التالي
0 المشاهدات · 26/01/05
1 المشاهدات · 26/01/08
1 المشاهدات · 26/01/12
1 المشاهدات · 26/01/20
1 المشاهدات · 26/01/22
1 المشاهدات · 26/01/29
1 المشاهدات · 26/01/29
1 المشاهدات · 13/05/12
2 المشاهدات · 13/05/22
1 المشاهدات · 13/05/27
5 المشاهدات · 13/05/27
0 المشاهدات · 13/07/12
0 المشاهدات · 17/06/16
0 المشاهدات · 23/08/29
53- نقش ایمان و کفر در سعادت و شقاوت ابدی - حجة الاسلام والمسلمين محمد هادي نبوي
0
0
14 المشاهدات·
24/10/06
في
محاضرات
این درس در بارهی نقش ایمان و کفر در سعادت و شقاوت ابدی میباشد. در این درس معنای ایمان و کفر و همچنین اعمال مؤمن و کافر بررسی شده است. در بارهی سعادت و شقاوت از شهید مطهری نکات ارزندهای نقل شده است که در پایان درس به جاهل قاصر و مقصر و معنای این دو پرداخته شده است.
حجة الاسلام والمسلمين محمد هادي نبوي
أظهر المزيد
Transcript
[0:08]غال یسار واخف ذال هج لا یکاد ر تجف وتعبت وحن تغل
[0:26]والدهر صو تاره و وتظل انتما عهدت نغمه للان لم رق لها
[0:34]تلح ل بالنفس امامه فون لو عصفت ب الشور او التع ل
[0:46]بالنفس امامه غون لو عصفت ب الشور وال التع بسم الله الرحمن
[1:09]الرحیم الحمد لله رب العالمین ثم الصلاة و السلام علی اشرف الانبیا
[1:19]و افضل المرسلین سیدنا مولانا ابی القاسم مصطفی محمد و صلی الله
[1:28]علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین در درس قبلی در
[1:38]خصوص تفاوتهای دنیا و آخرت و بعضی نکات مربوط به دنیا و
[1:48]آخرت مسائل محضر عزیزان مطرح شد عرض شد که بر اساس دادههای
[1:55]قرآنی یک سلسله تفاوتهای اساسی میان دنیا و آخرت وجود دارد که
[2:00]از جمله خود فناپذیری دنیا و ابدی بودن آخرت مهمترین نکته هست
[2:11]علاوه بر اون در عالم آخرت هرچه وجود دارد خالص هست اگر
[2:14]نعمت هست اگر راحتی هست خالص هست و اگر عذاب هم وجود
[2:21]دارد در کنار عذاب هیچ نوع راحتی مشاهده نمیشود در حالی که
[2:28]در دنیا چه نعمت و چه رنج هر دو در کنار هم
[2:38]ممزوج هستند در پایان درس نوع رابطه دنیا و آخرت و اینکه
[2:41]رابطه دنیا و آخرت حقیقی و تکوینی هست و نمیتواند این رابطه
[2:49]قراردادی و اعتباری باشد در این درس با عنوان نقش ایمان و
[3:15]کفر در سعادت و شقاوت ابدی انسان این سلسله دروس را به
[3:20]محضر شما عزیزان دنبال میکنم یکی از بحثهای اساسی در خصوص ایمان
[3:27]و کفر نقش ایمان و کفر در سعادت و شقاوت ابدی انسان
[3:34]هست این سؤال از همان قدیم در میان اهل فن و علما
[3:41]مطرح بوده است کم و بیش در آیات و روایات هم آثارش
[3:48]مشاهده میشود و امروزه این مسئله به عنوان یکی از مطالبات عمومی
[3:53]و بسیاری از اصحاب قشر تحصیل کرده این سؤالات را مطرح میکنن
[4:01]سؤال این است که ملاک سعادت و شقاوت اخروی فقط ایمان و
[4:09]کفر هست به این معنا که خود عمل انسان هیچ نوع مدخلیت
[4:16]ندارد یا نه عمل چه عمل بد و یا عمل خوب در
[4:21]سرنوشت انسان تأثیرگذار است اگر پاسخ منفی هست به این معنا که
[4:26]تنها ایمان و کفر سعادت و شق قوت انسان را فراهم نمیکند
[4:33]عمل هم مدخلیت دارد اون وقت این سؤال مطرح میشود که اگر
[4:41]کافر عمل خیر فراوانی در زندگی خود انجام داد و مرد یا
[4:46]مسلمانی با اینکه مؤمن به اسلام هست ولی اهل فتنه و فساد
[4:54]هست کارههایی شر زیاد انجام داد و مرد سرنوشت این افراد در
[4:57]عالم آخرت از نظر سعادت و شقاوت چگونه خواهد بود به علاوه
[5:06]برای ما شیعیان این سؤال خودش خود به خود مطرح میشود که
[5:13]نسبت به عموم فرق اسلامی چه قضاوتی در این عرصه باید داشته
[5:17]باشیم در هر صورت کفار هم یک دسته نیستن طوایفی از کفار
[5:25]اهل کتاب هستن ریشهای در آسمان دارن در حالی که برخی اقسام
[5:29]کفر ار اصل وجود خدا را منکر هستن آیا نسبت به همه
