Volgende
9 Bekeken · 26/04/06
0 Bekeken · 23/07/20
3 Bekeken · 23/07/26
2 Bekeken · 23/12/21
لقاء مع سماحة آية الله الشيخ علي أكبر السيفي المازندراني - برنامج مباحثات (مترجم)
0
0
7 Bekeken·
25/03/13
Laat meer zien
Transcript
[0:00][موسیقی] بسم الله الرحمن الرحیم امروز ۲۵ مرداد ماه هست و ما
[0:19]توفیق پیدا کردیم که خدمت حضرت عالی برسیم و انشاالله که بتونیم
[0:23]امروز بهره کاملی از محضر حضرت عالی داشته باشیم اینجا ساخت سمان
[0:31]مرکز معهد فقه الفعال هست و اثنای صحبتها هم درباره این مرکز
[0:38]انشاالله اطلاعات بیشتر خواهیم طبق روالی که ما داریم در ابتدا از
[0:44]خود بزرگواران میخواهیم که در خود مورد خودشون بفرمایین که در چه
[0:51]سالی کجا متولد شدن و فضای در واقع دوران کودکی رو بفرمایند
[0:55]تا به مراحل تحصیل و ورود به حوزه هم برسیم خدمت شما
[1:03]هست ۱۶ خرداد سال ۱۳۳۵ تولد بنده هست یعنی یک روز بعد
[1:14]از ۱۵ خرداد که در شناسنامه هم ذکر شده و خب در
[1:26]فریدون کنار که تقریباً بین بابل و آمل یا بابلسر آمل هست
[1:32]هست و در اون اوائل من یادم هست که اون زمانی که
[1:45]ممیز بودیم یعنی خودم رو شناختم که ممیز بودم و کاملا هم
[1:49]یادم میاد سال های مثلا چار سالگی پ سالگی کاملاً یادم میاد
[1:56]کار میکردیم کار ما هم صیادی بود در کنار دریا همراه پدر
[2:05]و پدربزرگم گاهی پدربزرگم گاهی پدرم با اینکه پدربزرگم هم البته به
[2:14]نقل ابوی ما در اثر شدت کار در مزرعه میگفت چون حواسش
[2:21]نبود یک سره مشغول کار بود تا اینکه این خب در مزار
[2:27]مازندران زالو زیاد هست زالو یه دفعه میگه متوجه شدیم در اس
[2:30]ناکار که تمام سرتا پاش رفته و ایشون در حال کار بود
[2:36]از هوش رفت ما آوردیم ایشون رو یعنی ابوی ما میگه آوردیم
[2:45]سر مرز ایشون رو تمام زالش گرفتیم و اون زمان خب وسیله
[2:51]نبود بیمارستانی که فد کنار وجود نداشت اون زمان یک ده بود
[2:56]دهستان بوده و تا ببریم برای دکتر دو تا چشمش از دست
[3:02]داد در اثر خون زیاد بعضی از بستگان میگن که ایشون به
[3:07]آبله مبتلا شده بود عیال به این دلیل یا آن دلیل پدربزرگ
[3:13]ما نابینا بود برا همون اوائل جوانی به این جهت چشمت از
[3:22]دست داده بود من همراهش میرفتم برای ماهیگیری ایشون با ی که
[3:26]چشم نداشت من همراهش بودم میرفت کنار دریا و ماهی میگرفت گاهی
[3:34]هم ماهیهای کوچیک میگرفت مادر بزرگم باهاش دعوا میافتاد میگفت که خب
[3:38]این چه وضعیت شما از صبح تا الان رفتی واسه ما این
[3:43]آوردی ایشونم شرمنده میشد من اینا همه رو شاهد بودم بله خیلی
[3:48]گاهی مثلاً بود که من خب بچه بودم میترسیدم در بعضی منطقههای
[3:53]که اون جاهایی که میرفتیم از جهت اینکه خب سگها زیاد بودن
[4:00]حمله میکردن ایشون سر جاش تکون نمیخورد ما هم به ایشون میچسبیدی
[4:06]و از شر سگها خلاصه ب این کار ایشون بود ابوی ما
[4:12]هم خب کارش عمده ماهیگیری بوده البته زمینی هم داشتیم زمین رو
[4:17]زراعی بوده که این زمین زراعی رو ابوی ما نخریده بود با
[4:26]دست خودش آباد کرد یعنی جنگل بود بیشه بود و به من
[4:28]میگفت که من از صبح تا ظهر به اندازه یک اتاق سه
[4:34]در چار آبادش میکردم درخت ی مز قط بکنم ریشهها شو دربیارم
[4:42]بعد کل بیشه خب چیزای گیاههای مختلفی داشته اینا همه رو بکنم
[4:46]بگیرم خاک رو تصویه بکنم از ریشهها و لذا میگفت که یک
[4:52]روز من در عرض یک روز خیلی اگه میتونستم به اندازه یک
[4:54]اتاق دا آره تا اینکه به این کیفیت ایشون سه ۱۶۰۰ ۷۰۰
[5:03]متر مربع که ما اونجا میگیم سه خویز و نیم به تعبیر
[5:11]اونجا خب آباد کرده بود و همون زمین زراعی اشون بوده که
[5:15]کلاً ما و بعضی از بستگان ما هم خب زمینی رو به
[5:20]ایشون عزیزن داده بودن برای زراعت یعنی زارع هم بود در عین
[5:25]حالی که زمین خودش داشت زار هم بود و شغل ایشونم عرض
[5:33]کردم یادی بود در ایام بهار و پاییز و فلان در ایامی
[5:40]که فصل کشت کار بود مزرعه بود زراعت میکردن و در ایام
[5:45]زمستان هم شب خب از سر شب تا صبح در مزرعه ما
[5:52]مرغ میگرفتن مرغ هوا یعنی دامهایی داشتیم دام تو زمین خودش یا
[5:56]غیر اون زمان زمین غیر مانی نبود هر کس زمین دیگری میذاشت
[6:02]همه راضی بود بودن مرغ هوا میگرفتن برای اینکه در ایام زمستان
[6:06]خبری از برنجکاری که نبود ب و ماهی هم بسیار کم بود
[6:13]و لذا نیاز ضروری قطعی منزل بود که ایشون مرغ هوا بگیرد
[6:20]و و بیارد بعضی رو بفروشن بعضی رو استفاده بکنن به این
[6:23]گونه ما دوران کودکی رو البته میگذروندیم قاعدتاً یک خانواده کاملاً مذهبی
[6:29]بودن دیگه بله ایشون خودش جلو میافتاد نماز میخوند ما پشت سرش
[6:36]اینطور بوده تربیت فرزند بله اصلا من یادم هست کامل که ایشون
[6:40]خودش جلو میافتاد ما پشت سرش نماز میخوندیم بله و در هر
[6:45]حال تا اینکه دوران دبستان رو که ما گذروندیم و رسیدیم به
[6:54]دوران دبیرستان که در دوران دبیرستان هم خواب که اومدیم زم ی
[7:02]بود که تقریباً یه مخالفتهایی با رژیم مردم متدین میکردن که سال
[7:11]۴ل و ۸ ۴۷ ۴۹ ۵۰ در این حدود بوده و ما
[7:22]هم یعنی شما ۱۲ س۳ ۱۴ سالگیتون بله دیگه از همون ۱۳
[7:25]۱۴ سال بود تا سن ۱۷ بله بله چون ما دهم متوسطه
[7:32]قدیم رو تمام کردیم تا این ایام ما هم جلساتی داشتیم مذهبی
[7:41]با بعضی از آقایونی که چه از روحانیون چه از غیر روحانیون
[7:44]اهل فضل و سواد از بابل میومدن برای فیون کنار برای ما
[7:50]جلسه داشتن و جلسه مذهبی داشتیم جلسههای بسیار بسیار پرباری بوده و
[7:57]هم خب مسائلی من یادم هست در یکی از اون جلسات موضوعی
[8:02]رو که اون رئیس جلسه میداد برای اینکه هرکس به نوبت مقاله
[8:08]بنویسه در اون جلسه همه یکنواخت نبودن بعضیا مثلاً ۱۰ سال از
[8:12]آن بزرگتر بودن بعضیا من کوچکتر از همه بودم یعنی در اون
[8:17]جلسات و موضوعی که من داد این بود که راجع به اینکه
[8:31]چرا این عالم نیاز به یک مدبری دارد به اصطلاح و چرا
[8:35]ما نیاز داریم به قوانین الهی در زندگی خود چه نیازی داریم
[8:43]چه اعتباری دارد خب این یه موضوعی بوده من همون موقع سال
[8:49]بله یعنی بعد از شش کلاس که الانم برگشته به نظام قدیم
[8:54]بعد از کلاس ش هت ه ۹ مثلا این کلاس نهم بودم
[9:00]بله من یادم نمیرد که اونجا ا مقالهی که نوشته بودم به
[9:04]این استدلال یعنی به این دلیل استدلال کرده بودم گفتم که شما
[9:12]اگر چنانچه یک شخص یک اتومبیلی رو اختراع بکند طبعاً عقلای عالم
[9:16]او رو حق میدن که بتوند قوانین حفظ و نگهداری ا اتومبیل
[9:23]و قوانین رانندگی این اتومبیل رو خودش بنویسه تا اینکه دیگران که
[9:32]مخترع نیستن بخوان قوانین حفظ نگهداری و قوانین رانندگی این اتومبیل رو
[9:39]بنویسن ما همین جهان رو چون آفریده پروردگار هست ما به دلیل
[9:43]عقلی اثبات کردیم که خدای تعالی آفریدگار هستیست خب کسی که خودش
[9:51]آفریدگار انسانهاست خالق انسانهاست خالق بشر هست او آیا قوانینی رو که
[9:56]برای ارتقاع و رشد و کمال بشر و قوانین زندگ که بتوند
[10:03]مایع سعادت جاودانه بشر باشد تنظیم بکند از اعتبار بیشتر برخورداره ت
[10:08]فهم خودتون بود چون کتاب خاصی که حالا مراج هیچ کتاب مطالعه
[10:11]نکرده فهمی که ابدا بله در ذهن ما بود مث اون مقاله
[10:17]رو یادم هست که اون موقع نوشته بودیم بله خیلی عالی خب
[10:24]حدوداً دیگه زمان نوجوانی ۱۴ پ۵ سالگی بود و در واقع کلاسهای
[10:26]عادی مدرسه رو هم که فرمودید فکر میکنم در همین ایام دیگه
[10:33]بحث ورود به حوزه شما ورود به حوزه رو همون بزرگواری که
[10:38]میومد جلسه چه نام ببرید چون این جناب آ بله اتفاقا من
[10:42]در جای دیگه نامم بردم جناب آقای هادی یزدانی الانم روحانی هست
