجور که شما الان
[82:17]اشاره کردید ب این رویه ایشون بود و در همه بیانیهها در
[82:25]همه ملاقاتها در همه عرض کنم به خدمتتون که اعلامیهها این تأکید
[82:29]ایشون بر این جهت بود که این کشور کشور امام زمان است
[82:36]ما نباید بگذاریم در این کشور قوانینی که خلاف شرع واضح عرض
[82:44]کنم که اسلام هست اینا پیاده بشه نباید بگذاریم باز از سعه
[82:55]دید ایشون عرض بکنم و اهتمام ایشون به امور ملاقات ایشون با
[83:04]شیخ جامعه الازهر با شیخ جامعه الازهر ایشون در مشهد ملاقات کردن
[83:12]به این معنا که او آمد به منزل ایشون و بنده خودم
[83:15]شاهد کل برنامه بودم از اول تا آخر و مذاکراتی که شد
[83:22]خیلی برخورد خ خوبی ایشون داشتن با شیخ جم حصر خیلی برخورد
[83:30]خوب با محبت با ایشون ملاقات کردن اما در تأکیدی که ایشون
[83:34]میکردن در اون ملاقات مسئله این بود که پیغمبر اکرم فرمودن به
[83:42]اینکه انی طار فیلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما تمسکتم
[83:51]به لو روی این حدیث ایشون تأکید کردن در جلسه و ایشون
[84:01]میفرمودند که اونچه که میتواند مسلمین را جمع بکند و تقریب بین
[84:07]مذاهب پیدا شود محور این د این محورش حدیث ثقلینه که حدیثی
[84:16]اس مورد قبول طرفین که هم اونها روایت کردن هم ما روایت
[84:21]کردیم بنابراین طرف به این حدیث عمل بکنن مشکلات مسلمین حل خواهد
[84:29]شد خیلی از امور اصلاح خواهد شد من یادم هست که ایشون
[84:33]علاوه بر جلسه عمومی که داشتن با شیخ جامعه الازهر علمای دیگر
[84:41]مشهدم حضور داشتن به دعوت ایشون یک جلسه هم در اتاق خصوصی
[84:45]با ایشون صحبت کردن و عرض کنم به خدمتتون که بعداً ایشون
[84:53]به بنده فرمودن به خود بنده فرمودن فرمودن به اینکه زمانی که
[85:00]ما در نجف بودیم آقای آش محمد حسین کاسو الغطا میرفت در
[85:09]جلسات تقریب بین مذاهب شرکت میکرد ما به ایشون میگفتیم آقا مواضب
[85:16]باشید کلاه سرتون نرود مواظب باشید ضرر نکنیم آش محمد حسین راهش
[85:26]رو ادامه داد تا وقتی خود ایشون متوجه شد که ادامه حضور
[85:34]در جلسات اونها مصلحت نیست چرا این کلاه چه بود اون شرحی
[85:37]داره باز اون باز شرحی داره عرض شود به خدمتتون که ایشون
[85:44]کتابی هم نوشتن نوشتن که المتل علیا فی الاسلام لافی ب حمدون
[85:47]اونم باز شرحی داره ایشون میگفتن ما رفتیم به ملاقات ایشون رفاقت
[85:55]داشتیم ایشون گفتن به اینکه ما عربها زودتر کلاه سرمون میره شما
[86:00]ایرانیها ز آ ی کاش قتا به شما ایرانیها زرنگتر از ما
[86:10]هستید ما عربها زودتر گناه سرمون میره این عبارت رو هم من
[86:15]از مرحوم جدم دارم که ایشون تأکید داشتن که حدیث ثقلین باید
[86:23]ملاک کار باشد البته ملاقات باید ملاقات خوبی باشه برخورد خوبی باشه
[86:28]ملاق نشون دهنده این هستش که باید ارتباط دو سو یعنی گفتگوهای
[86:35]دو سوی باشه این موضوع ا مختصری بعداً عرض خواهم کرد بعداً
[86:39]مسئله تقریب مسئله تقریب بین مذاهب را بعداً خودم باز عرضی خواهم
[86:48]داشت اجمالاً همین است که آقای خمینی در وصیتنامه شون در اول
[86:53]وصیتنامه نگاه بکنید حدیث ثخین رو عنوان کردن در این وصیتنامه مهمش
[87:02]که هست اجمالاً این عرض کنم به خدمتتون که روش ایشون بود
[87:08]که باید حسن برخورد داشته باشیم با سنیها خب وقتی با سنیها
[87:15]حسن برخورد باید داشته باشیم و حسن معاشرت داشته باشیم و حسن
[87:20]اخلاق خب لام محال با خودیها به طریق اولا باید اینچنین باشه
[87:28]لذا ایشون خیلی مقید بودن ایشون وقتی وارد مشهد شدن و بنا
[87:31]شد در مشهد بمانند شاگردان آرز مهدی اصفهانی به خاطری که ایشون
[87:40]از آش محمد حسین اصفهانی استادشون مطلب میگفتن آش احمد حسینم فلسفی
[87:47]بوده بعضی از شاگردان ممرز مهدی اصفهانی با ایشون رفتار خوبی نکرده
[88:00]بودن ولاکن ایشون حلم کردن صبر کردن و به خوبی عبور کردن
[88:03]از اون مرحله ولو اینکه ب ایشون سخت گذشت اون ایام اینو
[88:11]به طور اجمال عرض کردم یا مثلاً فرض بکنید که در قضیه
[88:19]آقای دکتر شریعتی در قضیه دکتر شریعتی خب من یادمه خود بنده
[88:24]یادمه پدر دکتر شریعتی جلسه داشت مرحوم محمد تقی شریعتی بله جلسه
[88:28]داشت و یه کلاه از این کلاههای گردی هم سرش میگذاشت نمیدونم
[88:34]اسمش چیه عکس رو دیدیم تو عکس هست نمیدونم اسمش چیه اون
[88:37]کلاه لب دار میگن ش بله این کلاه گرد بود آها گرد
[88:42]گرد بود ایشون عرض کنم که جلسه داشت و میامدن در منزل
[88:51]مرحوم جد ما اجتماع میکردن و خیلی مورد عرض کنم به خدمتتون
[88:54]که علاقه بودن فرزند ایشون خب دانشجو بود در مشهد درس خوند
[89:03]و اینها و بعد رفت به پاریس به مرور که ایشون وقتی