[5:38]اینها قضاوت یکسان داریم یا نباید قضاوت گوناگون داشته باشیم اگرچه همه
[5:43]این مواردی که عرض شد خارج از حق هستند به عبارت دیگر
[5:51]با توجه به برداشتی که ما از حقیقت داریم هر آنچه که
[5:54]خارج از شیعه امامیه باشد نمیتواند اهل حق باشن ولی سؤال این
[6:02]هست که اینها با توجه به عقاید متفاوتی که دارن از نظر
[6:09]سعادت و شقاوت یکسان هستن و فقط شیعه هستند که در آخرت
[6:12]اهل نجاتن یا نه در این عرصه قضاوت جور دیگری است برای
[6:19]اینکه پاسخ این سؤال روشن شود بد نیست به تاریخچه بحث اشارهای
[6:27]داشته باشم که در صدر اسلام یک سلسله افکاری در عرصه پیدا
[6:30]شد مثلاً در خصوص خوارج خوارج معتقد بودن که خود گناه عامل
[6:40]مستقل برای شقاوت انسان هست انسان ولو مؤمن باشد ولو معتقد به
[6:44]خدا و قیامت و قرآن باشد اینها هیچکدام در کنار ارتکاب به
[6:53]گناه سعادت انسان را فراهم نمیکند اگر کسی اهل گناه کبیره باشد
[6:58]برای همیشه جهنمی خواهد شد بود در مقابل اینها طایفه مرجعه بودن
[7:06]مرجعه اصراری بر ایمان داشتن این فکر را ترویج میدادن که عمل
[7:11]فرع هست عمل اهمیت چندانی ندارد اونی که نجات بخش است اونی
[7:19]که سعادت انسان را در آخرت فراهم میکند باور و اعتقاد و
[7:24]ایمان انسان هست اما انشاءالله همچنانی که برای شما عزیز روشن خواهد
[7:31]شد نه فکر خوارج ۱۰۰ درست هست و نه فکر مرجعه درست
[7:38]هست هم عمل برای انسان لازم هست و هم ایمان لازم هست
[7:45]ولی برای اینکه قضاوت نسبتاً خوبی در این عرصه داشته باشیم چند
[7:48]تا نکته مقدماتی را مجبورم محضر شما مطرح کنم اولین نکته این
[7:56]هست که اصلاً ایمان یعنی چی و کفر یعنی چی دومین سؤالی
[8:04]که اینجا مطرح هست مرزبندی اسلام و کفر چگونه میتواند باشد به
[8:08]عبارت دیگر بر اساس نظریه علمای کلام اسلامی و علمای کلام اهل
[8:13]بیت علیهم السلام کافر چه کسانی هستند و مسلمان چه کسانی میتوانند
[8:24]باشند سومین سؤال مهم اینجا آیا کفر کلامی با کفر فقهی یکی
[8:28]هستن یا نه لزوماً یکی نیستن ممکن است علم فقه با علم
[8:34]کلام در این عرصه اختلاف نظر داشته باشن بعد از پاسخ دادن
[8:42]به این سه سؤال به یاره خداوند متعال با استفاده از عقل
[8:48]و با استفاده از قرآن کریم به سراغ بحث اصلی خواهیم رفت
[8:52]که ایمان و کفر چه نقشی را در زندگی انسان دارد و
[8:58]در خصوص عالم آخرت نقش ایمان و کفر و جایگاه ایمان و
[9:05]کفر چه جایگاهی میتواند باشد اما در خصوص خود ایمان و کفر
[9:16]حقیقت ایمان و کفر ایمان یک حالتی است قلبی برای انسان منتها
[9:19]این حالت قلبی دو چیز باید داشته باشد یک آگاهی دو گرایش
[9:27]بنابراین وقتی ما میگوییم کسی مؤمن هست معنای مؤمن بودن این هست
[9:35]که این شخص هم آگاهی دارد به باور و اعتقاداتش و هم
[9:39]به این آگاهی و علمش گرایش و میل دارد وقت آگاهی باشد
[9:48]وقت گرایش و میل باشد فی الجمله عمل به این گرایش هم
[9:56]خواهد بود بنابراین در حقیقت ایمان هیچ وقت علم و آگاهی به
[10:02]تنهایی کافی نیست انسان احیاناً ممکن است از چیزی آگاه باشد ولی
[10:08]گرایش و میلش بر ضد اون باشد حتی ممکن است عملش بر
[10:16]خلاف آگاهی اش باشد لذا قرآن کریم در مذمت فرعونیان در سوره
[10:21]مبارکه نمل آیه دهم میفرماید و جهد بها ونت انفسهم و عل
[10:31]فرعونیان معتقد بودن که آیاتی که حضرت موسی آورده است بر حق
[10:41]هست حقیقت برایشان آشکار بود ولی گرایشش و عملشون ۱۰ بر خلاف
[10:45]باور و آگاهی شون بود میخواستم این نکته را عرض بکنم که
[10:51]قوام ایمان و استواری ایمان هم برگشت به علم و آگاهی دارد
[11:00]و هم برگشتی به گرایش و میل باطنی انسان دارد به صورت
[11:08]قهره هرچه که این دو تا بال بیشتر بشود سرعت بیشتر در
[11:11]وجود انسان بگیرد ایمان انسان افزایش خواهد یافت و هرچه که این