[10:47]تقریباً دیگه در حال هوشش از دست داده پیرمرد شده ۸ بالاست
[10:54]سنشون بالا هست ب ۸ ۹۰ شده و ایشون بوده اونجا میومد
[10:59]اون موقع س جوان بوده و خیلی تشویق میکرده و من اونجا
[11:07]البته یک سبب اصلی که مرو خیلی واقعاً بعد زمینه ایشون فراهم
[11:15]کرده اما اون سبب اصلی که بنده رو عزم منو جزم کرد
[11:16]در راه اینکه من طلبه بشم یک حادثهای بود برام اتفاق افتاد
[11:23]و اون حادثه این بود که ما یک همسای داشتیم به نام
[11:29]باقر که ایشون هم مؤذن بود هم موقع سحر همساده ها رو
[11:31]صدا میکرد و هم در جلسه قرآنی که ما داشتیم ایشونم جزو
[11:36]عضو جلسه بود جلسه عضو اون موقع قرآن داشتیم در کنار مدرسه
[11:43]جلسه قرآن خونی داشتیم بله که این اعضای این جلسه بنده کوچیکتر
[11:45]از همه بودم ایشون اون موقع سنش ۷۰ بود از ۷۰ سال
[11:48]بود تا بنده که سنم مثلاً ۱۵ سال بوده بله اخوی بزرگتری
[11:56]هم داشتیم احمد اونم روحانی الان امام جماعت است اون هم این
[12:02]جلسه بوده مثلاً این آقا فوت کرد وقتی که فوت کرد موقع
[12:07]ظهر بود فوت کرده و ما دبیرستان بودیم اون موقع دبیرستان من
[12:14]کلاس دهم بودم یا نهم بودیم دهم بودم ظاهراً چون خیلی باهاش
[12:22]صمیمی بودیم من گفتم خب امروز به هر نوی ما با تشی
[12:26]جنازه ایشون برم رفته بودم تشی جنازه ایشون اونو موقع دفت دیگه
[12:32]جنازه اشونو که داخل قبر گذاشتن یه پسری داشت خیلی گریه میکرد
[12:39]براشون این بزرگوار ما اصلش از هندوستان بوده و صورت چهره ایشونم
[12:48]مقداری طوری بود که زیبا نبود یعنی برای مردم هم ی کمی
[12:57]معلوم بود که ولی من در قبر خب با دو چشمان خودم
[13:03]دیدم که ایشونو وقتی دفن کردم دیدم که زیبا شد نورانی آره
[13:07]این کفن و کنار زدن و خودم تعجب کردم که خدایا ما
[13:15]برای چه زندگی میکنیم اصلاً تو هستی که یک زشت رو در
[13:18]بعد از مرگش زیبا میکنی پس ما ول معطلیم به این درسا
[13:22]من برم سراغ اون درسی که واقعی هست به درد من میخورد
[13:28]و عاقبت م رو تأمین میکند از همونجا دیگه شور و عشق
[13:30]راه طلبگی تو دلم افتاد فی الجمله میدانستم که اون علم علمیست
[13:39]که به درد آخرتم میخورد و به درد معنویت م میخورد دیگه
[13:42]همون موجب تصمیم شد البته برخی از معدات که من اگر بخوام
[13:51]انکار بکنم انکار نعمت پروردگار هست معیتیقه دیگه کاملاً حادی بود برای
[14:03]ما که بیایم به سمت طلبگی ب خیلی برای خود من این
[14:09]خیلی نکته جالب و ی خاطر انگیزی خواهد بود انشاالله برای همیشه
[14:13]از ورود به حوزه بفرمایید در شهر خودتون البته بله در جاها
[14:16]که ما خواستیم طلبه بشیم مادرم مخالف بود آها علت مخالفتش این
[14:22]بود کهه مادر هم مذهبی بوده اما خب فضای علتشو عرض میکنم
[14:25]علتش این بود که برادر بزرگتر ما اون موقع رفته بود سربازی
[14:30]اه تنها کسی که در اونجا منزل اونجا میتونست برای اینا کمک
[14:36]باشه کمک کار باشه ی درآمدی چون اوناهم خب طبقه مستضعف بودن
[14:38]شب و روز می ابی کار بکنه کارم صیادی و کشاورزی و
[14:43]اینا بوده ک از قبیل بنایی عملی اینا نبوده کارهای کشاورزی و
[14:47]صیادی و اینها ما هم هم کشاورزی میکردیم هم صیادی میکردیم هم
[14:54]شب تا صبح خودم تنهایی یک نفر میرفتم در اون زمان در
[14:57]اون زمان شب تا صبح در مزاره که دام میذاشتیم برای مرغ
[15:02]یک گاهی هم مأمورین ما رو دنبال میکردن اونجا میگرفتن ممو شکاربانی
[15:09]نگرفتن ولی دنبال میکردن ما از یدون کنار همون شبانه این ده
[15:14]به ده دیگه فرار میکردیم بله تو اون مضارب و با اون
[15:19]وضع عجیب خیلی داستان عجیب و غریبیست وضع زندگی ما در این
[15:23]برهه که گاهی مثلاً زمستان بوده برف بوده ما برفها رو از
[15:29]روی چیز اینا کنار ساقهای برنج کنار بکنیم خب بعد اونجا بشینیم
[15:32]ی چیزی درست بکنیم خب که گرم بشیم ا مفصل بوده ماجرا
[15:39]ب خیلی سخت بسیار بسیار بدید والده مخالف ب بله والده مخالف
[15:42]بود که چون من کار میکردم و برای اینها یک کمکی بودم
[15:47]اصلاً کمک خیلی مؤثر بودیم ماهی دام میذاشتیم تور میزدیم چون رودخونه
[15:51]از کنار داخل حیاط ما میرفت من از اون پشت تور میانداختم
[15:56]ماهی میگرفتم ماهیهای زیادم میگرفتیم جعبه جعبه میفروختم اون زمان بله مایای
[16:01]کپور بزرگ به اندازه یک پن قران توجه فرمودید و خلاصه کمک
[16:04]بودیم ایشون مخالف بود خیلی شدید میگفت اون صبح که تو میخوای
[16:10]بری من میام زیر اون اتوبوس دواز میشم از رو گردن من
[16:12]بره ابوی ما موافق بود کامل میگفت برو بایدم بری ولی من
[16:17]از یه چیزی میترسم و اون است که بعضی از این همشهریهای
[16:22]ما اومدن رفتن طلبه شدن و برگشتن میترسم تو برگردی آبروی ما
[16:25]بره که م خیلی خیلی اهل علم و سواد نشدن یا چی
[16:30]آب آبرو یعنی اونجا طوری بود که اگه یه نفر طلبه میشد
[16:33]و ی د سال بود و یه سال بود و بعد میومد
[16:36]از طلبگی رها میکرد و میومد برمیگشت یک نفر اینجور شده بود
[16:41]اینا یه خاطره تلخی داشتن چون مردمم هی زخم زبان میزدن حرف
[16:44]میزدن و ایشون ترسش از این بود که من برم و بعد
[16:49]پشیمان بشم برگردم رها بکنم اتفا ترسش درست بوده یعنی بعضی از
[16:52]دوستانی که همراه من بودن یه نفر اوو رها کردن توجه فرمودی
[16:58]بله ایشون واسه این ناراحت بوده و الا ایشون کاملاً موافق بود
[17:02]بله و خب رضایت والده رو جذب کردی و به یک نحوی
[17:10]خب ابوی چون اونجا طوری بود که حد ما از ابوی گوش
[17:14]میکرد و به یک نحوی آخرش که دیدی کهه من دیگه باید
[17:18]رفتنی هستم باید برم ایشونم خب طبعا راضی شدن ولی در هر
[17:20]حال من اون زمان احساس میکردم که یک چیزی در ذهنم بود
[17:23]و اونست که میگفتم خدایا من از مدرسه تا از منزل تا
[17:30]مدرسه به اندازه یک ربع راه بود یک اون مدرسه معمولی دبیرستان
[17:34]دبیرستان دبیرستان یک ربع راه بوده اون موقع که جلسه میرفتیم جلسهها
[17:42]خب من خیلی دلم شور میزد برای راه طلبگی بسیار بسیار و
[17:45]همچنین خب اونجا شهر ساحلی بود ایام تابستان اشخاص بیحجاب بد حجاب
[17:53]زمان طاغوت لخت عور بودن اصلاً و ما رنج میبردیم از این
[17:56]قضایا جوان بودیم گفتم خدایا ما رو از این م مص نجاتم
[18:00]بده که من باید از این شهر هجرت بکنم برم در جایی
[18:05]که دین خودم رو حفظ بکنم لااقل ارتفا فرمودی و خیلی شور
[18:10]و عشق و علاقه به این راه داشتیم مخصوصاً بعضی عرض کردن
[18:16]به شما خوابهای عجیبی میدیدم از امام عصر علیه السلام تا بقیه
[18:21]حضرات معصومین رو خیلی شورم زیاد عشق زیاد شده بود به گونهای
[18:28]که عرض بکنم به شما که مثل جانین با خودم صحبت میکردم
[18:30]مادرم سر سفره مینشست به من میگفت ایشون عاشق شده ابوی باورش
[18:38]نمیشد ولی من هیچی لب نمیزدم حرف نمیزدم ولی از منزل حال
[18:44]و هوای عادی نداشتید دیه آره عادی نداشتیم از منزل همیشه ورد
[18:48]زبانم این بود تو مدرسه یک رب که راه میرفتم میگفتم خدایا
[18:54]ای خدایی که نوح را نوح کردی ابراهیم را ابراهیم کردی موسی
[18:58]را موسی کردی عیسی رو عیسی کردی پیامبر ما رو به درجه
[19:04]نبوت رسوندی و انبیای الهی رو به اون درجات رسوندی خب من
[19:07]اگر بخوام از شما که شما مرو به اون درجات برسونی توقع
[19:12]بدیه اگر بگیم با اینا پارتی بازی کردی این ورد زبان من
[19:17]بودا بله دقی حال و حوای نوجوانی و بله میگفتم خدایا اگه
[19:22]بگم شما پارتی بازی کردی با اینا ی خویش قومی ی چیزی
[19:24]تبعیض قائلی که تبعیض در دستگاه تو و شأن تو خ این
[19:30]جایز نیست عقلاً و الا خب منم میخوام همینجور بشم هرچی هست