[89:08]برگشت مطالبی را گفت و سخنرانیهایی و بعداً کتاب اسلامشناسی چاپ شد
[89:14]و اینها در اونجا مطالبی مطرح میشد که بر خلاف مبانی بود
[89:19]آقای میلانی تذکر دادن در همون با عرض کنم که تذکر شون
[89:25]به چه صورت بود عذر میخوام چون اینجا یک نکتهای وجود داره
[89:29]که بعدها یک فاصلهای بین م محمد تقی شریعت و آیتالله عزم
[89:32]مینا اتفاق افتاد این بودش که یه گلایهای گویا شریعتی داشتن که
[89:39]خب علی بزرگ شده خانواده ما و ما هم بزرگ شده در
[89:40]خدمت شما هستیم اگر علی نکتهای داره اشتباهی داره کاش به ما
[89:48]تذکر بدید گویا این مثل اینکه علنی شده بود این تذکر تذکر
[89:51]داده بودن پس از گفتم با همون رویه با همون اخلاقشون ببینید
[89:57]دو سه مطلب رو کنار هم بگذارید یکی من اصبح ولم یتم
[90:04]به امور مسلمین بود یکی مسئله امر به معروف و نهی از
[90:07]منکر بود و دیگر اینکه بایستی بایستی شریعت حفظ بشه احکام الهی
[90:17]حفظ بشه مبانی تو خودی حفظ بشه و از اون طرف هم
[90:21]حسن اخلاق ایشون دید وسیع ایشون حسن برخورد ایشون اینا رو وقتی
[90:27]در کنار هم بگذارید خب اینو میتونید یقین پیدا بکنید که ایشون
[90:35]خصوصی تذکرات را دادن صحبتها رو کردن اینها مؤثر که واقع نشد
[90:39]ناچار شدن و بالاخره امر منجر شد به اینکه ایشون عرض کنم
[90:47]که به اصطلاح برخورد کردن دیگه ایشون ایستادند و نظرشون رو بیان
[90:53]کردن و عموزاده بنده عموزاده بنده که الان مقیم لندن هست جز
[91:02]سید فاضل میلانی سید فاضل میلانی جزواتی را ایشون عرض کنم که
[91:07]منتشر کرد به عنوان دکتر چه میگوید و نقد کرد کتاب اسلامشناسی
[91:17]و بالخصوص اسلامشناسی دکتر شریعتی را اون جزوهها هم الان موجود هست
[91:23]اون کسانی که دارن دارن و عرض کنم که موجود پس ایشون
[91:26]خصوصی تذکراتی داده بودن چون نافع نبود چون اینها در تاریخ گویا
[91:33]بخشش منعکس شده بشم همینه بایدم اینطور باشه اول تذکر میدن اول
[91:37]عرض کنن که مذاکره میکنن الان عرض خواهم کرد نسبت به بعضی
[91:43]از آقایون دیگرم همین طور شد نسبت به بعضی از آقایون دیگرم
[91:46]همین طور شد مثلا و اونو خواهم گفت مثلاً آقای میلانی در
[91:53]خصوص صداو الفصل برقی ایشون خب چیزی نوشتن استفتایی شد ایشون جواب
[92:00]دادن و این عرض کنم که صدا ابالفضل برقی را خلاصه مطرود
[92:13]کرد این استفتا و در محافل علمی مطرح شد خب این جهتش
[92:15]چی بود جهتش این بود که بعضی از مبانی اعتقادی را آقای
[92:21]برقعی منکر شد خب باهاش بحث کردن تذکر دادن افرادی و با
[92:28]او گفتگو کردن بله چون نافع واقع نشد و او ادامه داد
[92:31]حرفاش را و خوف این بود که اثرگذار باشه در جامعه ناچار
[92:37]شدن که فتوا بدن نسبت به ابوالفضل برقی که الان وهابیها بعد
[92:41]از ۵۰ ۶۰ سال نوارهای این آدم را برمیدارن عرض کنم در
[92:48]این شبکات ماهوارهای پخش میکنن و به عنوان آیت الله العظمی معرفیش
[92:54]میکنن خب این روش ایشون بوده ایشون میگفتن که من بایستی مبانی
[92:59]اعتقادی رو حفظ بکنم من باید حافظ شریعت باشم و مرجعیت وظیفش
[93:08]اینه دیگه غیر از اینه بنابراین چه در اصول و چه در
[93:13]فروع در احکام و غیر ذالک خب بایستی اینا سنگربان مذهب باشن
[93:17]دیگه و لذا دیگه کار به جایی میرسه که تعارف میره کنار
[93:24]ناچ ما تعارف میاره کنار و ایشون در خصوص دکتر شریعتی وقتی
[93:27]بعضیا آمده بودن با ایشون صحبت کرده بودن حتی ایشون را تهدید
[93:35]کردن حتی ایشون را تهدید کردن که ما کاری میکنیم که مقلدین
[93:38]شما از شما برگردن کاری میکنیم که وجوهات به دست شما نرسه
[93:47]کاری میکنیم که شهریه شما قطع بشه و تعطیل بشه ایشون گفته
[93:49]بودن که در راه حفظ ولایت امیر مؤمنین میرزد که انسان توهین
[93:55]شود بله خیلی مهم حتی اون شخصی که آمده بود با ایشون
[94:02]اینجوری صحبت کرده بود اسمش رو هم من میدونم میناچی آها دکتر
[94:08]میناچی که ابتدای انقلاب مسول حسین حسینی ارشاد بودن قبل انقلاب وزیر
[94:13]هم شد عضو ملی مذهبی هم ب صحبت کرده بود با ایشون
[94:19]حضرت عالی به واکنش مرحم آیت العظم میلانی نسبت به برخی حالا
[94:22]مواضع خاص مرحوم علی شریعتی اشاره فرمودید اگر این بخش رو نکات
[94:31]تکمیلی دارید بفرمایید من چند تا از مواضع ایشون رو هم خدمت
[94:33]شما بپرسم اگر فرمایش شما تموم شد در این قسمت عرض کنم
[94:39]که دو سه مطلب باقی مونده بله یک مطلب به دنبال اینکه
[94:46]عرض کردم ایشون تأکید میکردن بر اینکه خونی نباید ریخته بشه ینی
[94:50]روی این جهت خیلی ایشون تأکید داشتن و اینکه ما وظیفمون امر
[94:55]به معروف و نهی از منکر هست این سؤال مطرح شد مکرر
[95:01]م از من سؤال کردن و از من خواستن که اگر چیزی