[11:19]دو چیز کن باشد این دو چیز ضعیف باشد به همان نسبت
[11:24]ایمان انسان هم ضعیف خواهد بود بنابراین نه گرایش به تنهای کافی
[11:33]هست نه علم به تنهای کافی هست هم علم لازم هست و
[11:35]هم گرایش لازم هست وقتی این دو تا آمد به صورت اجمالی
[11:42]عمل هم متبلور خواهد شد انسانی که به فکرش به آرمانها و
[11:50]آرزوهایش گرایش داشته باشد آگاهی داشته باشد ناخودآگاه عملش تحت تأثیر گرایش
[11:57]او خواهد بود اما اگر بخواهیم کفر را در مقابل توضیح بدهیم
[12:01]وقتی کفر گفته میشود حداقل د تا اطلاق و استعمال برای کفر
[12:10]قابل تصور هست گاهی کفر را ضد ایمان میدانیم یعنی چیز وجودی
[12:14]میدانیم در این صورت مراد ما از کفر همون جهود هست یعنی
[12:21]حالت عامدانه و لجاجت وقتی میگوییم کافر یعنی کسی که حقیقت برایش
[12:26]روشن هست حق را میپوشاند اصرا کاری بر خلاف آگاهی خود دارد
[12:35]بودن کسانی که نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و
[12:38]سلم برایشان آشکار بود در باطن خود مطمئن بودن ولی مقام و
[12:46]امتیاز و موقعیتها و هوای نفس اجازه نمیدادند که سر تسلیم فرود
[12:50]آورن این میشود همون لجاجت تعصب و بر خلاف علم آگاهی خود
[13:00]حرکت کردن این یک نوع کفر هست ولی گاهی کفر گفته میشود
[13:03]مراد از کفر عدم ایمان هست که این عدم ایمان خودش میتواند
[13:10]شقوق و حالتهای گوناگونی داشته باشد گاهی مثلاً وقتی میگوییم عدم ایمان
[13:17]همین خود فرضی که حالا عرض کردم کافر معاند را هم میگیرد
[13:24]ولی گاهی ممکن است شخص معانی نباشد اصلاً حقیقت به گوشش هم
[13:28]نخورده باشد شخص کاملاً بیخبر باشد یا گاه شخص پیام حقیقت را
[13:37]شنیده است پیام اهل بیت و اسلام را شنیده است ولی نسبت
[13:44]به باور خودش ۱۰ یقین دارد هیچگونه احتمال خلاف نمیدهد و نسبت
[13:49]به اسلام هم هیچگونه احتمال نمیدهد که اسلام دین حق هست پس
[13:54]ببینید اینها حالتهای گوناگونی است که همگی در عدم ایمان قرار میگیرد
[14:02]اگر به اصطلاح علمای منطق رابطه ایمان و کفر را ملکه و
[14:06]عدم ملکه بگیریم اما اگر رابطه ایمان و کفر را از باب
[14:12]دو تا ضد بدانیم دو تا امر وجودی بدانیم عرض شد که
[14:17]مراد ما از کافر یعنی کافر معاند یعنی کسی که حقیقت برای
[14:21]او روشن هست ولی همچنان به عللی اصرار بر افکار باطل خود
[14:27]دارد در هر صورت بیشتر از این نمیتوان در خصوص ایمان و
[14:53]کفر توضیح داد برویم به سراغ مرحله دوم بحث که نصب ایمان
[15:00]و کفر باشه چهجوری میتوانیم مرزبندی بکنیم به چه چیزهایی اگر باور
[15:05]داشته باشیم میشویم مسلمان اگر باور نداشتیم میشویم کافر پاسخ سوال این
[15:13]هست اون مقداری که باز از آیات و روایات استفاده میشود حداقل
[15:17]ایمان انسان این هست که انسان به توحید و وجود خدای سبحان
[15:24]معتقد باشد به معاد معتقد باشد به انبیا علیهم السلام و به
[15:31]آنچه که انبیا از طرف خدای سبحان آورده است معتقد باشد بنابراین
[15:35]کسی که نبوت انبیا و محتوای پیام انبیا را قبول دارد خدای
[15:45]سبحان و توحیدشهر به عالم آخرت هست این میشود مسلمان اما کسی
[15:50]که این امور را منکر باشد یا در این امور تشکیک نماید
[15:57]شک داشته باشد او میشود کافر در هر صورت مسلمان و کفر
[16:05]از همینجا هست که تا حدودی برای شما عزیزان روشن شد ولی
[16:12]در هر صورت در خصوص مسلمان و کافر که حداقل نصاب باشد
[16:16]سؤال بعدی که اینجا مطرح میشود یا مرحله بعدی بحث همین نکته
[16:25]هست که بالاخره کفر و اسلامی که در علم کلام مطرح میشود
[16:28]با اونچه که در فق مطرح میشود آیا یکی هستن یا با
[16:36]هم تفاوت دارن پاسخ این است که اسلام و کفر فقهی ضرورتاً
[16:40]مساوی با اسلام و کفر کلامی نیست از نظر فقهی کسی که
[16:48]در ظاهر شهادتین را بر زبان جاری بکند یعنی همان نکاتی که