[19:36]بگو من همونو انجام بدم خوام بشم و مرا راهمو باز کن
[19:41]که بتونم در حوزه قم برم و این راه رو طی بکنم
[19:48]من خواستم اینه این جور این قضایا رو ب بله میگفتیم و
[19:51]بالاخره همینها سبب شد که بالاخره آخرش اومدیم به طرف حوزه خیلی
[19:58]از ورود به حوزه دیگه بفرمایید از روز نخست کدوم حوزه وارد
[20:01]شدی اتق ورود به حوزه ما اول وارد حوزه خاتم الانبیای الان
[20:06]که در اون زمان مدرسه صدر بابل شهر ۱۳۵۲ حضرت عالی ارز
[20:13]شده من از اینجا عرض میکنم که مخاطب ا بله در سال
[20:20]۱۳۵۲ یعنی من کلاس دهم رو تموم کرده بودم در طول سال
[20:21]تحصیلی هیچ سال یادم نیست تجدید آورده باشم اون موقع تجدیدی میآوردم
[20:29]تجدید نیاوردیم و ۱ که خوندم اومدم به سمت این عرض بکنم
[20:32]به شما که حالا اون همون قبل از اینکه طلو بشم همون
[20:38]ایام بود که خب الغه به پدر و مادر چون کسی که
[20:44]مازندرانی هست مخصوصاً ما الغ به اون کارهای خودمون زیاد داشتیم بله
[20:50]شما تصورشو بکنید سیادی چقدر خوشمزه هست زیباست صیادی ماهی صیادی مرغ
[20:57]هوا و خب اینا ش شغل برای جوان خیلی خیلی مورد علاقه
[21:01]بوده برای ما دست کشیدن اینها مخصوصاً خب برادر بزرگ ما نبوده
[21:08]اینا تنها میموندن ن باست اینا رو ول بکنم بیام اینا خیلی
[21:11]مرو رنج میداده توجه فرمودید و همچنین خب به فکر این قضایای
[21:19]که عرض کردم با خودم زمه زمه میکردم زیاد بودم ب حالا
[21:23]من رویاهای زیادی میدیدم یکی رو فقط میخوام اشاره بکنم فقط یکی
[21:31]رو تا بگذاریم بریم وارد ح بله و اون این است که
[21:32]در عالم رویا دیدم که من دنبال امام عص علی السلام حرکت
[21:37]میکنم دنبال حضرت هستم که ببینمش در عالم رویا دیدم در یک
[21:42]جایی رسیدم یه بزرگواری به من گفت که حضرتی میخواید اونجاست اشاره
[21:46]کرد به یک جایی من رفتم دیدم که خب یک اتومبیلی به
[21:51]صورت آمبولانس طوری از علم در عالم رویا با علم به اینکه
[21:58]حضرت داخل این هست و دیدم که از پشت این اتومبیل دستی
[22:00]بیرون اومده تا اینجا یک نامهای رو به من میده میگه بگیر
[22:04]من میدونستم که این نامه نامهای اس که برای قم هست این
[22:08]رو همون حال خواب چون تو چون تو فکرش بودم زیاد میدونستم
[22:11]که این دست همون دستیست که این آقا به من اشاره کرده
[22:15]و اینم من گفتم آقا من با پدر مادر باید خداحافظی بکنم
[22:17]ایشونو بیم گفتم نه من بهت گفتم بگیر بگیر منم گرفتم و
[22:23]از خواب بیدار شدم اینها امثال اینگونه رویاها زیاد بود دیگه مرو
[22:28]دیگه شیفته کامل کرده بود و به سمت قم اومده بودیم مدرسه
[22:34]صدر بابل فرمودید که کدوم مدرسه مدرسه صدر حاج آقای روحانی مدیرش
[22:39]بوده مرحوم حاج آقای روحانی هادی روحانی نماینده امام راحل بود در
[22:46]همون زمان و قبل از اون زمان و بعد اون زمان تا
[22:51]یه ۸ ده سالی هم در زمان آی خامنهای هم بازم همون
[22:53]نمایندگی باقی بود که تقریباً یه ۱ ۱۵ سال قبل فوت کرد
[22:58]بله خدا رحمت ای اون اونجا بود و ما هم اون مدرسه
[23:04]وارد شدیم مسی که وارد شدیم یک شر امثله شروع کردیم اولین
[23:08]البته من اینم به شما بگم ما کتاب ج مقدماتی که خریده
[23:13]بودیم بعد از اینک ثبتنام کردیم خب رفتیم کتاب ج مقدمات خرید
[23:17]بگیره دیگه من تو اتوبوس نشسته بودم ج مقدمات که نگاه کرده
[23:23]بودم همون اول باز کردم داخل ماشین چون از بابل گرفتیم و
[23:27]حرکت به سمت فردون کنار که بریم که این کتاب رو داشته
[23:31]باشن که فردا میخوام برم حجره این کتاب داشته باشم این کتابو
[23:36]که باز کردم و اول بدان که بدان ایدلا که کلام که
[23:40]از مخرج فهم برآید من این فهم رو نستم چیه فهم فم
[23:47]فهم چیه اصلا این این لفظ گفتم این چیه من چین لفظی
[23:51]رو نشنیدم خ من چطوری میخوام اینجا درس میخونم اصلا این حالت
[23:56]خوف ورم داشته در اون لحظه تا اینکه اومدیم داخل مدرسه شدیم
[24:00]اولین شبی که من وارد مدرسه شدم به شما عرض بکنم که
[24:06]نماز صبر که خوندم گفتم یک نگاهی به این همین دور همین
[24:10]متن مقدمات یک دوری داشته حاشیهای داشته و اون این است که
[24:17]بدان که مستر اصل کلام است و از وی نه وجه باز
[24:22]میگردد تا آخر که این سیق ۴ گانه رو اونجا داشت و
[24:26]من اینو نگاه کردم و همینجوری مطالعه کردم بعد از نماد صبح
[24:31]تا خیلی جلو رفتم موقع صبحانه شده صبحانه که خوردیم یه بار
[24:36]دیگه دیم حفظ شدم اصلاً اما یک بار که نگاه کردم حفظ
[24:39]شدم حالا این فکر میکنم به علت شدت علاقه بود تا اینکه
[24:46]وارد چم ساله شدیم یک دبیری داشتیم اون زمان که اونم الان
[24:51]نمیدونم فوت کرده یا هست در حوزه در همون حوزه بابل بابل
[24:57]صدر بابل بله معلمی روح بوده که اون زمان سنش ۷۰ بوده
[25:02]۶۰ ه۰ بوده الان بعیده که زنده باشه ایشون شروع کرده بود
[25:08]چند جلسه من رفتم و تا رسیدیم به اسم فاعل اسم فاعل
[25:12]که رسیدیم ما خب دبیرستان که بودیم این ادبیات من قوی بوده
[25:18]خوب بوده خیلی و گاهی هم اون مدیر دبیر دبستان رو دبیرستان
[25:21]رو باهاش حرف میزدیم بله مثلاً یه روزی ایشون داشت قرآن به
[25:28]ما میخونده گفته یکن له نونش ت حفظ کرده من گفتم آقا
[25:29]یکن له نیست این حروف یرملون باید ادغام بشد گفت یرملون چیه
[25:35]این حرفا چیه گفتم خب آخرا قرآن نش نوشته گفت قرآنو بگی
[25:40]بیار ماهم قد بودیم گفتیم نه قرآن مسجد خودت برو نگاه بکن
[25:43]همون ره شما اینا تو جلسات قرآن یاد گرفته بله تو جلس
[25:48]قرآن یاد گرفتیم همون جلساتی که عرض کردیم یاد گرفته بودیم بله
[25:51]مثلا کلیل دمن املا ما بوده کتاب املا کتاب مشکلیه ب و
[25:57]اون زمان کتاب فارسی ما بوده املا از روی اون املا میگفتن
[25:59]خب اون لغات و سخت رو نمرههای خوب میآوردیم وقتی که شرم
[26:05]سده که رسیدیم اینجا من یک شب خودم گفتم خدایا من اگه
[26:07]بخوام معطل اینها بشم عمر جوانی من برب باده من امشب هر
[26:12]نحویه تا صبح باید بیدار بشم کل این شرمسار تا آخر حفظ
[26:17]بکنم حفظ تو تیبار نبوده چون مانیش در همون ادبیات اون زمان
[26:20]دبیرستان در دست ما بود میفهمیدیم کی به چی هست یه چیزایی
[26:23]میفهمیدیم خلاصه آقا اون شب ت صبح بیدار موندم این اسم فاعل
[26:30]تا اون آخر ش مسله رو حفظ کردم و آماده شدم رفتم
[26:36]تو جلسه نشستم اون آخر جلسه نشستم استاد که اومد سؤال کرد
[26:41]خب از همه سؤال میکرد دیگه نوبت من رسیده گفته شما گفتم
[26:43]آقا من جواب میده ما به شرط اینکه تا آخر شرمس از
[26:48]من سؤال بکنی گفت یعنی چی من درس ماست مگه شما مجازه
[26:54]کردی این درس ماست نمیشه تا آخر منم عرض کردم در این
[26:56]حال قدم بودیم یعنی هرگز زیر بار زور نمیرفتم دیگه از اونجا
[27:02]بلند شدم یک سر اومدم بیرون از کلاس رفتم پل مدیر اون
[27:04]آقای مدیر که حاج آقای روحانی بودن و یک شخص عالم مجتهدی
[27:12]هم اون زمان همکار ایشون بود آقای بهشتی که برادرزاده همون بهشتی
[27:17]معروف در نجف که بودن هم درس و هم شأن آقای سیستانی
[27:23]برادرزاده ایشون برادرزاده بوده خودشم مجتهد بوده سید بوده و ما اونجا
[27:30]رفتم گفتم جناب حاج آقا روحانی حاج آقا روحانی که نمیگفتیم جناب
[27:36]حاج آقا ما برای چی اومدیم در حوزه اینجا گفت درس خوندن
[27:38]گفت خب اگه اومدی من اینجا الان همه رو خوندم این شرمس
[27:42]رو آماده شدم این آقا با من میگه که شما نباید تا
[27:47]آخر جواب بدی ایشون نگاهی کرد و به اونا د تا سؤال
[27:49]کردن یکی ایشون کرد یکی همون سید بزرگوار آقای بهشتی من هر
[27:54]دو رو جواب دادم وقتی که زم جواب دادم خب اینا کار
[27:59]انقلابی کرد از همونجا اون ساختمان مدرس هم د طبقه بوده حیات