[95:05]را از بزرگترها شنیدم یا خودم مثلاً نوشتهای چیزی دیدم بگم یکی
[95:12]راجع به ترور حسن علی منصور هست اتفاقا سؤالات اصلی ما هم
[95:17]همین بود بله من به شما عرض بکنم که آقا آقایون معترف
[95:23]هر چند یک بار این قضیه رو عنوان میکنن در سخنها شون
[95:32]سخنرانی هاشون مصاحبه هاشون میگن بنده با بعضی از بزرگان این آقایون
[95:38]ملاقات داشتم سؤال کردم که اون استفتایی را که شما میگید از
[95:46]ایشون داشتیم آیا اون دارید اون استف را خ الان که دیگه
[95:49]مانعی نداره نشون دادنش یا منتشر کردن نش جواب درستی من از
[95:56]آقایون نشنیدم ولی از اون طرف به شما عرض بکنم و این
[95:58]برای اولین باریست که عرض میکنم نامهای را به خط ایشون من
[96:05]دیدم برای یکی از آقایون که در اونجا ایشون میگن که بله
[96:13]در قم و در تهران شایع شده است که ترور حسن علی
[96:15]منصور به فتوای من بوده و این صحت ندارد یعنی حضرت عی
[96:20]ایشون نمیگن صحت ندارد صحت ندارد رو من میگم ایشون عبارت شون
[96:23]شدید تره ایشون میگن این بهتان است فتوای ایشون بهتان هست آخه
[96:34]بعضی جاها عبارت اذن به کار برده شده یعنی گفتن که آخه
[96:37]اذن با فتوا طبیعتاً متفاوته دیگه حتی اذن را هم ایشون حتی
[96:43]اذن را هم ایشون من در اون نامه دیدم که ایشون نوشتن
[96:47]که من به آقایون گفتم اون نامه که منتشر نشده نخیر منتشر
[96:50]نشده و اون نامه الان کجاست هم الان نمیدونم ولکن من اون
[96:58]نامه رو دیدم ایشون اونجا نوشتن که من به آقایون گفتم که
[97:07]قتل او مشکلی را برای ما حل نخواهد کرد خب اون کشته
[97:08]بشه یه کس دیگه رو میذارن جاش ولاکن نتیجهش این میشه که
[97:15]عدهای در این بین میگیرن اعدام میکنن تلف میشه جونش بله این
[97:19]اینم ایشون میگ که اون اتفاقم افتاد عملاً دیگه ب اینو ایشون
[97:22]میگن این یک مطلب مطلب دوم سؤال میشه که چرا ایشون در
[97:28]اواخر عمرشون سکوت کردن از اونچه که گفتم دلیل سکوت ایشون معلوم
[97:37]میشه ایشون نظرشون این بود که امر به معروف بشه و نهی
[97:39]از منکر بشه و حمایت از آقای خمینی بشه خب ایشون تبعید
[97:45]شدن به ترکیه از ترکیه هم تبعی شدن به نجف و دیگه
[97:51]نقش ایشون تمام شد ایشون ایشون گفتن دیگه من وظیفهای ندارم سؤال
[97:58]میشه که چطور شد آقازاده ایشون با شاه ملاقات کرد آ سید
[98:04]محمد علی آ سید محمد علی چون ایشون سه تا آقازاده داشتن
[98:07]آقازاده اولشون پدر بنده بود که عرض کردم بله آقازاده دومشون سید
[98:15]عباس بود آقاسید عباس از علمای نجف بود و ایشون در نجف
[98:18]موند و در نجف هم فوت شد که این آقای آسد فاضل
[98:25]میلانی که الان در لندن اقامت داره ایشون و در اونجا برنامههایی
[98:29]دارد و استاد دانشگاه هست و غیر ذالک ایشون آقازاده بزرگ آسد
[98:38]عباس آد عباس آقازاده سوم ایشون آصف محمد علی بود که ملازم
[98:41]ایشون بود در مشهد چون پدر بنده که کربلا بودند و بعداً
[98:47]هم آمدن مقیم شهر ری شدن آسد عباس هم که در نجف
[98:52]بود ایشون همونجام فوت شد عاصم محمدعلی ملازم ایشون بود و اداره
[98:57]امور ایشون به توسط صد محمدعلی بود صد محمد علی از روی
[99:04]ارعاب و تهدید و عرض کنم که اونم شرحی داره که چطور
[99:07]شد که به هر جوری شده ایشون را به هر حال به
[99:11]حرم بردن و ناچار شد ایشون با سایر آقایونی که در اونجا
[99:18]بودن با شاه ملاقات کرد البته ایشون در اون ملاقات به نفع
[99:21]حوزه علمیه هم باز استفاده کرد مسئله سربازی حوزه علمیه مشهد را
[99:29]ایشون در اونجا مطرح کرد و مشکل حل شد پس اگر من
[99:33]درست این نکته عرض بکنم موضوع این هستش که گفته میشود که
[99:36]یکی از دلایل اینکه مرحوم آیت الرزم میلانی نسبت به حرکت انقلابی
[99:43]امام خمینی در سالهای پایانی کمی فاصله گرفتند و اون حمایت اولیه
[99:47]رو نداشتن یکی از دریی رو اینطور میگن که آقازاده ایشون آقا
[99:54]سید محمدعلی که ملازم بودن فرمودید ایشون این با دربار ارتباط گرفتن
[99:58]اینی که عرض میکنم یعنی اون تحلیلی اس که گفته میشه و
[100:04]به نوعی اثر گذاشتن در پدرشون و تونستن مثلاً اون روحیه انقلابی
[100:07]رو تضعیف بکنن در تأیید این نکته هم یکی از اون دیدارها
[100:12]رو که حضرت عالی فرمودید مثال میزنن میگن که ببینید با حتی
[100:15]با شاه هم دیدار کردن ولی شما خب نکتهای رو فرمودید در
[100:20]اسناد هم در تاریخ هم حتی اومده که در تهدید و ارعاب
[100:22]شاید اگر من جسارت نباشه حتی بحث بحث شکستن حریم خانوادگی رو
[100:29]پیش کشیدن یعنی گفتن که یعنی آوردن در قسم ساوا گفتن شما
[100:35]یا باید با شاه دیدار بکنی یا خانواده شما ممکنه اتفاقاتی مسائل