[16:54]عرض کردیم اگر کسی در ظاهر به اونها اقرار داشته باشد میشود
[16:57]مسلمان ل لذا بر اساس نظریات علمای فقهی منافق مسلمان هست اشکال
[17:07]ندارد که ذبیحه منافق را کسی بخورد یا با منافقین ازدواج بکنند
[17:11]اما اگر شما به سراغ علم کلام بروید در علم کلام صرف
[17:19]ظاهر کافی نیست عرض کردم ایمان ریشه در آگاهی و در گرایش
[17:26]دارد آگاهی و گرایش ممکن است آگاهی در منافق وجود داشت باشد
[17:30]ولی گرایش وجود ندارد لذا منافقان کسانی هستند که در ظاهر ادعای
[17:35]اسلام میکنن در جمعیت مسلمانان قرار دارن ولی در باطن و در
[17:45]درونشون در حقیقت کافر هستند و همین نوع کفر بدترین نوع کفر
[17:52]هست و بر اساس منطق قرآن کریم قرآن کریم میفرماید ان المنافقین
[17:57]فی درک الاسفل من النار و تجد نیرا که در سوره مبارکه
[18:05]نساء آیه ۱۴۵ مطرح شده است که بدترین جایگاه جهنم مختص منافقان
[18:10]هست بنابراین تا اینجا تا حدودی چند نکته مقدماتی برای سروران روشن
[18:19]شد اولین نکته حقیقت ایمان و کفر مفهوم شناسی ایمان و کفر
[18:23]بود دومین نکته نصب ایمان و کفر هست و و سومین نکته
[18:31]که آخرین نکته مقدماتی بود امتیاز یا تفاوت میان مسلمان و کفر
[18:39]کلامی و اعتقادی با مسلمان و کفری است که در قلمرو علم
[18:44]فقه مطرح میشود بعد از سی این مقدمات اکنون به سراغ اصل
[18:49]مبحث برویم اصل بحث این بود که چه تأثیر را ایمان و
[18:56]کفر در سعادت و شقاوت اخروی دارد حقیقتش این هست که با
[19:04]استفاده از قرآن کریم و با استفاده از سنت قطعی به راحتی
[19:07]میتوان پاسخ سؤال را داد و اینکه نقش ایمان و کفر در
[19:14]سعادت و شقاوت انسان نقش کاملاً محوری و اساسی هست کسی که
[19:20]ایمان نداشته باشد کافر باشد کفرش برای او شقاوت ابدی را به
[19:29]بار میآورد همچنان کسی که اهل ایمان باشد و با ایمان از
[19:33]دنیا برود اگرچه ممکن است فسق و فجور زیادی را مرتکب شده
[19:39]باشد ولی سرانجام او نجات خواهد بود ولی برای اینکه مسئله تا
[19:47]حدودی برای عزیزان قابل هضم بشود چرا که امروزه تأکید فراوانی از
[19:52]سوی خیلیها صورت میگیرد که مهم عمل صالح هست کسی یتیمخانه تأسیس
[19:57]کرده است کسی در عرصه آموزش خدمت میکند کسی از مظلومین حمایت
[20:06]کردهاند بالاخره مهم این است که انسان کار خوب انجام بدهد اهل
[20:09]خیر باید اهل نجات باشد حالا فرق نمیکند مسلمان باشد غیر مسلمان
[20:16]باشد خداباور باشد یا غیر خداباور لذا برای اینکه این مسئله سهل
[20:21]الوصول بشود در قدم اول برای دفع استبعاد با توجه به معادشناسی
[20:30]و با توجه به انسانشناسی که قرآن کریم ارائه میدهد در ابتدا
[20:35]باید دفع استبعاد بکنیم و سپس دلیل مربوطه را با استفاده از
[20:45]قرآن کریم تبیین نماییم بر اساس جهانبینی قرآن کریم و اون جهانبینی
[20:50]که ویژه ما مسلمانها هست هر عمل حداقل دو حیثیت و دو
[20:58]جنبه دارد یکی ش شعاع اثر مفید و یا مضر عمل هست
[21:03]دومی هم شعاع انتساب عمل به خود شخص هست به عبارت دیگر
[21:12]کاری که صورت میگیرد مثلاً کسی یک جلد کتاب نوشته است کسی
[21:16]بیمارستانی تأسیس کرده است گاهی ما این بیمارستان را از این جهت
[21:25]لحاظ میکنیم که چه تأثیری روی مردم صحت مردم علاج بیماران راحتی
[21:29]انسانها داشته است معیار قضاوت ما از این جهت هست گاهی میخواهیم
[21:38]قضاوت از این جهت بکنیم که چه تأثیری روی روح خود شخص
[21:41]داشته است آیا روح او را بالا برده است یا نه خدای
[21:47]نخواسته به روح او تنزل داده است لذا هست که اگر معیار
[21:57]ما قضاوت تاریخی باشد قضاوت عموم انسانها باشد هر عمل یک جنبه
[22:01]دارد هر عمل یک بعد دارد که همون بعد تأثیر عمل در
[22:07]عرصه اجتماع و در عرصه خارج هست چه راحتی برای انسانها داشت
[22:15]آیا موجب ضرر شد موجب ضرر نشد هر مقداری که شعاع عمل