[28:02]بزرگی وسطش داشت دور بوده اینطوری بوده ایشون رفته با تو تراس
[28:08]همون بالا صدا زد به یکی از آقایون اساتید اونجا به نام
[28:10]مرتضی برهانی گفت آقای برهانی آقای برهانی بیای ایشون صر مییر شروع
[28:16]بکن واسه ایشون با سرعت ۷۰ کیلومتر در ساعت اون ۷۰ کیلومتر
[28:18]اون موقع خیلی زیاد بود آها بله ب اون زمان زیاد بود
[28:25]زیاد بوده بالاخره ما دیگه بهی خواستیم بگیم چنین خاطرهای در همون
[28:29]ابتدا خیی البته نشون دهنده هم علاقه شما و هم حالا اون
[28:32]استعدادی که بالاخره در فهم مطالب بوده بله میفرمایید بعد از این
[28:42]طی روس مقدماتی مثل سرف مییر و عوامل ملا محسن و و
[28:48]هدایه و اینها یه تقریباً چهار پنج ماهی در مدرسه صدر بابل
[28:56]بودیم به نیم سال نکشید یعنی من تابستان که وارد شدم تقریباً
[29:04]اواخر پاییز بودم اونجا و لاکن دیدم که به هیچ وجه این
[29:14]مدرسه برای بنده ارضا کننده نیست و من میتونم خیلی بیشتر رو
[29:23]سرعت بیشتر اساتید بهتر اساتید بهتر کیفیت بیشتر داشته باشم اینجا تأمین
[29:31]نمیشه لذا دیگه بعضی از آقایون م قم بودن میومدن تعریف میکردن
[29:34]دل ما رو آب میکردن ما هم دیگه گفتیم بریم قم آقای
[29:40]روحانی خب خیلی ما بهش علاقه داشتیم ایشون مخالف بود شدیداً و
[29:49]همون آقای والده ما ابوی ما بستگان ما مخالف بودن من دیگه
[29:54]در اینجا گفتم خدایا اگر بخوام من این هدف رو دنبال بکنم
[30:00]اینجا انجام شدنی نیست باید برم یادم نمیرد که غروبی ما اونجا
[30:09]میباست چیز بوده این اتوبوسهای بزرگ ایران پیما میگفتن ولی گرفته بودیم
[30:15]که سر شب راه بیفتیم حالا میباست از رئیس مدرسه آقای روحانی
[30:20]اجازه بگیریم ولی من دیدم اینجور نمیشه به طور اداری و در
[30:29]محل مدرسه رفتم منزلشون ا کله بس محل مولد حاج آهای روحانی
[30:33]نرسیده به پل کله بسس دیدم حاج آهای روحانی با عدهای دارن
[30:37]میان همونجا گفتم حاج آقا من اگر اجازه بدید میخوام بریم قم
[30:43]حالا ایشون خبر نداریم وی دی گرفتم و آماده هستم همین الان
[30:46]میخوام نیم ساع دیگه برم آفتاب به اندازه نیم ساعت یک ساعت
[30:52]به غروب مونده بود ایشون خیلی ناراحت و به شدت که نباید
[30:55]برید و اونجا امنیت نداره و جوان هستید و کجا میخوا برید
[31:00]و اینا منم که خب تصمیم گرفته بودم دیگه اثری در بنده
[31:07]نداشت و خودم همونجا واقعاً دل رو سپردم به خدای تعالی گفتم
[31:12]خدایا من میدونید که کسی رو با من موافق نیست کسی ندارم
[31:20]فقط خودم میبینم که هدفم متوقف به این هست و دل رو
[31:22]به تو میسپارم اومده بودیم خب بدون اینکه با کسی صحبتی بکنیم
[31:30]اصلا که اصلاً فردا کجا وارد خ شد این همین جور توکل
[31:33]بر خدا او یک بزرگواری که طلبه بود از همشهریای ما هم
[31:40]بود میگفت من در مدرسه ملا صادق قم هستم ما هم اسمشو
[31:46]میدونستیم ملا صادق رو حالا ما فکر میکردیم که مثلاً نصف شب
[31:48]بریم این میاد درو باز میک ما راه میده ما اومدیم مدرسه
[31:53]خب کی بود حالا سر شب که راه افتادیم یک شب ۱۲
[31:58]یک شب اون موقع شب اومد رسیدیم به قم قم در زدیم
[32:02]خادمش از همون پشت در گفت نه اینجا ش الان شبخواب اینجا
[32:08]مدرسه نیست مثلا خوابه همه خوابن نمیشه یه نفر همراهم بود یک
[32:11]طلبه سیدی بزرگواری تازه ایشون از من یه پن ش سالی ش
[32:16]هفت سالی کوچیکترم بود راه میخواست بخوره نمیتونست بره میخواست زمین میفته
[32:20]گ ساکم دستش بود بله اومدیم من دیدم اینجوری گفتیم خب بریم
[32:26]یک مسافرخانه دیگه اومدیم اول چهار مندون یک مساف خانهای داشت به
[32:35]نام کسرا نمیدونم الان داره یا نه ولی طبقه بالا چ تا
[32:37]چند سال پیش من میدیدم داره خلاصه ما اونجا یه گجر گرفتیم
[32:43]یه چیز اتاقی اتاق بله اون شب رو بودیم اون شب رو
[32:48]بودیم صبح که شد باور کنید صبح که شد دیگه اصلاً از
[32:55]اون به بعدش نمیدونم چطوری گذشت و چطوری کار شد هیچ گیری
[32:58]و هیچ مانعی در کار ما ایجاد نشد دیگه از اون فرداش
[33:03]دیگه هم مکان آماده شده کجا وارد شدید کدوم مدرسه اولی مدر
[33:07]خب اولین بار ما مدرسه آقای گلپایگانی چون مدرسه آی گلپایگانی حسینی
[33:14]چیز بود در این صفایه بوده در اون زمان بله یه مدرسهی
[33:17]داشته مدرسه المهدی تابلو ه شاد المهدی بله اون سال اول یا
[33:24]دومی بود که اون مدرس بنا شده بود منم رفته بودم اونجا
[33:26]و اونجا خلاصه درسهایی میخوندن و م جمله گلستان رو مثلاً اونجا
[33:32]میست بنویسن منم نمینویسم گیرم اگه نگرفتم بگو بنویسید اینجوریم زیر بار
[33:40]نمیرفتیم هر برنامهای رو اون آقا هم امتان امدا گرفته فلان گرفته
[33:43]من ۹ ۲۰ گرفتیم دیگه گفت خب اینو معافی یه کمی جلوتر
[33:48]اومدیم من بعضی از ساعتشو نرفتم چون ای گلستان سعدی میخوندن گفتم
[33:51]ما اینا همه رو خوندیم تو دبیرستان چیزی نیست که اینا بعد
[33:55]میرفتم به جای یک ساعت تو کتاب خانه ت دست تبلیغات که
[34:01]اون موقع مالا شری مدار بود بله اونجا مطالعه میکردم یک ساعت
[34:04]رو دقیقاً رأس یک ساعت میرفته مدرسه اون مدیر بعدش اومد گفت
[34:10]این چه وضی معص اومدن نیست که هر موقع دلت بخواد بری
[34:12]و بیای اینا اعتراض میکردن تا اینکه ما رسیدیم به هدایه که
[34:20]تموم کردیم صمدیه رو رسیدیم تموم کردیم من گفتم به حالا اون
[34:23]هدایی که اونجا خونده بودن دوباره خوندن دیگه ما هم مجبور شدیم
[34:25]بخونیم نمرهها خوب میآوردیم به اینا گفتیم به اون رئیسش که قبلاً
[34:31]من سمدی رو بیرون خوندم همین جای استاد گرفتم خوندم اینا که
[34:35]هدایه تموم کردن من خواستم برم سیوطی به اینا گفتم به مدیرش
[34:40]گفتم آقا هدایه تموم شده یه حسینی نامی مدیر اونجا بوده من
[34:43]میخوام برم سوتی الان بخونم گفت سمدی چی گفتم سمدی رو خوندم
[34:49]امتحان بگیرید از من گفت نه اینجوری نمیشه باید اینجا بخونید امتحان
[34:52]بدید اینم گفت نمیشه من دیدم اون هدفی که دارم دیگه اینجا
[34:56]داره متوقف میشه در جا باید بزنم چیکار کردم آقا اصلاً از
[35:02]اون محس ملا صادقم بیرون اومدم از اون مدرسه هم بیرون اومدم
[35:06]رفتم یک منزلی اجاره کردیم با از طلبهها یه منزل قدیمی ب
[35:12]بود که با تلمبه میباست آبشو دربیارن تلمبه چاه داشت با تلمبه
[35:16]آبش درمی لوله کشی نبود اصلا کجا کدوم منطقه بود آخر چار
[35:22]مندون بوده بله آخر چار مندون که اونجا رفتیم اونجا در واق
[35:25]الان ما داریم بودن ۷ ه۸ سالگی هستی ۱ سالگی ب هم
[35:30]سال اولش بوده اومده بودم بله بله بعد ا صبح عل طلوع
[35:36]ما اون شب خب اون موقع خب نماز صبح خب میخوندیم زودم
[35:42]بلند میشدیم آفتاب تازه هنوز طلوع نکرده یا کرده مقداری صبحانه ما
[35:47]تمام شده بود راه میفتیم به سمت فیضیه فیضیه میومدم کتابخانه فیضی
[35:52]مطالعه میکردم استادم پیدا میکردیم چیکار میکردیم از این و اون پرسو
[35:56]میکردیم یه استاد که به ر ما جلب میکرد من استخاره میکردم
[36:00]خوب میومد همین رو میگرفتم استاد میکردم اینجوری استاد پیدا میکردیم یادم
[36:05]نمیده یه روزی در کتابخانه فیضیه من داشتم مطالعه میکردم حا شخ
[36:10]خفنی هم داشت مطالعه میکرد مرحوم آیتالله شیخ اشتهاردی خب پیرمرد بودن
[36:16]در اسنا مطالعه من میدیدم چد میزدن باور کنید وقتی که من
[36:22]سر پای این داشتم برای مطالعه اول صبح اصلاً دیگه بلند نمیکردم
[36:25]یک سر مطالعه میکردم دیگه اینجوری یکی از اون روزها صبح که
[36:31]مطالعه کردم حالا وعدهای داشتیم با استاد سیوطی ما زیر درخت توت
[36:35]فیضیه گوشه جلو از معصومه جلوی اون حجره معصومیه یک درخت توت
[36:43]بلندی داشت وعدهگاه مابرای تدریس زیر درخت اون توت بود با این