[100:42]خیلی ناگوار این تهدید رو گفت شده لذا عرض کردم از روی
[100:45]تهدید بوده و از روی ناچاری بوده نه اینکه ایشون ارتباط پیدا
[100:52]بکنه و امثال زارک هیچ سندی نداریم بر ارتباط با اونجا و
[100:56]این حرفها ابداً چنین سندی رو نداریم اگر بود بالاخره ب دیگه
[101:03]حالا بر ملا میشد اسناد و مدارک و این ملاقات با این
[101:05]خصوصیات بوده با این مقدمات بوده و عرض کنم به خدمتتون که
[101:13]خب البته کسانی که با ایشون حالا سوابقی دارن حالا مسائلی بینشون
[101:18]بوده و فلان خب اونا مطابق نظر برا خودشون تجزیه و تحلیل
[101:24]میکنن و تفسیر میکنن حوادث را اما اونچه را که بنده چه
[101:26]خودم شاهد بودم و یا از بزرگترها شنیدم و یا از داخله
[101:32]ایشون اطلاع دار باخبر هستم و اطلاع دارم داستان از این قرار
[101:39]و شایدم یک تحلیل این هست که بخشی از جریان انقلابی انتظار
[101:42]داشتن مرحوم آیت العظم میلانی دقیقاً همون مانند مثلاً امام خمینی از
[101:47]نوع بیانیهها همون صورت باشه و مدام فشار میآورد آوردن و گاهی
[101:53]این فشارها ناخودآگاه و ایشونم در پاسخ گفته بودن گفته بودن که
[101:55]من که شاید مثل ایشون نیستم شاید من مثل آقای خمینی که
[102:00]اطرافیان ندارم و در واقع خواسته بودن توضیح بدن که هر کس
[102:06]یک سطحی داره ولی خب انتظار گویا بالا بود و همین شاید
[102:08]از نظر روحی روانی به ایشون فشار میآورد و یه خورده اون
[102:13]گسست به خاطر این فشارها شاید اتفاق افتا اینقدر به شما عرض
[102:15]بکنم که تمام اسناد و مدارک و کسا که ش شاهد قضایا
[102:24]و حوادث بودن هنوزم هستن بله خیلیاشون همه اینا حاکی از این
[102:27]است که هیچ یک از مراجع تقلید به قدری که آقای میلانی
[102:34]پشتیبانی کردن پشتیبانی نکردن بله دقیقاً بله این یه امر مسلمی اس
[102:37]و ایشون در سال ۵۴ قبل از پیروزی انقلابم از دنیا رفتن
[102:42]دیگه نبودن بعد از انقلاب و در پیروزی انقلاب تا ببینیم باز
[102:49]موضع ایشون چگونه خواهد بود اجمالاً این چند مطلب باقی ماندهای بود
[102:56]که از حالات و روحیات ایشون عرض کردم من به شما عرض
[103:00]بکنم ایشون نظرشون این بود که مرجعیت و حوضه علمیه وظیفش حفظ
[103:09]دینه حفظ دین به این معناست که مانع بشن از اینکه در
[103:17]دین دخل و تصرفی بشه بدعتی در دین گذاشته بشه این وظیفه
[103:24]روحانیت هست و اعتقادشون این بود و عملشون م بر همین بود
[103:28]و ایشون میگفتن حفظ دین به این است که کسانی که میخواهند
[103:36]حافظ دین باشن اولاً عالم باشن و ثانیاً با تقوا باشن تأکید
[103:45]داشتن بر اینکه طلبه باید حفظ بکنه بین علم و تقوا این
[103:51]دو را ایشون تأکید داشتن که باید جمع بشه اینطور بود و
[103:55]دین هم شما میدونید دین متشکله از اصول مبانی اعتقادی و از
[104:03]فروعه که احکام عملیه است و اخلاقه خ دین در مکتب اهل
[104:09]بیت علیهم الصلاة و السلام این سه بعد را داره ایشون میگفتن
[104:12]وظیفه ما اینه که دین را باید حفظ بکنیم با علم و
[104:20]تقوا با درایت با فهم با تدبیر ر ایشون نظرشون این بود
[104:26]حرکت علیه دولت شاهنشاهی دولت پهلوی هم به واسطه این بودش که
[104:30]این دولت کارهایی که میکند علیه دین هست علیه شهر هست و
[104:35]ما باید مقابل اون تکلیف داریم بستیم بله ب نظرشون این بود
[104:39]بله و تأکید میکردن که تا طلبه درست درس نخوان و از
[104:45]نظر معنوی و اخلاقی شایستگی برای اداره امور مردم و دخالت در
[104:55]امور اجتماعی نداشته باشه فایده نداره ایشون در عرض کنم که زمان
[105:00]تحصیلش داستان عجیبی عرض کنم که در تحصیل ایشون ما داریم که
[105:10]چگونه زحمت میکشیدن من از خود ایشون شنیدم که ایشون میگفتن اتاقکی
[105:14]داشتم تا کارم تمام نمیشد از این اتاقک بیرون نمیآمدم این در
[105:22]احوالات ایشون موجود هست که شبی از شبها وقتی از درس میرزای
[105:28]نایینی آمدن به آقای خوئی بیرون در صحن امیرالمؤمنین ایستادن به مباحثه
[105:37]کردن آقای خویی و آقای میلانی غافل شدن از اینکه ساعت چند
[105:47]شده غافل شدن از اینکه حرمها حرم را دارن میبندن مردم را
[105:50]دارن بیرون میکنن تا رسید به اونجایی که کسی در صحن باقی
[105:53]نمونده بود الا این دو نفر این دو نفر خادم اومد گفت
[105:58]آقا دررو بستیم فقط یک در باقی مونده لطفاً تشریف ببرید بیرون
[106:05]و اینا در بیرون صحن یعنی توی کوچه بحثشون رو ادامه دادن
[106:10]تا اذان صبح طلبه باید ایشون تأکید میکردن که اینچنین باید کار
[106:16]بکنه و از نظر معنوی تأکید داشتن که بایستی طلبه درس که
[106:23]میخواند تقوا هم داشته باشه تزکیه نفس رو ایشون تأکید میکردن لذا
[106:32]ایشون در هر دو جهت کار کردن هم در مقامات علمیه رسیدن