[22:18]از نظر زمانی و مکانی گسترده باشد به همان تناسب قضاوت ما
[22:25]انسانها این خواهد بود که این شخص اهل خیر هست کار خوب
[22:31]انجام داده است پس باید اهل نجات باشد اما اگر نگاه ما
[22:36]به اصطلاح به حسن فاعلی باشد نگاه ما به این جهت باشد
[22:42]که در حسن عمل دو تا رکن لازم هست حسن فعلی و
[22:43]حسن فاعلی اینکه نیت شخص را باید مورد نظر قرار داد اون
[22:51]زمان است که مسئله و قضاوت ما کاملاً فرق میکند لذا هست
[22:59]که بر اساس جهانبینی اسلامی برای اینکه یک عمل جاندار باشد بی
[23:03]جان نباشد تأثیر واقع در شخص داشته باشد ملکوت را دچار تغییر
[23:13]بکند ملکوت مثبت داشته باشد کیفیت در کنار کمیت لازم هست نیت
[23:18]و فکر در کنار اصل عمل لازم هست به عبارت دیگر حسن
[23:26]فعلی نسبت به حسن فاعلی رابطه این دو مثل رابطه روح و
[23:34]بدن هست در کنار بدن اگر روحی وجود نداشته باشد این بدن
[23:38]و جسم ما و شما مرده خواهد بود اگر در کنار یک
[23:43]عمل خوب مثل ساختن یک بیمارستان حسن فاعلی وجود نداشته باشد نیت
[23:52]تقرب و اخلاص وجود نداشته باشد مثل بدن برو خواهد بود که
[23:56]از نظر ملکوتی و از نظر تأثیر بر رشد باطنی انسان هیچگونه
[24:06]تأثیری نخواهد داشت بر همین اساس هست برای اینکه عمل انسان زنده
[24:11]بشود شکوفا بشود روح او را ارتقا بدهد زمینه قرب الهی را
[24:19]برای انسان فراهم بکند چارهای جز حسن فاعلی و اخلاصی برای عمل
[24:23]انسان نخواهد بود خصوصاً این نکته که در بحث رابطه دنیا و
[24:30]آخرت هم برای عزیزان روشن شد که رابطه دنیا و آخرت مثل
[24:33]رابطه ظاهر و باطن هست عالم آخرت چیزی جز همون کارکرد ما
[24:40]و شما در دنیا نیست دنیا و آخرت یا ملک و ملکوت
[24:46]مثل ورق یک کتاب هست که این یک ورق دو تا صفحه
[24:52]دارد به عبارت دیگر مثل یک سکهای است که دو تا طرف
[24:57]دارد لذا همین زمینی که ما و شما در این عالم داریم
[24:59]همین بیمارستانی که ما انسانها میسازیم یک چهره ملکوتی دارد اون چهره
[25:04]ملکوتی که سرمایه آخرت ما و شما میشود بستگی به همون حسن
[25:12]فاعلی دارد هر مقدار که از نظر حسن فاعلی دارای اتقان باشد
[25:20]دارای استحکام باشد اخلاص بیشتر باشد زمینه نجات بخشی و سعادت ابدی
[25:27]انسان را فراهم میکند لذا به نظر میرسد که این مسئله تا
[25:30]حدودی دفع استبعاد شده باشد به عبارت دیگر معیار سعادت و شقاوت
[25:38]را ما قرب الهی میدانیم و قرب الهی در صورتی حاصل میشود
[25:43]که شناخت و ایمان به خدا باشد لذا شرط اول خود همون
[25:48]ایمان هست اگر کسی ایمان نداشته باشد هیچگونه زمینه رشد روحی او
[25:57]فراهم نخواهد شد ایمان مثل نهالی اس که شاخهها و برگهای این
[26:04]ایمان همون عمل صالح هست میوههای درخت ایمان سعادت ابدی هست که
[26:09]تبلش در بهشت جاودان خواهد بود لذا کسی که نهال ایمان را
[26:18]ندارد کسی که عمل صالح را ندارد خود به خود از میوش
[26:21]که بهشت باشد محروم خواهد شد در جهانبینی اسلامی هر حرکت را
[26:29]که ما و شما انجام بدهیم هر کار اختیاری که انسان انجام
[26:36]بدهد خودش یا یک قدم رو به جلو هست یا به عقب
[26:37]اگر به جلو باشد یعنی روح ما و شما رشد کرده است
[26:43]روح ما و شما به سمت کمال رفته است و به صورت
[26:48]طبیعی وقت عالم آخرت وقتش بشود ملکوت عمل انسان هویدا بشود برای
[26:53]انسان تبدیل به سرمایه خواهد شد در هر صورت کسی که ایمانی
[27:02]به خدا و آخرت نداشته باشد کسی که از اساس ایمان به
[27:10]عالم ابدیت ندارد شعاع عمل او صورت ملکوتی عمل او به هیچ
[27:14]عنوان فراتر از این دنیا نخواهد رفت بر این اساس هست که
[27:21]اگر این جهانبینی و اثبات برسد همچو تفسیر و تبیین ما از
[27:24]عمل انسان داشته باشیم خود به خود پاسخ اون سؤال روشن خواهد
[27:31]شد که ایمان و کفر چه نقشی در سعادت ما انسانها دارد