[36:47]استاد من یک صبح داشتم همون فیضی مطالب میکردم خب جلومون ساعت
[36:53]بوده سر بلند نکردم که جلوم ساعت نگاه بکنم که ساعت چنده
[36:56]همون دیگه مش رق مطال یک سر مطالعه داشت میکردم یه دفعه
[37:01]یک صدایی شنیدم بعد میگه که آقا استادت اومده زیر درخت توت
[37:04]نشسته برو صدا رو شنیدم سر بلند کرد بله همون ساعت ۱۱
[37:10]هست رفتم دیدم بله استاد زیر درخ تو نشسته منتظره یعنی این
[37:18]چنین صحنههایی برای ما بیان و شهود رخ میداد بله خب دیگه
[37:22]الان داریم ما همین مقدمات رو صحبت میکنیم تا اه بفرمایید به
[37:29]معالم و ما معالم و اینها معالم گفتید چیزی که هر لفظی
[37:31]که میگید من یاد یه خاطره میفتم ب بفرمایید ما استفاده میکنیم
[37:35]وارد ما عالم ما دو سه تا طلبه بودیم با هم در
[37:40]مدرسه آقا میرزا هاشم آملی اینجا اومدیم دیگه از اون دوران گذشت
[37:42]و اومدیم حجره گرفتیم آقای آملی مرحوم ایشون یک مدرسهای داشت که
[37:46]الان همین مدرسه ولی اصلی که الان بلند شد طبقه چند طبقه
[37:51]کردن اون زم کلنگی بوده مدرسه کلنگی بوده و وسط مدرسه بوده
[37:58]دور تا دورش هم یک حیات و اینایی داشته در اونجا ما
[38:01]سه چهار تا طلبه بودیم با هم مازندرانی هم بودن یکیشون شهرضایی
[38:06]بودهی دوستا اندانی بودن م عالم میخوندیم م عالم که تا وسطا
[38:11]که رسیدیم یک استادی داشتیم به نام آ احمدی آمی هم بود
[38:17]این استاد ما بوده در اون زمان تا من از وسط م
[38:22]عالم بدون اینکه به این اطلاع بدم چون اگه اینا اطلاع میدادم
[38:24]اینا منو ول میکردن د مختل میشد درس دیدم که کند پیش
[38:30]میره استاد از اول معالم که شروع میکردیم من از وسط معالم
[38:35]بیرون با یه استاد دیگری هم شروع کردم همزمان همون روزها ب
[38:37]آره همون روزها که من د تا درس معالم میخوندم اینجا یه
[38:43]درس بوده یادم نمیرد که بعضی موقع استاد اون آقای احمدی نام
[38:46]گاهی در بعضی از مسائل این معالم بحث میشد و ایشون میگفت
[38:52]که الان خاطرم نیست باشه بعداً ما هم همینجور وا م موندیم
[38:54]یعنی تا میگیم جوابش چی میخواد بده اون شب دوستان ما میخوابیدن
[39:00]من یک چراغ مطالعهی داشتم بیدار بودم مطالعه میکردم خوابم خوابیدم به
[39:07]عالم خواب دیدم که با یک بزرگواری دارم بحث میکنم همین رو
[39:12]خودم داره بش آقا این جوابش اینست و این و این تو
[39:14]عالم خواب بلند شدم نگاه کردم میم حرف درستیه فردا رفتم گفتم
[39:18]جوابش اینه قبول کردم گفت گفت همینه جوابش یعنی به حدی مشغول
[39:21]بودیم در درس دیگه حتی خ رویا هم خوابم مقایسه میکردیم و
[39:27]این جوابش گاه تو خوابم پیدا میشده توجه فرمودید این از معالم
[39:30]بوده و معالم و اینا که تمومش ما تابستون تابستونا رو دیگه
[39:39]میرفتیم مشهد به همون سبک خیلی از آقایون علما و اینها یکی
[39:42]از اون سال اول یا دوم رو فقط قم بودیم یا شاد
[39:47]فقط سال اول رو که البته اون موقع هم تابستونا ما میرفتیم
[39:52]دوباره بابل تو مدرسه مولانا اونجا مسجد مولانایی دارن الان معروفه در
[39:56]بابل اون موقع حجره هم داشت تو حجره اونجا تابستونا رو میخوندیم
[39:59]و درس میخوندیم مقایسه میکردیم تدریس میکردیم اینطوری سال دوم یا سوم
[40:08]دیگه تصمیم گرفتیم که قم که تمام میشه همین جا یک سر
[40:10]بدون اینکه مازدران بریم یک سر بریم برای مشهد چون شنیدیم در
[40:18]ایام تابستان اونجا درس و بث دائره حالا کی سال ۵۴۴ حدود
[40:23]۵۴ بله سه یا چار میرفتیم اونجا اونجا آقا دیگه درس و
[40:29]بحث شروع میشد باور کنید اونقدر نشاط داشتیم اونقدر نشاط داشتیم که
[40:38]انگار اصلاً این ایام قم که درس میخونم مثلاً تازه بسمله دار
[40:42]شروع میکنیم درسو اصلاً خستگی قم در جوار حرم بالاخره حضرت امام
[40:48]ضا عل ی علت قطعاً این بوده یه علت طبیعی هم شاید
[40:50]فضای تازه بوده شهر تازه و فضای تازه و به حضور علما
[40:55]در اونجا جای تازه و ب بالاخره به قول معروف کدن ل
[41:04]کل جدید لذت ولی نه من مطمئنم که این عنایت حضرت بوده
[41:11]چرا دلیل داریم مثلاً یکی از صبحها من اونجا یادم میاد خواب
[41:14]بودم دیدم در عالم خواب یک صدای خوشی با یک ترنمی زیبا
[41:21]دلربا دارد برای من آواز میخوند نه اینکه صور ترانو نه یک
[41:29]آواز که صداش کل فضا میپیچید اینطوری چی میخونه راجع به راه
[41:33]و رسم طلبگی ارزش طلبگی اهمیت طلبگی راه این اهمیت این راه
[41:39]ارزش این راه داره اصلاً به صورت آواز واسه میخونه چه جور
[41:43]ماهم در عالم خواب این میخوند من گریه میکردم از عشق به
[41:49]این راه صبح بیدار شدم که این موتکم خیسه چشمم آب اومده
[41:55]توجه فرمودید یعنی اینطور عاشق بودیم علاقهمند بودیم و و در اونجا
[42:00]در مدرسه موسوی نژاد مشهد و مدرسه جعفریه دو ت مدرسه بودن
[42:06]کنار هم بودن در اون کوچه رم بعد از مسجد شاه اون
[42:07]زمان که الان شده شاید مسجد امام در بازار بزرگ مشهد که
[42:12]اون مسجد شاه داشت اون زمان ما در اونجا ی کوچهای داشت
[42:17]به نام کوچه ارم یه مقداری که داخل میشدید دست راست دست
[42:20]چپ که داخل میشدید مدرسه جعفریه بود و مدرسه موسوی نژاد ما
[42:26]اونجا خوندیم حتی امام گذاری روم من اونجا کردم خب حضر عالی
[42:28]در مقطع در واقع شهر لمعه قاعدتاً دیگه د بله ب اونجا
[42:34]هم لمعه میخوندیم لمعه رو من طل آقای ایازی سیدی بوده در
[42:39]اونجا درس میخوندم و آقای بحرینی سیدی بوده باز اونجا من رسایل
[42:43]ادامش ول اینجا میخوندم تا اینکه دو سه سال بعدشم دو سال
[42:49]یا ه سال متصل ایام تابستان اجا میرفتیم معمم توسط از این
[42:52]امام زنی ما یک عجیب و غریب بوده یه شیوخی بودن اونجا
[42:57]به نام علم خدا مشهدیها میشناسن اینا رو و اون اصلش شیخ
[43:04]بزرگواری که بچههاش همه روحانی بودن بچههاش عاشق کاظم و عاشق باق
[43:09]ملازمی و مرحوم آیتالله میلانی بودن ب آی علم الهدا دیگه نه
[43:15]نه بله این اینا شیوخ بودن اونا سادات بودن ایشون شاگرد آمیرزا
[43:18]مهدی اصفهانی بوده خود این شیخ بزرگوار و اینا ضد فلسفه بودن
[43:25]بله مت و بدگویی میکردن به فلاسفه ولی خب خب ما اینا
[43:28]رو میشنیدیم اما به قول مازندرانی مثلی دارن مثل اینکه آب پشت
[43:33]اردک بریزی که چطور وان مستد روغن دارد برای ما هم همین
[43:35]طور بوده هیچ تاثیر سویی این بدگوی رو نداشته ولی مهر و
[43:40]محبت اینا رو که میدادیم حضرت بزرگواری نجابت عشق به اهل بیت
[43:44]صفات حسنه زیادی داشتن یک عیب اینا این بوده خب ما این
[43:50]یک عیب رو اقباض میکردیم با اینا حشر نش میکردیم و خیلی
[43:52]هم خوشحال بودم اینا واسه ما کتاب میخ یک دوره وسائل ما
[43:57]اینا واسه ما خریدن که هنوزم من این وسایل استفاده میکنم همون
[43:59]مال اوناست بله کتابهای مختلفی واسه ما میخریدن امام گذاری رو اون
[44:06]آقای علم الودا واسه ما ترتیب داد یه مجلس بزرگی گرفته بود
[44:09]علما رو دعوت کرده بود تو مدرسه موسوی نژاد و یک مراسم
[44:14]فقط ویژه شما بودید یا فقط بنده آها خب فقط برای شما
[44:19]بود و یعنی اینطور پدری کرده بود برای ما تعجب اینجور انسانهای
[44:23]واقعاً خوشنیت و صادق و تس چه کسی مح حالا عرض میکنم
[44:29]ایشون یه مجلسی گرفته بود در موسوی نژاد اون زمان چون ساختمان
[44:32]بلند هنوز برا نشده بود من از این موسوی نژادم یه تراس
[44:36]بالایی داشته مدرس بوده وقتی که تو اتاق میشی گنبد حضرت معلوم
[44:39]بوده رودر رو حالا اول سرشب بوده چون مجلس گرفته و پنجره
[44:46]رو باز کرده گنبد حضرت م رو در رو معلوم و رفتیم
[44:51]دنبال آقای میرزا جواد آقای تهرانی آها خدا خدا رحمتش کنه ما