[106:35]به جایی که و هم در مقامات معنویه و روحانیه رسیدن و
[106:41]این برای ما انصافاً قابل توجهه من طلبهای که میخواهم در حوزه
[106:47]علمیه باشم و درس بخوانم و و اثرگذار باشم در جامعه و
[106:54]فردا حافظ دین باشم و خدمتگزار دین باشم و به درد مردم
[107:03]بخورم از نظر دینی خب اینا برای ما درس روش ایشون اخلاق
[107:06]ایشون برنامههای ایشون برای ما باید درس عبرت باشه بنده در جلسهای
[107:14]که به مناسبت چهلمین سال رحلت ایشون در مشهد برگزار شد سخنرانی
[107:18]کردم تأکید م روی این جهات بود نه اون جهات تاریخی البته
[107:25]اون جهات تاریخی در جای خود محفوظ و مهم ولکن اون جهات
[107:29]تاریخی تا اندازهای بیان شده این جهات معنوی و روحانی که برای
[107:37]طلبه مؤثر هست برای من طلبهای که این مسیر رو میخوام ادامه
[107:40]بدم وگرنه آقای میلانی هم طلبهای بوده مثل بقیه طلبهها چطور شد
[107:45]به اینجا رسید و دارای این دیدها و این بینشها شد و
[107:51]اینچنین توانست اثرگذار باشه خب ایشون تأکید داشتن روی حدیث ثقلین که
[108:01]هم کتاب و عترت کتاب عترت یعنی چه یعنی تلاوت قرآن تدبر
[108:05]در قرآن و ایشون مقید بودن هر روز ساعت معینی ایشون داشتن
[108:15]تلاوت قرآن داشتن به تنهایی در اتاق را میبستند و اشکشون جاری
[108:20]میشد من میدیدم و این حالت را سایر مراجع لابد داشتن خب
[108:26]ما ندیدیم فقط من از آقای گلپ گانی دیدم این حالت چون
[108:31]حالا شرح خواهم داد که با آقای گلپایگانی رحمت الله علیه من
[108:38]جلسهای داشتم راجع به تقریرات درس ایشون قبل از اون جلسه به
[108:42]اتاق ایشون که وارد میشدم اواخر تلاوت قرآنش بود میدیدم ایشون منقلب
[108:48]اشکش جاری شده پس کتاب کب خدا و عطرت اهل بیت کتاب
[108:55]اینچنین و عترت هم اون طور نسبت به امام زمان که معروف
[109:02]هست امر کردن به توسل امر کردن به انتظار امر کردن به
[109:08]دعا و همیشه به یاد حضرت بودن این در برنامه ایشون بوده
[109:12]که حتی اون تابلویی که بالای سر ایشون نصب شده که اون
[109:17]تابلو رو هنوزم ما داریم اجمالاً این از عرض کن دم که
[109:20]توصیههای ایشونه و عمل ایشون علاوه بر توصیهشده بر حفظ ولایت حدود
[109:29]ولایت امیرالمؤمنین مقامات ائمه اطهار منازل ائمه اطهار و عرض کنم که
[109:40]خلاصه کوتاه نیامدن در مبانی اعتقادی و مبانی معرفتی اهل بیت علیهم
[109:47]الصلاة وسلام این جزو تأکیدات ایشون بود به برکت این این حالاتی
[109:50]که ایشون داشتن خداوند متعال به ایشون عنایات کرده بود و ایشون
[110:01]دارای کرامتی بودند که این کرامتالله عبرت بشود برای من طلبه درس
[110:10]باشه که آیا فقط او میتوانست به اونجا برسه من نمیتوانم به
[110:18]اونجا برسم چرا نمیتوانم اون موانعی که مانع شده از اینکه من
[110:26]به اونجا برسم اون موانع را من نمیتونم برطرف بکنم چرا نمیتوانم
[110:31]برطرف بکنم خب روی این جهاد باید کار کرد که اینها برای
[110:35]ما سرمشق باید باشه به نظر من مهم این امور هست آثار
[110:43]بله از کرامتی هم که فرمودید حالا نمیدونم نقلش نقل بکنم اگر
[110:50]خصوصاً اینکه اگر حضرت عالیهم اگر عیناً ملاحظه کردید که خب خیلی
[110:55]سندیت از کرامتی ایشون داستان حاج آقا مرتضی هایری حاج آقا مرضای
[110:59]حاری از اساتید بنده بودن حالا بعداً عرض خواهم کرد من از
[111:05]خود ایشون شنیدم از خود ایشون شنیدم ایشون گفتن که تابستان بود
[111:12]در حیاط منزل روی تخت دراز کشیده بودم بین خواب و بیداری
[111:16]به گوشم خورد که برو به زیا یت آقا و تو مهمان
[111:26]آقا هستی برو به زیارت آقا منظور حضرت علی بن موسر بله
[111:29]تو برو به زیارت آقا و مهمان آقا هستی ایشون گفتن آقا
[111:36]متبادر به ذهن من امام رضا سلام الله علیه ما در ایران
[111:44]آقای دیگری نداره که برن به زیارتش خب فقط حرم ایشونه دیگه
[111:46]ایشون در قم بودن دیگه این بله بله ایشون در حاج آقا
[111:51]مرتضا حی اید شما خواب رو نه نه این نه این خواب
[111:55]یعنی در قم ایشون دیدن منزل بله بله در قم در منزلشون
[111:56]میفر ایشون پا شدن گفتن پاشدم به خانوادم گفتم آماده باشید که
[112:05]میخوایم بریم مشهد دقت کنید خصوصیاتی را که ایشون از خود ایشون
[112:09]من شنیدم و به قلم ایشون نوشتش را هم من دارم اصلاً
[112:14]نوشتش را هم دارم اما از خود ایشون شنیدم گفتن به اینکه
[112:22]بلیت گرفتن رفتیم به طرف مشهد من و خانواده رفتیم در مشهد
[112:31]گفتن پدر من عموزاده ای داشت منزل عموزاده وارد شدیم در مشهد
[112:38]در اون زمان در ماترک آقای حجت یک جلد از وسایل شیعه
[112:48]سهم عیال من شده بود چون ایشون داماد آقای حجت بود دیگه
