148 المقام الثانی في الإستصحاب، و ممّا ذكرنا ص 299 - استاد: حجة الإسلام والمسلمین محمد هادی نبوی
گزیده درس صد و چهل و هشت بحث همچنان در ارتباط با قول به تفصیل است که از مرحوم محمد بن حسن فاضل هندی اصفهانی، صاحب «کشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحکام» بود. ایشان قایل گردید که اعیان نجسه بر اثر استحاله پاک میشود؛ ولی اعیان متنجسه با استحاله پاک نمیشود، برای اینکه در کلام فقها جسم به کار رفته است: «کل جسم لاقی نجسا فهو نجس.» بر اساس دیدگاه مرحوم فاضل در اینجا نجس بر خود جسم حمل میشود و جسمیت با استحاله از بین نمیرود و آنچه از بین میرود، صورت نوعیه است؛ مثلاً چنانچه چوب سوزانده شود، تبدیل به خاکستر میشود و جسمیت آن همچنان باقی است. مرحوم شیخ بعد از همراهی ابتدایی با این نظر، بلافاصله دو اشکال عمده را بر آن وارد میکد و قول به تفصیل را رد مینماید. در پایان مرحوم شیخ اعظم نظر نهایی خود را اعلان میکند و اینکه نمیتوان کلام مرحوم فاضل را پذیرفت و در ادامه سه حالت را در رابطه با بقای موضوع به تصویر میکشد. در واقع مرحوم شیخ انصاری، نظریه مرحوم فاضل هندی را در تفصیل میان اعیان نجسه و متنجسه قبول نمیکند و معتقد است که بر اساس دیدگاه مشهور فقها تفاوتی میان اعیان نجسه و متنجسه نیست و چنانچه استحاله اعیان نجسه را پاک کند، اعیان متنجسه را به طریق اولی پاک مینماید. بعد از اینکه ایشان این مسئله را بیان میکند، بلافاصله به تبیین نظریه نهایی خودش در مورد تغییر موضوع میپردازد و برای آن سه حالت فرض مینماید. ایشان میفرماید: گاهی تغییر موضوع به صورت جزئی اتفاق میافتد و شبه تبدّل حالات است، در چنین موردی دلیل حکم کافی است. گاهی تغییر موضوع وسیع و گسترده است، به گونهای عنوان و دلیل حکم کفایت نمیکند، در اینجا استصحاب حالت شک را تحت پوشش قرار میدهد و حکم نیز برای موضوع ثابت میباشد. سومین حالت این است که استصحاب هم کارایی ندارد، در چنین جایی ناگزیر است که باید تغییر حکم را پذیرفت. کلیدواژه: شروط عمل و استصحاب.