[44:54]بودیم من بودم با آ شیخی به نام عبداللهی ایشونم الان هست
[44:59]عبداللهیان مش آ عبداللهیان مش بله بله بله بله ایشونم رفقای ما
[45:03]بودن ایشون بود آقای دریاباری بود و بعض خیلی از این آقایون
[45:08]با هم بودیم بله اون زمانم ما شنیده بودیم که جناب آقای
[45:10]خامنهای استاد مکاسب اون زمان بود معروف بود خیلی هم تعریفش می
[45:16]خود همینا درس مکاسب ایشونم میرفتن بله اینها شاگردان آقای خامنی بود
[45:20]آقا خامنه بودن میرفتن درس مکاسب ایشون ما اونجا با ایشون رفته
[45:24]بودیم دنبال آقا میرز جواد آقا در زدیم ایشون اومد بیرون و
[45:28]گفت گفتیم آقا حاج آقا ما امال امشب امام زنی داریم گفت
[45:30]میام اگر باشم میام من خب گفتم که برداشتم این بود که
[45:35]اگر باشه ممکنه مهمونی بخواد بره جای دیگه هر کس باشه همین
[45:40]برداشتی بکنه گفتم حاج آقا اگر باشه که این به نام شماست
[45:41]شما باید امام گذاری بکنید اینا منتظر شما هستیم گفت یعنی کی
[45:47]شما میدونی که من تا اون موقع زنده هستم این گفت همین
[45:49]برای ما یه درسی بود دیگه گفتم اینطور آدم خش آماده در
[45:56]تمام اعتقاد به مرگ و عدم اطمئنان به بقا در تمام وجودش
[46:03]هست که صحبت روزمرهاش تبدیل شده این اگر باشم اگر باشم مقصودش
[46:08]اینه این برای ما یه درسی بود که هرگز از یادم نمیرد
[46:13]که واقعاً یک عالم ایطور باید نسبت به خودش از بقای خودش
[46:21]اطمینان نداشته باشه مسئله مرد اومده بود امام زنی کرد و ایشون
[46:24]تشف بدن م امام در حال امام زنی هم یک لفظی رو
[46:30]روایتی رو از امیرالمؤمنین خونده که من میدیدم که چشمها اشک اومده
[46:36]و اون در حالی که امام رو میذاشت فقط یک جمله که
[46:39]از قال علی علیه السلام امیرالمؤمنین و بااخلاص الخلاص همین یه جمله
[46:43]رو خوند فقط که خیلی هم اشخاص متأثر شدن در اون جلسه
[46:49]بله خب خیلی حالا جالب هست این نکات که میفرمایید ما به
[46:55]ناچار مجبوریم خیلی از نکات جالب رو از اونها بگذریم چارهی نیست
[46:59]بعد از معمم شدن و حدودا سطح رسایل مکاسب تابستان رو مشهد
[47:05]بودید بعد خب برمیگردیم قم برمیگردیم قم خاطره عجیبی برای ما هست
[47:08]که البته بگم فکر میکنم که ش خیلی خوب باشه اون است
[47:14]که ما در اونجا خب طلبهها حقوق مکفی نداشتن طبی من میرفتم
[47:20]منزل آقای مرواری دیگران مصبا نمانده های خویی بوده و دیگران اونجا
[47:25]یه شهرایی میگرفتیم برای آقایون که خرج پیش ببرن گاهی بعضی موقع
[47:29]ب حدی شدید بود که بعضی از این طلبههایی که زیر دست
[47:32]ما بودن چون چند تا طلبا رو همراه خودو میبردیم اونجا یعنی
[47:34]اونا به اصطلاح یه اونام سطوح پایینتر بودن ح شاگردی اینا آره
[47:41]بعد از ما اومدن طلبه شدن تا حدود اینا و اینا بعضیاشون
[47:44]میرفتن عملگی میکردن بعضی از صبحها که پول بیارن برای اینکه راه
[47:50]درست ادامه بدن الان شد ائمه جمعه موفقم هستن اینا و یکی
[47:52]از اون یا ما رفتیم یه منزلی رو اجاره کرده بودیم در
[48:00]اون زمان که صاحب منزلم اسمش یک فلسفی نامی بوده در نخریسی
[48:06]طرفهای نخریسی اونجا اون منزلم ماهی ۱د تومان صد تا تک تومنی
[48:17]منزل دربس بود در مشهد آره مشهد مای ۱۰۰ تومان که یکی
[48:19]از این همراهان ما در قم که بودیم مریض شده بود چند
[48:25]بار وستلی شده بود تو بیمارستان گلپایگانی معالج شونم دکتر باهر بود
[48:28]و هشداری داده بود که اگر بار دیگه مریضی پیش بیاد باید
[48:35]روده اشون گرفته بشه و اتفاقاً اونجا که رفتیم اون روز ا
[48:41]روزی بود که ی د حالشون برگشت برگشت یعنی بهتر شد نه
[48:43]ناجور شده آ ناجور شده خوب شده بود در بیمارستان قم خوب
[48:47]شده بود م شده بود دوباره حالش دوباره اونجا حالش برگشت و
[48:51]دیگه نقاهتی دش ایجاد شد و دیگه کمکم دیگم نزدیکهای غروب بوده
[48:56]حالت قش رفته و منم خب تازه اولین باری بود که اومده
[49:03]بود مشهد سال اول بوده من هیچ آشنایی نداشتم که کجا باید
[49:05]ببریم اص ایشون رو و سر شب شد دیگه من اومدم تو
[49:11]حیاط تو حیاط که میرفتی گنبد حضرت از دور معلوم بود رو
[49:16]به گنبد کردم گفتم یا امام رضا همه در این زمان جوانی
[49:17]میرن دنبال خب مال شهرهای شمال بودیم دیگه اون خزرشهر و دریا
[49:23]کنار و ساحلی و کذا و کذا میرن دنبالش خوش گزر رانی
[49:28]ما اومدیم اینجا برای اینکه علوم شما رو یاد بگیریم تبلیغ بکنیم
[49:31]رسالت انجام بدیم و این آقا مادرشم سید بود داشتیم میاوردیم به
[49:37]دست ما گذاشته و این اگر چنانچه اینجا بمیره من جنازه شونو
[49:40]ببرم دیگه اصلا روی برگشت ندارم دیگه شامم نمیتونستم بخوریم دیگه بله
[49:45]خوابیدم قبل از خواب در ساعتم بالا سرم ذاشتم برای اینکه شب
[49:52]بلند بشم دیدم یه پنجهی اینجام یه فشار داده فشار محکم که
[49:54]من سایه پنجه رو میدیدم فشاری دد بعد دیدم که در یک
[50:01]صحرایی واقع شدم یعنی در عالم رویا همو نخوابیده بودم خوب این
[50:03]فشار ممی بعد یه فشار محکم این رگ اینجا داده شده من
[50:08]دیدم که در یه صحرایی هستم و در مقابل من یه زن
[50:13]با حجاب و با چادر یه د تا همراه هم همراه داره
[50:17]اومده تا نزدیکی که اومد من دیگه شناختم مثل اینکه انسان مادر
[50:22]خودشو میشناسه شناختم که فاطمه زهرا سلام الله علی هاست و و
[50:25]ایشون فرمودن که اومدن جلو تا ی یه متری گفتن که من
[50:30]به شما میگم درستو بخونی گفتم چشم بار دوم گفتن که من
[50:36]به شما میگم درستون بخونی بار دوم بود یا سوم بود که
[50:38]تکرار فرمودن گفتم بله ما اومدیم برای درس ولی این آقای اسماعیلی
[50:45]اسمش اسماعیلی بود این آقا مریض شد در حال فوته من چیکار
[50:48]بکنم گفت اون مهم نیست فردا صبح خوب میشه بعد من از
[50:53]خوشحالی تا اینی که خوب میشه این لفظو شنیدم خب دیگه خوشحال
[50:59]شدم از خوشحالی بیدار شدم به این آقا که چشمش بسته بود
[51:01]چش ن بلند بکنه اصلا از هوش رفته بود یعنی بیهوش که
[51:06]نبود ولی قدرت اینکه چشمشو باز بکنه حرف بزنه نداشت من بهش
[51:09]گفتم که آقای فلانی شما فردا خوب میشی گفت از کجا میگی
[51:14]گفت من الان چینو خواب دیم حضرت رو ایشون ی خوشحال شد
[51:18]و فردا صبح که شد دیدم ن نشد خوب همین که دیدم
[51:21]اینجوره دیدم انگار یه فردی به من میگه که مگر نشنیدی تو
[51:28]این مسئله از تو حرکت از خدا برد کرد گفتم چرا گفت
[51:29]تو ببرون تو دم بیرون د در بیرون ببر ببین حالا چی
[51:34]میشه من گفتم باشه ایشون گفتن بردیم بیرون و همین که بیرون
[51:39]بردیم دم جاده دیدیم یک تاکسی جلو ما ترمز زد گفت کجا
[51:41]گفتم نمیدونم این حالش خرابه گفت بیا بریم بیمارستان اون زمان میگفتن
[51:46]شاپور اگ الان چد فردوسی اون زمان بیمارستان شاهپور بوده بعد رفتیم
[51:55]اونجا و بردن اونجا اونجا که بردن دکتر اومد و فلان اومد
[51:58]و معاینهی کردن کارای اینایا بعد دکترا خب اتاق شیشهای بوده ما
[52:06]تو سالن بودیم صدای دکترا میشنیدم اون میگفت که آقا ۱۶ هزار
[52:10]ت خرج شه باید عمل بشه به من گفت شما پولی دارید
[52:15]گفتم ما هیچی نداریم خودشون رفتن با همدیگه جر وس که میکردن
[52:18]من میشین در ذهنم هست که یکی میگفت آ اینا آخوندای مملکت
[52:24]ما هستن بالاخره که خلاصه اینا راضی شدن که بدون ذرهای مجان
[52:28]مجان ایشون رو عمل میکن عمل کردند و خوب شد و بعد
[52:34]از عمل به خانوادش خبر دادیم که ایشون بیمارستان هست بیاید برای
[52:37]ملاقات که اومدن اشون در حالی که خوب شده بود یه چنین
[52:41]صحنهای رو برای ما بالاخره لطف خدا بود اون تاکسی بیاد ش
[52:46]به اون بیمارستان ب همون در واقع رویا کاملاً درست و صادقانه
[52:49]بود بله با لطف حضرت زهرا ب این دوران مشهد ما ب