[112:53]آس محمد حجت بله یک جلد از وسایل شیعه شده بود سهم
[112:58]عیال ایشون گفتن این کتاب رام با خودمون بردیم تا بفروشیم به
[113:05]کتابخوانه آستان قدس وارد منزل عموزاده شدیم دقت کنید گفتن خرجی که
[113:16]با خودم برده بودم تمام شد کتاب را که فروخته بودیم به
[113:27]آستان قدس پول گرفته بودیم اون رو هم خرج کردیم تمام شد
[113:34]آقای میلانی هم آمدن به دیدن ما ما هم رفتیم بازدید ایشون
[113:42]از امام رضا سلام الله علیه خبری نشد دستمون م خالیه آخه
[113:49]به ما گفتن مهمان آقا هستی دیگه خدا رحمت کنه آقای هایری
[113:55]را شوخم بود آقای یری ایشون گفتن از حرم اومدن بیرون وقتی
[113:59]میخواستم بپیچم برگشتم به حرم سلامی عرض بکنم به امام رضا گفتم
[114:03]آقا اگر مهمانی اینطور باشه خب ما هم بردیم اینجور مهمان کنیم
[114:10]همه رو هی دعوت کنیم خبری نباشه ایشون گفتن مجبور شدم از
[114:13]عموزاده صاحب خانه مبلغی رو قرض کردن قرض خوب دقت کنید بله
[114:22]گفتن دیگه تصمیم گرفتیم برگردیم به قم بلیت قطار که گرفتم با
[114:32]خانواده حرکت کردیم که بریم به طرف ایستگاه راهآهن راه آهن ایشون
[114:40]گفتن که در بین راه به یادم افتاد که سید محمد حسن
[114:50]جزایری که عمل کرده آمده به مشهد برای دوره نقاهتش و در
[114:58]منزل آقای میلانی الان و پدر آس محمد حسن جزائری از رفقای
[115:02]صمیمی من بود گفتم برم از دم در احوال آس محمد حسن
[115:11]جزائری رام بپرسم رفتم دم در دقت کنید در را زدم خادم
[115:14]آمد در رو باز کرد گفتم بگید س محمد حسن جزائری بیاد
[115:23]دم در احوالش بپرسم برم سید محمد حسن جزائری آمد همینطور که
[115:28]احوالش میپرسیدم یه وقت به من گفتن که آقای میلانی هم آمد
[115:32]آقای میلانی از اندرون اومدم بیرون آمده بیرونی گفت مجبور شدم که
[115:41]برم توی حیاط با ایشونم خداحافظی کنم ایشون دعای سفر به گوش
[115:46]من خوند و با اس محمد حسن جزائری هم خداحافظی کردیم اومدیم
[115:50]رو آهن همین طور که منتظر بودیم که قطار حرکت بکنه سید
[115:57]محمد علی میلانی آمد و سید محمد حسن جزایری دو تایی آمدن
[116:03]به راه آهن بوق قطار که بلند شد ما سوار قطار شدیم
[116:11]از لای پنجره کوپه سید محمد علی میلانی پاکتی را انداخت توی
[116:18]داخل کوپه داخل کوپه دقت کنید قطارم که حرکت کرد پاکت رو
[116:29]باز کردم دیدم مبلغی در این پاکت وجود داره با یک کاغذ
[116:32]کوچولو ایشون اینجوری میکرد با یک کاغذ کوچیک ایشون نوشته این مبلغ
[116:39]آقای میلانی نوشته آقای میلانی نوشته که دادن به پسرشون که بیارن
[116:43]بله بله این مبلغ نمیدانم کم است و یا [موسیقی] زیاد این
[116:49]مبلغ نمیدانم کم است و یا زیاد از من نیست از آقاست
[116:59]بله اونوقت شمردم پول رو دقت کنید شمردم پول رو دیدم مساویست
[117:07]با پولی که با خودم برده بودم که کمک خرجم باشه خرجی
[117:13]که با خودم برده بودم بله معادل است با پول کتاب که
[117:17]از آستان قدس گرفتیم مبلغی که قرض ی پ ریالی هم باقی
[117:25]که دادم به کالسکه کالسکه ما رو به منزل رسوند در قم
[117:33]مساوی دقیق کامل با خرج سفر این چه جور میشه ب باز
[117:38]به شما بگم اینا رو خودم نقل میکنم نه اینکه مسموع از
[117:47]دیگران باشه رفتم شیراز بنده سفری در کنار شاه چراغ امامزاده دیگری
[117:56]هست آقا علاالدین حسین آقا آقا حسین آقا علاالدین حسین ظاهراً اسمش
[118:02]این اونجا هم رفتن فاتحهای بخوانم عالم بزرگواری اونجا نشسته بود متولی
[118:09]آستانه بود معلوم شد آقای زبرجد دستغیب هست داماد مرحوم دستغیب آقای
[118:15]دستغیب معروف ایشون سید پیرمرد نورانی جلیل القدری بود اونجا که اخیراً
[118:24]فوت شده خیلی وقت نیست خب ما با ایشونم عرض ادبی کردیم
[118:31]عرض سلامی کردیم و خودم را که معرفی کردم گفت من یه
[118:35]داستانی از جد شما دارم داستانی از جد شما دارم ببینید گفتم
[118:43]بفرمایید من استفاده کنم ایشون گفت من طلبهای بودم در قم درس
[118:51]آقا آیون میرفتم پدرم به من گفته بود که شهریه از کسی
[118:55]قبول نکن من خودم خرجیتو از شیراز میفرستم درس آقای خمینی هم
[119:04]میرفتیم از جمله دروس ایشون گفتن سالی از سالها تصمیم گرفتیم با
[119:13]جمعی از طلاب مشهد مشرف بشیم تماس گرفتم با پدرم پدرم ۴۰۰۰
[119:22]تومن فرستاد بنا شد دنگی با هم همسفر بشیم و تیکه تیکه
[119:34]هم بریم تا به مشهد با اساتیدم خداحافظی کردیم از جمله آقای
[119:40]خمینی خداحافظی کردیم ایشون گفتن که یه نامهای هم من برای آقای
[119:45]میلانی مینویسم ایشونم یک نامهای برای ایشون آقای میرانی نوشتن احوال پرسی
[119:49]میگ نامه رو گذاشتم تو جیبم ۴۰۰ تومنم توی جیبم حرکت کردیم