[27:37]اما بر اساس آیات قرآن کریم قرآن در سوره مبارکه نسا آیه
[27:46]۱۲۴ به صراحت میفرماید من الصالحات من ذر اننه چه زن چه
[27:57]مرد اگر کار شایسته را انجام بدهد به شرط اینکه اهل ایمان
[28:02]باشد وارد بهشت خواهد شد در خصوص اعمال کفار در قرآن کریم
[28:10]آیات فراوان داریم از جمله در سوره مبارکه ابراهیم آیه ۸دهم قرآن
[28:16]کریم میفرماید مثل الذین کف بربهم اعمالهم کرماد بهری صف یقدرون ید
[28:30]عمل کافران مثل یک خاکستری است که در یک روز طوفانی باد
[28:37]سختی بر این خاکستر بوزد قطعاً هیچگونه اثر از خاکستر باقی نخواهد
[28:42]ماند کسی که کافر به عالم آخرت هست کسی که منکر ذات
[28:50]خدای سبحان هست عمل او هیچگونه اثر اخروی و چهره ملکوتی نخواهد
[28:55]داشت لذا هست که با استفاده از تحلیل عقلی و با استفاده
[29:01]از این شواهد قرآنی پاسخ به اون سؤال روشن میشود اون وقت
[29:08]من اینجا اعتراف میکنم که این بحث از یک جهت بحثی است
[29:16]پیچیده و نسبتاً عمیق و از طرف دیگر ابعاد مختلف و گوناگونی
[29:19]دارد از طرف مرتبط میشود با رحمت خدا مرتبط میشود با حکمت
[29:29]خدا مرتبط میشود با عدل الهی و مرتبط میشود با بسیاری از
[29:33]مسائلی که برای انسانها مطرح میشود در مقام قضاوت کردن و اینکه
[29:40]بسیاری از انسانها گناهی ندارند حق و حقیقت برای اونها نرسیده است
[29:45]لذا ورود تفصیل به این بحث تا حدود بسیار مشکل هست یعنی
[29:53]امکان ندارد نه سطح این سلسله درست اجازه میدهد و نه فرصت
[29:58]به اندازه کافی هست اجمالاً در سوره مبارکه نسا آیه ۹۷ و
[30:06]۹۸ و ۹۹ قرآن کریم راجع به قاصر و مستضعفان ادبیات امیدوار
[30:11]کننده دیگری را به کار گرفته است و در سوره مبارکه توبه
[30:20]آیه ۱۶ راجع به کسانی که مرجون ل امرال هستن باز ادبیات
[30:24]قرآن کریم بسیار امیدوار کننده هست همچنانی که عدل خدای سبحان جزء
[30:35]پایههای اعتقادی ما هست لذا عدالت خدای سبحان شعار امامیه هست و
[30:39]چیزی که بر خلاف عدالت باشد هرگز خدای سبحان چی در دنیا
[30:45]و چه در آخرت انجام نخواهد داد لذا باید در پرتو عدل
[30:53]و در پرتو مجموع آیات و در پرتو روایات ائمه اهلبیت علیهم
[30:56]السلام که در این خصوص در کافی و غیر کافی فراوان نقل
[31:02]شده است این مسئله را که ابعاد مختلف دارد تجزیه و تحلیل
[31:06]کرد پاسخ قطعی و استنباطی به تکتک این سؤالات کار بسیار سختیست
[31:16]عرض کردم بحث بسیار وسع را میطلبد و بحث نسبتاً بحث عمیقی
[31:20]است ولی در خصوص این مسئله خوشبختانه مرحوم آیتالله شهید مطهری بحث
[31:26]خوب خوبی در کتاب عدل الهی دارد استاد مطهره تقریباً تکتک این
[31:34]سوالاتی که ما اینجا مطرح کردیم و بیشتر از اون را با
[31:37]استفاده از آیات قرآن و مبانی کلامی شیعه و روایات اهل بیت
[31:46]علیهم السلام پاسخ گفته است و من با استفاده از فرمایشات ایشون
[31:52]و برداشت ایشون را از آیات و روایات اینجا محضر شما عرض
[31:56]میکنم و در حقیقت با استفاده از تفکر استاد مطهری مجموعه سؤالات
[32:01]این حوزه را پاسخ میدهم ایشون میفرماید که بر اساس مبانی قرآنی
[32:22]و روایی سعادت و شقاوت درجات و مراتب دارد یعنی همه انسانها
[32:30]یکسان نیستن در بهشت همچنانی که جهنمیان هم یکسان نیستن عذاب بعضی
[32:36]از بعض دیگر شدیدتر خواهد بود از بهشتیان تعبیر به درجات میشود
[32:44]و از اهل جهنم تعبیری به درکات دومین نکتهای که ایشون مطرح
[32:51]میکند این است که همه اهل بهشت از همون ابتدا به بهشت
[32:53]نمیروند کسانی ممکن است مدتی در جهنم باشن بعد وارد بهشت بشوند
[33:02]همچنانی که همه اهل جهنم همیشه هم در جهنم نیستن بعضیها ممکن
[33:06]است بعد از مدت طولانی بالاخره از جهنم نجات پیدا کنن نکته
[33:13]سوم در خصوص کفار ایشون کفار را بر چند دسته میکنند میفرمایند
