دروس في علم الأصول؛الحلقة الأولی (قسمت یازده) : معنای اجتهاد- مدرس: سیدمحمدعلی احمدی
📚 در ادامه سلسله دروس «دروس فی علم الاصول (حلقه اولی)» استاد درس را از عبارت مرحوم شهید صدر آغاز میکند: «و أدّى ذلك إلى شجب علم الاصول كلّه؛ لأنّه إنّما يراد لأجل الاجتهاد…» در درس گذشته درباره جواز استنباط و دیدگاههای مختلف پیرامون آن سخن گفته شد. اصلِ استنباط احکام شرعی از منابع دینی، امری روشن و بدیهی است؛ امّا واژهای که اهلسنت برای این فرآیند به کار بردند، واژه اجتهاد بود. همین واژه در زمان ائمه هدی علیهمالسلام محل اختلاف شد و در برخی روایات، اجتهاد مورد نکوهش و نهی قرار گرفت. از همین رو در طول قرون نخستین، بسیاری از فقهای امامیه نیز با این اصطلاح مخالفت میکردند و حتی فتوا میدادند که «اجتهاد حرام است». مرحوم شهید صدر این وضعیت را سرگذشت تاریخی واژه اجتهاد مینامد؛ زیرا اگر اجتهاد به طور کامل انکار شود، در واقع علم اصول نیز بیکاربرد خواهد شد، چرا که اصول فقه در نهایت برای ساماندهی فرآیند اجتهاد و استنباط شکل گرفته است. به همین دلیل ایشان پیشنهاد میکند که باید معنای تاریخی این واژه به دقت بررسی شود؛ یعنی روشن گردد: 🔹 اجتهاد در گذشته به چه معنا به کار میرفت؟ 🔹 چرا در روایات مورد نکوهش قرار گرفته است؟ 🔹 و چرا از قرن هفتم به بعد فقهای شیعه همین واژه را پذیرفتند؟ در بررسی لغوی، اجتهاد از ریشه «جُهد» گرفته شده و به معنای به کارگیری نهایت توان و تلاش برای انجام یک کار است. اما این واژه در تاریخ فقه، برای نخستین بار به عنوان نام یک قاعده فقهی در برخی مکاتب اهلسنت مطرح شد. مفاد این قاعده چنین بود: اگر فقیه برای استنباط حکم شرعی به قرآن و روایات مراجعه کند و نصّی برای آن حکم نیابد، میتواند به اجتهاد خود رجوع کند. در این کاربرد، اجتهاد به معنای اندیشه و رأی شخصی فقیه بود؛ یعنی فقیه در نبود نصّ شرعی، با تکیه بر فکر و نظر شخصی خود حکمی را ترجیح داده و بر اساس آن فتوا میدهد. به همین دلیل، گاهی از این نوع اجتهاد با عنوان «رأی» نیز یاد میشد. در چنین رویکردی، اجتهاد به منزله یکی از منابع استنباط حکم شرعی به شمار میآمد؛ همانگونه که فقیه به کتاب و سنت استناد میکند، در نبود نصّ نیز به رأی و اجتهاد شخصی استناد مینمود. برخی از مکاتب مهم فقهی اهلسنت ـ و در رأس آنها مکتب ابوحنیفه ـ به این نوع اجتهاد دعوت میکردند. در مقابل، امامان اهلبیت علیهمالسلام و فقهای منتسب به مکتب ایشان به شدت با این معنا از اجتهاد مخالفت کردند؛ زیرا در این دیدگاه، رأی شخصی به عنوان منبع تشریع در کنار قرآن و سنت قرار میگرفت. بررسی تاریخی نشان میدهد که از زمان ائمه علیهمالسلام تا حدود قرن هفتم هجری، واژه اجتهاد غالباً با همین معنا ـ یعنی اتکای به رأی شخصی در نبود نص ـ به کار میرفت. به همین دلیل، روایاتی که از اجتهاد نکوهش میکنند، در واقع همین مبنای فقهی را مورد نقد قرار دادهاند؛ نه اصل تلاش علمی برای فهم و استخراج احکام از منابع دینی. مبارزه با این مبنا حتی به حوزه تألیف و نگارش کتاب نیز کشیده شد. برای نمونه، عبدالله بن عبدالرحمن زبیری کتابی با عنوان: «الاستفادة في الطعون على الأوائل والرد على أصحاب الاجتهاد والقياس» نوشت که در آن به نقد و ردّ دیدگاه طرفداران اجتهاد و قیاس پرداخته است. در ادامه مباحث، مرحوم شهید صدر به بررسی تحول معنای اجتهاد در فقه شیعه و چگونگی پذیرش این اصطلاح در قرون بعدی میپردازد. • 00:00 آغاز درس: سرگذشت تاریخی واژه «اجتهاد» • 01:27 ورود به بحث جواز استنباط و چالش واژه «اجتهاد» • 01:48 مخالفت ائمه معصومین (ع) با عنوان «اجتهاد» • 02:04 معنای تاریخی اجتهاد (تا قرن هفتم): تکیه بر رأی شخصی • 02:37 خطر انکار اجتهاد: بیکاربرد شدن علم اصول • 02:56 مرور سیر تحول معنایی واژه اجتهاد • 03:19 اجتهاد به معنای تلاش علمی برای استنباط (معنای مقبول) • 22:38 روایات نکوهش اجتهاد، ناظر به کدام معنا بوده است؟ • 23:11 معرفی کتاب «الاستفادة» اثر زبیری؛ نقدی بر اجتهاد و قیاس • 23:47 معرفی کتاب هلال بن ابراهیم در ردّ اتکا به عقول (رأی شخصی) • 24:10 جمعبندی: اجتهاد به مثابه منبع تشریع در برابر متن ------------------------------------------------------------------------------------------------------ 🔗 دسترسی به تمام جلسات: https://www.youtube.com/playlist?list=PLXYLftvtiy7diSSOltVZT3XxomV8UcQ5N ✅ سابسکرایب برای دروس جدید: https://youtube.com/@ImamHussainFoundation?si=Ac2ahybOMbhmHkVo #اصول_فقه #حلقات_شهید_صدر #شهید_صدر #دروس_فی_علم_الاصول #حلقه_اولی #فقه #علم_اصول #اجتهاد #استنباط #فقه_امامیه #سیدمحمدعلی_احمدی #علوم_اسلامی