[119:55]شب که میشد از من دنگ میگرفتن از همه رفقا دنگ میگرفتن
[120:01]یه مادر خرج داشتیم دنگا رو جمع میکرد خج روز رو تا
[120:07]رسیدیم به مشهد به مشهد که رسیدیم از این پول ۹۹۰ تومن
[120:13]خرج شده بود از اون ۴۰۰ تومن از ۴۰۰ تومن ۳۱۰ تومن
[120:19]توی جیبم بود حرم مشرف شدم یه وقت متوجه شدم ۳۱۰ تومن
[120:23]مفقود شده گم من بلاواسطه نقل میکنم از خود آقای زبرجد شب
[120:35]که شد این آقا از من دنگ خواست گفتم چشم اشالله میدم
[120:42]صبر کن حالا میدم نگفتم ندارم گ کل موجود من ۳۱۰ تومن
[120:47]بوده توی جیبم نیست الان روز بعدش گفتم که نامه را از
[120:58]آقای خمینی به آقای میلانی برسونم گفت من طلبه سید جوانی بودم
[121:02]نه ایشون مرو میشناخت نه من ایشونو میشناختم رفتم اونجا گفتم آقا
[121:11]نامهای آمده آوردم با خودم از قم تن و میخوام به آقا
[121:14]برسونم مو راه دادن رفتم توی اتاق خدمت ایشون نامه رو که
[121:20]به اشون دادم ایشون باز کرد و خوند و گذاشت کنار خب
[121:26]من میخواستم بلند شم بیام بیرون گفت بنشین گفت بنشین نشستم رفت
[121:33]و پشت میزش برگشت برای من یه پاکت آورد گفتم که آقا
[121:42]پدرم س پارش کرده که از کسی پول قبول نکن نکنم ایشون
[121:48]گفت به اینکه که شما این پول رو این پاکت را بگیر
[121:53]به ایشون خبر بده اگر گفت که برگردون بیا برگردون به آقات
[121:59]خبر بده اگر گفت برگردون بیا برگرد بیا برگردون خواستم از اتاق
[122:06]بیام بیرون دوباره گفت بنشین نشستم رفت دوباره یه پاکت دیگه آورد
[122:15]گفت حالا میخوای بری برو دستشو بوسیدم اومدم بیرون پاکت اول ۳۱۰
[122:21]تومن بود پاکت دوم ۹۰ تومن بود کل ۴۴۰۰ تومن دوباره برگشت
[122:30]این دالیل بر چیه عنایات که به ایشون میشد که دال بر
[122:35]چیه عنایات اس که به ایشون شده به برکت چی به برکت
[122:45]تزکیه نفس به برکت کار کردن روی نفس به برت به به
[122:50]برکت تقوا و ورع ما طلبهها طی طریق رو زیاد توجه نداریم
[122:57]اون مقصد رو همیشه شنیدیم هی میخوایم به اون مقصد برسیم طی
[123:03]طریق رو دقت نداریم که باید یک طریقی طی بشه طریق باید
[123:05]باشه زحمتی بایدم بکشه اینطور نیست بله داستان دیگری که باز جالبه
[123:17]و خودم بلا واسطه نقل میکنم داستان آقای سیدان هست آقای سیدان
[123:26]از شاگردان خوب ایشون هستن ایشون گفتن به اینکه زمانی که آقای
[123:31]میلانی رفتن به تهران در داستان آقای خمینی ایشون گفتن من و
[123:40]سید محمود مجتهدی برادر آقای سیستانی و آقای واعز طبسی سه تایی
[123:49]با هم رفتیم به تهران برای ملاقات ایشون دیدن آقای میلانی رفتیم
[123:58]به تهران چند روزی که بودیم خرجی مون تمام شد یعنی احتیاج
[124:05]به پول پیدا کردیم به هر حال من گفتم ۱۰۰ تومن برای
[124:13]من کافیه آقای تبسی هم گفت ۱۰ تومن برای من کافیه آقای
[124:16]آسد محمود مجتهدی گفت به اینکه من ۴۰۰ تومن لازم دارم مجموعاً
[124:23]شد چقدر ۶۶۰۰ تومن ۶۰۰ تومن آقای سیدان گفتن که منزل فلانی
[124:31]از تجار تهران که من منبر میرفتم در تهران او از دوستان
[124:34]منه من از او ۶۰۰ تومن قرض میکنم اسمشم به من گفتن
[124:39]همون آقایی که قرار بود ایشون ازش قرض بکنن گفت از اتاق
[124:46]آقای میلانی که اومدیم بیرون به هر یکی از ماهای اشون یه
[124:53]پاکت دادن پاکت من ۱۱۰۰ تومن پاکت آقای تبسی ۱۰۰ تومن پاکت
[124:55]آقای مجتهدی ۴۰۰ تومن این چه جوره خب ۳ نفر با هم
[125:08]آمدن هر سه هم از فضلا هر سه هم از شاگردان ایشون
[125:10]با هم آمدن با هم از اتاق اومدن بیرون چطور شد این
[125:16]آقا ۱۰۰ تومن این آقا ۱۰۰ تومن این آقا ۴۰۰ تومن حالا
[125:20]اینجا یک سؤالی هست که چرا واسه در این بحث این کراماتی
[125:22]که پیش میاد شاید خود مثلاً اون آیت الرزم میلانی ندانند که
[125:29]اصل ماجرا خب چه چی هست احتمال قطعاً اینطوری هست یک الهام
[125:32]الهام نمیدونم عبارت الهام ییی ب چیز میشود که به این آقا
[125:37]این در مورد مسائل دیگه هم اینطور هست مثلاً یکی خدمت یک
[125:39]بزرگی میرسه یک مثلاً تذکری میخواهد اون میگ که شما برو اخلاقتو
[125:46]با خانوادت درست کن اتفاقاً یه مشکلش همینه و یعنی به ایشون
[125:48]یک در واقع حالتی احساس میشه که این رو بیان می آی
[125:54]سیدان به عنوان یک کرامت نقل میکنن بله بله خب این حالت
[125:59]معنوی از کجا آمده آقای میلانی داشته یا مثلاً مکرر افرادی به
[126:10]خدمت ایشون رسیدن در حال جنابت و ایشون خیلی آهسته به او
[126:14]تذکر دادن که سزاوار نبود با این حال اینجا بیاد سزاوار نبود
[126:22]با این حال اینجا بیاید آقازاده یکی از مدرسین بزرگ قم برای
[126:30]من تعریف کرد آقازاده یکی از مدرسین بزرگ قم برای من تعریف