[33:22]اون کفاری که ایمان به خدا و آخرت ندارن منکر خدا هستن
[33:25]و منکر معاد هستن از اساس ایشون میفرمایند اینها هیچ حرکتی را
[33:33]به سوی بهشت نکردهاند به عبارت دیگر در طول زندگیشون هر کاری
[33:38]را که انجام دادهاند اصلاً هیچگونه تصوری مقصدی در این خصوص نداشتهاند
[33:43]با توجه به اینکه در این مسیر و در این سفر هیچگونه
[33:50]حرکت نکردهاند و به تعبیر امروزی صفر کیلومتر هستن لذا قطعاً نمیتوانند
[33:57]وارد بهشت بشوند اما اون کفاری که ایمان به خدا و عالم
[34:02]آخرت دارن مثل بسیاری از اهل کتاب یا کل اهل کتاب مسیحیها
[34:10]و یهودیها و امثال اینها ایشون میفرمایند این دسته افراد یعنی کسانی
[34:16]که ایمانی به خدا دارن ایمانی به معاد دارن چه مسلمان باشن
[34:23]و چه کافر اگر در عملشون اخلاص داشته باشن و قصد قربت
[34:27]داشته باشن عمل اینها ماجور هست به عبارت دیگر اینها سرانجام وارد
[34:36]بهشت میشوند فرق نمیکنن مسلمان باشن یا کافر نتیجه بعدی که ایشون
[34:43]میگیرد این نکته هست که کافرانی که به خدا و آخرت ایمان
[34:46]دارن ولی مسلمان نیستن مثل مسیحیها و یهودیها اگرچه با قصد قربت
[34:55]اگرچه با اخلاص عمل اینها مجور هست ولی نه تمام اعمال اینها
[35:01]اون دسته اعمالشون مجور و قابل قبول هست که مطابق با آخرین
[35:05]برنامه خداوند یعنی دین اسلام باشد مثل بسیاری از احسانالله هست نمیتواند
[35:20]در عالم آخرت نجات بخش باشد از همین جا هست که نکته
[35:29]بس بسیار مهمی میان مسلمانها وجه امتیاز مسلمان از غیر مسلمان روشن
[35:35]میشود برنامه مسلمان برنامه دقیقی است راه درست را انتخاب کرده است
[35:39]اگر بر اساس این راه برود قطعاً به مقصد خود نائل خواهد
[35:46]آمد نکته مهم دیگری که باز استاد مطهر اینجا مطرح میفرمایند عمل
[35:54]خیری که انسان را بهشتی میکند یک سلسله آفات دارد البته این
[35:58]اختصاصی به مسلمان یا کفار ندارد هر عامل به خیر ممکن است
[36:06]عمل شک سلسله آفاتی داشته باشد که مهمترین آفت همون حالت جهود
[36:11]و کفر ماجراجویی هست کسی که روحیه تسلیم پذیری و انقیاد در
[36:20]مقابل حقیقت ندارد روحیهاش اینجوری هست نفسش اینجوری هست که در مقابل
[36:26]حقیقت مقاومت میکند ا اشون میفرماید از آیات و روایات برداشت میشود
[36:30]که این شخص عمل خیرش از بین میرود و در نتیجه هیچگونه
[36:37]اثر خیر را در عالم آخرت نخواهد دید نکته هفتمی که ایشون
[36:46]مطرح میفرماید مسلمانان و سایر اهل توحید واقعی اگر فسق و فجور
[36:50]در دنیا مرتکب بشون ممکن است مدت طولانی معذب باشن چه در
[36:55]عالم برزخ و یا در در عالم قیامت نکته مهم دیگر در
[37:03]خصوص اون کفاری است که هیچگونه ایمانی نه به خدا دارن و
[37:06]نه ایمان به عالم آخرت ولی ممکن است اهل خیر باشن از
[37:13]مظلومین و بیچارهها دستگیری بکنن استاد مطهری میفرماید که عمل خیر این
[37:19]مجموعه انسانها ممکن است موجب تخفیف در عذابشان بشود در عالم آخرت
[37:29]و یا احیاناً موجب رفع عذاب بشود پس در حد رفع عذاب
[37:32]یا تخفیف در عذاب عمل اونها نقش دارد اما اینکه وارد بهشت
[37:40]بشوند ایشون این نتیجه را قابل قبول نمیداند نکته مهم دیگر و
[37:46]این را در لابلای درسهای گذشته مکرر هم خدمت شما عرض کردم
[37:50]که سعادت و شقاوت تابع شرایط تکوینی هست و نه قراردادی رابطه
[37:58]دنیا و آخر آخرت رابطه ملک و ملکوت است و آخرت نتیجه
[38:02]و تجسم همین دنیا خواهد بود دهمین نتیجهای که استاد مطهری میگیرد
[38:09]این هست که عمل صالح یا عمل خیر اون عملی اس که
[38:15]هم حسن فعلی داشته باشد و هم حسن فاعلی که در این
[38:20]درس به صورت مستوفی محضر شما توضیح دادم نکته دیگر ما یک
[38:27]سلسله آیات و روایات داریم که کسانی که منکر نبوت باشن یا
[38:31]کسانی که منکر امامت باشن عمل خیر اونها نتیجهای ندارد استاد مطهری
