7 معانی علم - استاد: محمد آصف حکمت
گزیده درس هفت در این درس به شاخههای اصلی فلسفه غرب و سیر تحول آن در غرب به صورت کلی بحث میشود و بدنبال آن، علم و فلسفه و رابطهی آن دو مورد توجه قرار میگیرد. با توجه به اینکه سیر تحول فلسفه غرب به صورت فشرده بیان گردید، استاد به بیان جمعبندی این بحث میپردازد تا برداشت روشنتری نسبت به آن صورت گیرد. به طور کلی از آغاز دو مکتب فلسفی بوده است: یکی ایدآلیسم که چهرهی شاخص آن افلاطون بوده و دیگری رئالیسم است که برجستهترین چهرهی آن ارسطو است. این دو مکتب به صورت همزمان و به موازات هم به جلو آمده و هر دو به سه شاخه کلاسیک، مدرسی و جدید تقسیم شده است. دورههای فلسفه غرب به دورههای مختلفی تقسیمبندی شده که از جمله برخی آن را به چهار دوره مهم تقسیم نموده است: دوره یونان باستان، دوره قرون وسطی، دوره مدرن و دوره معاصر و سپس خود دورهی معاصر به دو دوره تقسیم گردیده است. بعد از این بحث، استاد به معانی اصطلاحی علم و فلسفه میپردازد. یکی از اصطلاحاتی در این درس معنا میشود، واژه «جبر» است که مفهوم لغوی و اصطلاحی آن بررسی میگردد. استاد به نقل قول از کتاب آموزش فلسفه میگوید: استاد مصباح این واژه را به دلیل مطرح میکند که در ابتدای ورود به مباحث علم و فلسفه باید معنای آن دو بهخوبی روشن شود تا خلط نشود. به همین جهت واژهی جبر را از باب مثال بیان کرده است که معنای آن با واژهی «ضرورت فلسفی» خلط شده است. ایشان در گام اوّل در این درس به معنای لغوی علم میپردازد و در دروس بعدی مفهوم اصطلاحی علم و مفاهیم لغوی و اصطلاحی فلسفه را بیان میکند. کلیدواژه: معانی علم و فلسفه.