[126:34]کرد از قول یکی از علمای تهران گفت با یکی از مریدای
[126:39]مسجد با هم رفتیم مشهد با یکی از مردهای مسجد با هم
[126:50]رفتیم مشهد با آقای میلانی جلسه داشتیم برای صبح ساعت ۸ از
[126:55]ایشون وقت گرفتیم صبح که از خواب بیدار شدیم در هتل حاجی
[127:00]گفت که من باید غسل کنم اون آقا تعریف کرده برای ایشون
[127:07]بله حاجی گفت من باید غسل کنم گفت به ساعت نگاه کردیم
[127:13]دیدیم این آقا تا غسل کنه دیر میشه دیر میشه آقای میرانی
[127:16]هم منتظره گفت به حاجی گفتم که حاجی اونجا که مسجد نیست
[127:22]بیا بریم ب بعداً غسل میکنی ایشون آمد وارد شدیم بر اتاق
[127:31]آقای میلانی حرفامونو زدیم کارامونو انجام دادیم حالا هرچی بود بلند شدیم
[127:37]که بیاییم بیرون ایشون اول از پلهها اومده بود پایین حاجی به
[127:42]دنبالش میخواسته از پلهها بیاد پایین سید ایشونو نگه داشته گفته این
[127:50]جا به دلیل اینکه محل استنباط احکام شرعیه است محل رفت و
[127:58]آمد ملائکه است سزاوار نبود با این حال اینجا بیای خیلی که
[128:08]وقتی حاجی از اتاق اومد بیرون اون آقا دید که حاجی ناراحته
[128:13]چی شده مگه آقا چی گفت این یه داستان و این مک
[128:21]مکرر اتفاق افتاده مکرر اتفاق افتاده حتی با بعضی از طلاب حتی
[128:25]با بعضی از طلاب خودشون مدرسه خودشون اتفاق افتاده همه اینها کاشف
[128:37]از اینکه به هر حال ایشون حالات معنویه داشتن اما اونچه که
[128:44]به درد ما میخوره جنبه تاریخی قضیه نیست جنبه رجالی قضیه نیست
[128:51]اونچه که به درد ما میخوره جنبه تربیتی قضیه است که ما
[128:55]باید به خودمون برگردیم یه نگاهی در احوالات خودمون بکنیم ببینیم که
[129:04]ما چگونه هستیم و آیا میتوانیم اینچنین بشویم آیا میتوانیم اینچنین بشویم
[129:15]این برای ما باید جنبه عبرتی و درسی داشته باشه ما متنبه
[129:24]بشیم با خوندن این قضایا شنیدن این قضایا و اطلاع بر این
[129:29]قضایا برای ما بایستی بالاخره یک اثری داشته باشه اثر عملی داشته
[129:37]باشه و الا صرفاً بدونم که فلان بزرگ فلان حالات را داشته
[129:40]فلان حالات را داشته فلان حالات رو داشته خب تو م مادا
[129:46]من طلبه در این زمان میخواهم خدمتگزار باشم میخواهم دین خدا را
[129:57]ترویج و تبلیغ بکنم میخواهم تفقه در دین پیدا بکنم فردا میخوام
[130:01]به درد جامعه بخورم و عرض کنم به خدمتتون که نفوذی در
[130:06]جامعه داشته باشم چیکار باید بکنم اینها را بایستی مهم بدانیم و
[130:16]بلکه اهم بدانیم و ترتیب اثر بدیم و تغییری در حالات مون
[130:25]پیدا بشه انشاالله تعالی انش خیلی متشکر خیلی هم تکان دهنده بود
[130:30]بعضی نکات هم خیلی استفاده کردیم بحثمون تقریباً به حالات حالا مختلف
[130:35]مرحوم آیتالله زم میلانی در اینجا داره خاتمه پیدا میکنه ویژگیهای ایشونم
[130:40]فرمودید هم مسائل اجتماعی سیاسی که در عصر ایشون اتفاق افتاد و
[130:47]مواجههی که ایشون داشتن اگه انشاالله ما ادامه بحث رو در جلسه
[130:51]بعد یا اینکه همین جلسه انشالله از خود حضرت عالی ما اصلا
[130:58]فرصت نشد که این اطلاعات زیادی داشته باشیم حتما انشاالله برای نوبت
[131:02]بعد از از خود حضرت عالی خواهیم شنید و انشاالله سیر زندگی
[131:07]علمی و تحصیلی هستی انشاالله بشنویم و استفاده بکنیم انش چون شما
[131:14]مایل هستید و میفرمایید برای اینکه مطلب بالاخره هم ما مشتاقیم هم
[131:18]در درخواستهای خیلی زیادی ما از یعنی بینندگان این برنامهها داشتیم که
[131:22]خدمتتون برسیم حضرم لطف فرمودید و قبول انشاالله مطالبی را عرض خواهم
[131:31]کرد البته دیگه فوت ایشون کسالت ایشون و فوت ایشون و درسهای
[131:34]ایشون مؤلفات ایشون اینا هم دیگه در تاریخ موجوده فکر نمیکنم ضرورت
[131:44]داشته باشه که اونها را بنده عرض بکنم که مؤلفات شون چه
[131:47]بوده عرض کنم که انشاالله در مورد دروسی که داشتن و چه
[131:53]کتابهایی رو از فقه تدریس کردن و یک دور اصول در مشهد
[131:58]گفتن و امثال ذالک اینها دیگه در تاریخ هست و فوت ایشون
[132:01]و محل دفن ایشون و مراسم ایشون اینا دیگه در البته در
[132:06]مورد سبک علمی و درس ایشون فکر میکنم در اونجایی که ما
[132:11]در مورد خود حضرت عالی میخوایم بپرسیم احتمالاً هستی ارجاع خواهید داد
[132:16]اونجا شاید یه اطلاعاتی رو ما کسب بکنیم خیلی متشکر از لطفت
[132:19]دست شما درد نکنه السلام علیکم و رحمت الله و برکاته
0 تعليقات
sort ترتيب حسب
- أعلى تعليقات
- أحدث تعليقات
التالي
0 المشاهدات · 25/01/15
0 المشاهدات · 25/01/17
0 المشاهدات · 25/01/18
0 المشاهدات · 25/06/01
0 المشاهدات · 25/06/25
0 المشاهدات · 25/12/03
0 المشاهدات · 26/01/20
9 المشاهدات · 26/04/06
6 المشاهدات · 24/07/26