[38:38]برداشتش این هست که این آیات و روایات ناظر به کسانیست که
[38:47]جاهل قاصر نباشن جاهل مقصر باشن عناد در مقابل حق و حقیقت
[38:50]داشته باشن اما کسانی که از حق و حقیقت بیخبر هستند به
[38:56]هر علتی عمل خیر اونها را این آیات و روایات نمیگیرد و
[39:00]اونها در مقابل انجام اعمالشون عند الله مجور خواهد بود حالا که
[39:08]بحث به اینجا رسید بحث به جاهل قاصر و مقصر اگرچه این
[39:14]درس تا حدود طولانی شد به صورت مختصر جاهل و قاصر و
[39:17]مقصر را محضر شما توضیح میدهم جاهل قاصر و مقصر یک اصطلاح
[39:26]کلامی است جاهل قاصر کسی است که حق به او نرسد و
[39:30]در دستیابی به حق هم کوتاهی نکرده باشد که مصداق بارز اون
[39:37]حداقل ۳ طایفه میتونه باشه یک انسانهایی که از نظر شرایط محیطی
[39:42]و جغرافیایی در جایی زندگی میکنن که اصلاً حرف حق و حقیقت
[39:49]به گوش اونها نرسیده است که هستن انسانهای حتی امروز هم که
[39:54]از این جهت ممکن است محروم باشن دوم کسانی که از نظر
[40:00]فکری ضعف دارن مثل بچه مثل دیوانه و یا برخی انسانهای دیگر
[40:05]اونهایی که فکرشون فروزان نشده است عقلشون قابلیت دریافت حق و حقیقت
[40:15]را ندارد سومین طایفه کسانی هستند که در جهل مرکب به سر
[40:19]میبرن مقصود از جهل مرکب یا جاهل مرکب اون دسته افرادی هستند
[40:27]که هیچگونه احتمال خلافی در باورشون نمیدهند اگرچه فکر مخالف را شنیده
[40:34]است اگرچه مثلاً پیام اسلام را شنیده است از محتوای اسلام مطلع
[40:38]است ولی نسبت به باور خود اصرار دارد که ۱۰ هر آنچه
[40:44]را من فهمیدهام همین عین حق و حقیقت هست در حالی که
[40:48]فهمشون از حقیقت و واقعیت دور هست این در خصوص جاهل قاصر
[40:57]جاهل مقصر که که در حکم عامد هست و معذب هست اون
[40:59]انسانهایی هستند که حق بر اونها عرضه شده است در مقابل حق
[41:07]عالماً و عامداً موضعگیری کرده است یا نه موضعگیری نکرده ولی از
[41:12]نظر قدرت امکان تحقیق برای او فراهم هست خودش عالم هست یا
[41:19]کتابخانه دارد یا عالم در اختیار او هست در هر صورت میتواند
[41:22]نسبت به پیام حق و حقیقت تحقیق کند ولی مال ورزیده است
[41:31]همچو انسان میشود جاهل مقصر که چه بر اساس بنای عقلا و
[41:38]چه بر اساس منطق علمای کلام این شخص میتواند اهل عذاب باشد
[41:42]در هر صورت آخرین نکتهای که اینجا خواستم عرض بکنم که قضاوت
[41:49]ما نسبت به اشخاص در این سلسله بحثها نیست باطن افراد و
[41:56]اشخاص را خدای سبحان میداند و در روز رستاخیز هست که حقیقت
[42:02]انسانها نیات انسانها باطن به پایان انسانها بر اساس سنت الهی کشف
[42:09]خواهد شد او قطعاً بر اساس عدل و بر اساس حکمت تصمیم
[42:17]خواهد گرفت که ان الله لا یظلم مثقال ذره کوچکترین ظلمی در
[42:22]ساحت خدای سبحان نخواهد شد این باور ما هست و در روز
[42:27]آمد هم او با توجه به دستگاه دقیق که دارد کوچکترین ظلم
[42:35]را مرتکب نمیشود لذا نسبت به افراد قضاوت قطعی بسیار سخت هست
[42:40]در روز قیامت که روزی بلند رفتن و پایین آمدن هست اون
[42:46]روز است که حقایق و واقعیات برای تکتک ما و شما مکشوف
[42:49]خواهد شد امیدوارم که این درس هم برای عزیزان مفید بوده باشد
[42:58]اگر این جلسه طولانی شد من معذرت میخواهم وسلام علیکم و رحمت
[43:03]الله و برکاته قال یسار واخف ین ب ل خ ه لا
[43:20]یکاد ین تجف وتعبت ضغار تبتل والدهر غس تار و ا
0 تعليقات
sort ترتيب حسب
- أعلى تعليقات
- أحدث تعليقات
التالي
0 المشاهدات · 26/01/05
1 المشاهدات · 26/01/08
1 المشاهدات · 26/01/12
1 المشاهدات · 26/01/20
1 المشاهدات · 26/01/22
1 المشاهدات · 26/01/29
1 المشاهدات · 26/01/29
1 المشاهدات · 13/05/12
2 المشاهدات · 13/05/22
1 المشاهدات · 13/05/27
5 المشاهدات · 13/05/27
0 المشاهدات · 13/07/12
0 المشاهدات · 17/06/16
0 المشاهدات · 23/08/29