[52:54]خب ما اگر صلاح بدونید قم رو ادامه بدیم من فکر میکنم
[52:57]دوران رسا مکاسب به بعد میه ب قم بود ما به کفای
[53:01]که رسیدیم من مکاسب رو محرمه رو پل آقای سوده میخوندم و
[53:08]کفایه هم اول رو پل آقای لنگرودی آ محمد حسن مرتضوی لنگرودی
[53:16]که در همین مسجد سلماسی کنارش منزلش بوده من پلو اشون کفایی
[53:20]میخوندم من بودم با اون س سد که از برادرزاده اشون بوده
[53:25]با همدیگه کفایی میخوندیم سود من مدرسههای آملی هم بودم اون زمان
[53:30]آمروز هاشم آمروز هاشم بله مدرسه عرض کردم کلنگی که بوده خوابگاه
[53:36]بوده خوابگاه فقط بوده اونجا بودم درسم گاهگاهی میگرفتیم اونجا میده استاد
[53:39]خود حجره میومد درس میداد یه روز خدمت آقای آمانی اومدم گفتم
[53:44]حاج آقا من الان ستوده پ پلی آی ستوده دارم مکاسب میخونم
[53:49]ایشون که داره مکاسب میخونه من از خارج اول میگه من همون
[53:55]موقع که از خارج میگه من با عبارت تطبیق میدم دیگه وقتی
[53:58]که از رو میخونه من خسته میشم خوابم میبره اصلاً اعصابم خود
[54:01]میشه خوابم میبره گفت من یه استادی برات پیدا میکنم که استاد
[54:04]آقای ستوده باشه یک برج تقلید اینطور واقعاً برای طلاب ت یه
[54:13]ط شاید شما رم نمیشناخت درسته البته تو مدرسش بودیم خ ی
[54:16]ب معمولی بودیم یه معمولی بودیم دیگه بله بعد آقا ایشون چ
[54:22]کسی یک آیتالله واعضی قائنی بوده که هم مباحثه واسط مصطفی بوده
[54:25]خمینی و از علمای نجف بوده اومده بود اونجا مثل اینکه شاگردان
[54:33]خود ایشونم بوده آقای آملی و شاگردای بجنوردی هم بوده بجنوردی که
[54:38]ساحب قواد فقهیه بله ایشونو گفته واسه ما شروع کرده به مکاسب
[54:45]م کص گفت خصوصی عس میک خصوصی یک نفره خ گفته و
[54:50]من ادامه اون ماله آقای ستوده رو بله بعد دیدم ایشون مثل
[54:53]اینکه مادر با بچه خودش صحبت بکنه راحت این کاسه واسم توضیح
[54:57]میداد ماهم خیلی راحت میفهمیدیم خیلی خوب به سرعت پیش رفتیم ایشون
[55:04]بی و خ اون تشخیص مرحوم حاج آملی هم کاملاً درست بود
[55:06]که چه کسی رو برای شما انتخاب بکنه درست بود آره عجایب
[55:10]بوده من هیچگاهی شبی نیست برای آملی از همون موقع دعا نکنم
[55:15]و هیچ صبحی نیست که براشون قرآن نخونم بله واقعاً حق داشت
[55:18]به گردن ما بعد ایشون بی تموم کرده خیارات تموم کرده حتی
[55:25]اون رسالههای آخرم که در اون بود در آخر مکاسب چند تا
[55:27]رسائل داره شیخ اوم واسه ما خونده بعد خودش گفته که قواعد
[55:33]فقهیه رو من واست میخونم بالالا بجنوردی ره چون اون زمانی که
[55:36]آ بجنوردی داشت اینو تصنیف میکرد تعریف میکرد من بودم واس مصطفی
[55:39]چ پ نفر واسه ما القا میکرد اون قواعد فق روم مقداری
[55:46]واسه ما گفته که دیگه خیلی برای من جالب بود بسیار جالب
[55:50]بود و اون کفایه اولم که آقای لنگرودی گفته من کفایه دوم
[55:58]بل ایشون خوندم همین آقای قائنی بجنوردی آیتالله وازی قائنی سید بوده
[56:05]واعضی قائنی بله بله سید بو البته سید بود بله این ئ
[56:10]ش رحمت خدا رفتن دیگه ایشون بله همون اوائل انقلاب از دنیا
[56:13]رفتن سن ایشون همون موقع ۷۰ بالا بود ۷۰ بوده بله این
[56:20]از تا اینکه ما سطو تموم کردیم امتحان میگرفتن اون زمان خب
[56:29]رتبه اول دادیم دوم دادیم سوم دادیم رتبه در مدرسه حجتیه دستگاههای
[56:35]یعنی اون هیئتی که مربوط به آقای امام بودن امام راحل که
[56:42]نجف بود هیتی داشته چه کسانی بودن حالا اون زمان بودن بعضی
[56:45]از بزرگواران که مث من جمله یکی محمدی گیلانی بوده یکیش ارتفا
[56:53]فرمودید بعد چند تا دیگرانم بودن که حالا شاید وجهی نداشته باشه
[56:58]من اسم اینا رو بیارم و مال آقای گلپایگانی هم همونجا بودن
[57:01]آقای پایانی بود آقای تهرانی بود بعضی از دیگران بودن و امتحان
[57:07]میگرفتن خود مصی گلپایگانی امتحان کتبی میگرفتن ما اونجا امتحان کتبی دادیم
[57:16]مسه حجتیه شفاهی بوده شفاهی بوده شفا و سه تا رتبه بوده
[57:18]اول و دوم و سوم رتبه سوم امتحان دادیم و مکاسب رو
[57:24]من یادم است شفایی امتحان که گرفته ممتحن به من گفت که
[57:27]خب حالا جایزه دادن به ما جایزه چی بوده گفت چی میخوای
[57:32]به شما جایزه بدیم گفتم من چیزی نمیخوام جز فقط اینکه چند
[57:36]تا کتابایی لازم دارم بنویسید جای من کتاب بگیرم ایشون نوشتم برای
[57:40]یه بزرگواری اونجا ما نوشته رو بردیم و کتاب گرفتیم چی بود
[57:42]کتابا کتابای لمعه بود و بعضی از کتابای دیگه بله که کتابای
[57:48]همون مربوط به خودم بود که نیاز داشتم رو گرفتم و تا
[57:54]اینکه اومدیم حالا اینجا دیگه حج ما مسی لنگرودی شده از مسی
[58:00]گلپایگانی همون کوچه سلماسی آخرش تازه اولین سالی بود که آقای لنگرودی
[58:04]مدرسه مقابل مسجد سلماسی تأسیس کرده بود که الانم هست الانم هست
[58:07]اون اولین سالش بوده من اونجا دیگه حجره داشتم یه حجره تکی
[58:12]بوده فقط بنده بودم بقیه حجرههای دیگه هم داشتن پنج تا ۶
[58:15]تا ولی حجره بنده حجره تک نفره بوده سلول انفرادی بوده علتش
[58:19]این بود که من با آقایون دیگه مینشستم وقتم احساس میکردم ضایع
[58:23]میشه خودم کفش خودم بدم داخل دررو از درون میبستم کسی مهمانم
[58:28]بیاد فکر نکنه که کسی داخل هست پرده میذاشتم به کار خودم
[58:31]مشغول بودم اینطوری بوده مطالعه میکردم و تا اینکه س تموم شد
[58:39]س تموم شد خب دیگه خواستیم بریم خارج دیگه یه روبی با
[58:44]خودم فکر کردم خب تو الان این امتحان گرفت ممتحن ازت جایزه
[58:47]هم گرفتی یه دو جای رسائل کفایه مکاسب ازت امتحان گرفتن از
[58:52]کجا که تو تمام اینا رو مسلط بشی نشنیدی ثلاثة لیس نهای
[58:57]رسائل مکاسب کفایه خودم به وجدان خودم گفتم پس برم آقای آموی
[59:01]که میخوام در خارج برم ایشون آیتالله مجتهده ایشونو از من امتحان
[59:08]بگیره اگه تشخیص داد برم درس خارج میرم با اینکه جایزه گرفتم
[59:11]وجدانم به من اجازه نمیداد که خودم برم درس خارج احساس میکردم
[59:16]که باید یه مجتهدی مثل ایشون امتحان بگیره و اجازه ورود در
[59:20]درس خارج رو بده عرض کردم بله با اینکه به ما جایزه
[59:23]داده بودن آقا رفتیم خ شون من صبح زود این رسائل بود
[59:30]و مکاسب بود و کفایه رو توی زمیر گذاشتم رفتم منزلشون صبح
[59:36]زود بود کسی نبود همون کوچه ناصر نه کوچه سلماسی همین کوچهای
[59:40]که مال مسجد سلماسی هست منزلشون اجا کوچه کوچه یک اسم خوبی
[59:49]داشته آقاجانزاده آقاجانی ی چه چیزی آقازاده کوچ آزاده بله کوچه آقازاده
[59:53]همین طوره ایشون منزلش همین جا بوده یعنی بالاتر از مسد الماسی
[59:57]منزلش بوده الانم شاید باشه قدیمیش کنار محقق داماد بله بله قدیمی
[60:04]رفتم منزلش گفتم که آقا اینه من میخوام که من رساله الان
[60:07]رتبه سوم امتحان دادم شهریه میگیرم چون شهریه هم بلافاصله دادنو وصل
[60:13]کردن و نیازی ندارم فقط میخوام که شما هم یه امتحان بگیری
[60:16]اگه اجازه دادی من برم درس خارج گفت باشه رسائل فردا نیار
[60:22]فردا بیا رسائل نیار فقط همون کفایه رو بیارو با مکاسب رو
[60:25]من فردا کفایه مکاسب بردم یه بیرونی داشت یه درونی داشت بیرونی
[60:31]طرف دست راست میباست بری درونیش طرف دست چپ بوده من بیرون
[60:34]اونجا اتاقی بوده کسی نبودن خودش تشریف آوردند و بعد یه جای
[60:40]بحث مشتق میرس شریف رو در مکاسب از کفای جلد اول اونجا
[60:43]رو تعیین کردن و خیارات مکاسب رو یک جایی رو تعیین کردن
[60:49]اوایلش بوده که من گفت مطالعه بکن من یه ۲۰ دقیقه دیگه
[60:55]میرم در درون بعد میام اینجا ازش سؤال میکنم من آماده کردم
[60:58]و ایشون بعد از ۲۰ دقیقه اومدند و ازر د سؤال کردم
[61:01]و جواب دادیم یادم نمیره که در خاطرم هست که یکی از
[61:07]اون سؤالهای کرده بودن که این چه دلیلی داریم که این به
[61:10]اصطلاح صیغه افعل ظهور در وجوب دارد گفتم به دلیل قرینه عقلیه
[61:16]قضا ل حق العبودیه و مولویه وقتی که از مولا صادر شده
[61:19]این ظهور در وجوب دارد خلاصه این رو جواب دادیم ایشون خیلی
[61:28]تشویق کردن تشویق زیاد که هیچگاه در طول طلبگی هم شیرینی این
[61:32]تشویق از زائده هم بیرون نرفته بود واقعاً این اثر شاگرد پروری
[61:38]و اون تشویق شاگرد خیلی مهم هست بله بعد گفت شما بیا
[61:40]درس خودم و بنویس برای من بیار حالا ما سال اول درس
[61:49]خارج سال ۵۶ میشه ۵۶ میشه اواخر ۵۶ میشه اواخر ۵۶ بوده
[61:58]بله یعنی اواخر ۵۶ میگم تقریباً بهارش بوده چون سال تحصیلی اواخر
[62:02]سال تحصیلی کی هست آقا اردیبهشت این موقع ما رفتیم در خدمت
[62:07]ایشونو در صح بعد هر غروب چهارشنبه من درسو مینوشتم پلوشی میبردم
[62:15]منتها درس عربی مینوشتم یعنی از همون اول طلبگی با عربی مانوس
[62:19]بودم کتابهای تفسیر مطالعه میکردن کتابهای عربی تفسیر رو ترجمه فارسی المیزان
[62:24]رو و همین مجمع البیان رو با عربیش با هم مطالعه میکردم
[62:31]برای بعضی از طلبههای خودم تصویر میگفتم اصلاً کل دروس سط در
[62:36]ضمن تحصیل تدریسم میکردم من البد الختم از اون صرف میر گرفته
[62:43]تا منطق کبرا گرفته که در همون جا هست در مقدمات تا
[62:45]بالاتر رو تا کفایه رو در ضمن ع در ضمن تحصیل در
[62:53]دوران سط تقریر هم میکردید تدریس میکردی تدریس بله شاگردای بودند و
[62:58]میومدند و میخواستند و همون روالی که مرسوم هست در روزها آقا
[63:04]اینطوری که الان مرسوم نیست اون زمان اینطور م که هر شاگردی
[63:07]میرفت پلو استاد تقاضا میکرد تدریس میکن تدریس میکردیم اینجوری بوده و
[63:13]در اینجا که خدمت آی آموی عرض کردیم تشویق زیادی کرد بعد
[63:15]گفت شما بیا ما هم میرفتیم عربی مینوشتم چون از قبل مثلاً
[63:20]اصول فقه رو که تدریس میکردن عربی تلخیص کرده بودم و مکاسب
[63:26]رو رسائل رو مخصوصاً تلخیص کرده بودن که هنوزم تلخیص هست بعضی
[63:30]از اینا اینجا ما عربی مینوشتیم چهارش چهارشنبه تحویل ایشون میدادیم غروب
[63:35]جمعه تحویل میگرفتیم بله این از مدرسه تا درس خارج ما خب
[63:42]بقیه اساتید آقایون ب بقی اساتیدم که یکی از اونها ب چند
[63:47]سال خدمت آقای آمود بود آقای آموی یه دو سه سالی بودیم
[63:49]دو سالی یعنی من تا سال ۶۰ بودم بعد من احساس کردم
[63:57]که در اصول برام اونچه که باید چون پیرمرد بودن توضیح م
[64:01]در حد اونجور تفصیلی که نمیدادن دیگه همون با اینکه من مینوشتم
[64:07]اما احساس میکردم هنوز مهماتی برام هست یه روز رفتم خد آمید
[64:10]جواد تبریزی گفتم حاج آقا من در س آملی میرم مینویسم فلان
[64:16]اینا ولی برای من اشکالاتی هست مهماتی هست ایشون رک سریع گفت
[64:21]بیا درس من اگر پسندیدی و اشکالات توو دفع شد ف بها
[64:26]و الا ما هم گ حرف خوبی ما رفتیم درس ایشون بعداً
[64:31]دیدیم نه واقعاً آنچه که از اشکالات و مبهمات هست در درس
[64:38]ایشون برای ما رفع شده خی با اینکه ایشون اصول از روی
[64:39]مثب الاصول و یا محاضرات آقای خویی از روچ که نه همگام
[64:44]و فقط همونا حرفهای خوی رو میزد بله حرفهای دیگران رو خیلی
[64:51]مطرح نمیرد اصلاً ولی همونا رو خوب مغزی مطلب رو تفهیم میکرد
[64:54]برای ما خیلی جالب بود و خدمت آقای زاده تبریز چند سال
[65:00]خدمت ایشون ب ایشون دیگه تا برای ایشون ۱۴ سال بودیم ۱۴
[65:03]سال خدمت آقای آقای تبریزی درس خارج ایشون ۱۴ سال بودیم و
[65:09]آقای گلپایگانی هم کا همون موقع که رفته بودیم فق آقای گلپایگانی
[65:12]رفتیم بعداً ایشون ا موقع داشت فق غذا میگفت ما فق الغذا
[65:17]رو مینوشتیم چون انقلابم پیروز شده بود نیاز بود ب پیرو شده
[65:20]بود به فق الغضا نیاز ب بله بله من یه خاطره هم
[65:24]از آقای مرز هاشم عرض کنم یه روزی در درس ایشون بودیم
[65:29]در وسط در زلزله اومده اماما اوایل انقلاب بوده زلزله طوری اومده
[65:32]که در و مسجد مسجد اعظم رو به لرزه آورد آقایونی که
[65:36]درستشون بودن درستشون خیلی شلوغ نبوده این اشخاص زیاد نبودن بخلاف درسهای
[65:41]گلپایگانی خ شد چ پن برابر دست ایشون جمعیت داشته دستشون خیلی
[65:47]شلوغ نبوده آقا این ضل زلک اومد اینا در عرض یک چشم
[65:48]برهم زدن کل این شاگردا دیدم رفت دم در رفتن به گونهای
[65:53]که در که باز بود اصلاً ازدحام شد نمی کی بیرون بره
[65:57]ولی آقای آمود همون بالای منبر تا زلزله اومد دیگه یا علی
[66:01]کشید که صداش خود یا علی ایشون مسجد بز آورد واقعاً و
[66:06]از منبر تکون نخورده همون یا یا علی گفت اونجا نشسته بوده
[66:08]این برام خیلی خاطره عجیبی بوده خیلی بعد درس آی گلپایگانی یه
[66:14]چند سالی دو سه سالی بودیم من منزلشون میرفتم منزل گلپایگانی بعضی
[66:18]صبحها قبل از اینکه اصلاً دفترهای ایشون بیان من میرفتم خدمت ایشون
[66:25]و این کتاب الغضا رو که می شما به عربی تقریر می
[66:29]بله عربی تقریر میکردم برای خود آقای آمالی برای خود آقای گلپایگانی
[66:33]میخوندم همون فق الغضا که مینوشتم براشون میخوندم سایر شاگردانم گویا چند
[66:37]نفری بودند که به این صورت حالا یا شاید اطرا نمیدونم بله
[66:41]اون زمان آقای میلانی مینوشت تغیرات ایشون رو هستن غذاشون رو چون
[66:47]روزهای چهارشنبه شب میبردن تقدیم میکردن من نه من صبح ال طلو
[66:50]گاهی میبردم خدمت ایشون یکی از اون صبحها هم روزه داشتم ایشون
[66:56]چای آدن من چون نخوردم فهمیدن روزه دارم تعارف کرد آره گفتن
[66:59]که گفتن که نه چ چون روزه داری خودش فهمیده که من
[67:03]روزه دارم نمیخوام که روزه شما رو باطل بکنم شما لازم نیست
[67:09]بخوری خب من تصور چون ما طل اینجور وقتا اجبار میکن بخور
[67:11]خب اینم یه نکتهای بله بله بله جالبه گفت گفت چون روزه
[67:16]دار من نمیخوام روزه شما رو باطل بکنم جای نخوا ب بله
[67:20]خب درس فقه مرحوم آی گلپایگانی هم حاضر بودید بقیه آقایون که
[67:23]درس خارجها رو بفرمایید که ما جمعبندی بکنیم درس بعد از آ
[67:29]همین آقای تبریزی بوده البته درسهایی برای اینکه من بفهمم چی هست
[67:32]و چی نیست برای مقطع کوتاه میت امتحان میرفتم مثلاً درسی اراکی
[67:39]که میرفتم تعادل و ترجیح رو من کلاً بل اراکی در زیر
[67:42]مسجد ساعت همین فیضیه ساعت زیر ساعت مسجد اینجا داره ایشون اینجا
[67:46]تدریس میکرد ب و درس ایشونم کم جمعیت بود اون همون شبستان
[67:53]زیرش شاید نصفش مثلاً بودن اینطوری و دست ایشون میرفتیم حتی گاهی
[68:01]عصبانی میشدن بالای منبر بعضی از شاگردا اشکال میکردن ایشون از عصبانیت
[68:04]یک بار از منظر منبر اومد پایین اصلاً عجب آره ولی آقای
[68:07]تبریزی م عصبانی میشد و یه بارم میخواست بیرون بیاد ولی این
[68:13]طلبهها جلوی اون طلبه مستش کل گرفتند و به طپیدن و دیگه
[68:18]ایشون ادامه یه بحث علمیه این چیزها مشهدم من درس خارج میرفتم
[68:25]قبل از اینکه اینجا بیام مشهد وقتی که به آخرین سالی که
[68:28]مشهد بودم همینطور امتحانی که ببینم درس خارج چیه اولین درس خارجی
[68:34]که رفته بودم درس خارج آرزا علی آقای فلسفی بوده برادر همین
[68:37]محمد تقی فلسفی درس ایشون شلوغترین درس بود در اون زمان و
[68:42]یادم نمیره که اون بحثی هم که اون روزشون کرده بودن خاطرم
[68:44]هست الان راجع به بینه که لفظ بینه در کتاب سنت در
[68:50]کتاب مجید به معنای بینهای که بیان اصطلاح فقها هست نیومده و
[68:54]به معنای مطلق حجت اومده و منتها تمسک کرده بود به یک
[68:59]روایتی که در بعضی از روایات هم بینه به همین معنا اومده
[69:05]و اون مسئله روایت مصحه مس ابن صدقه هست که دارد که
[69:09]الاشیا کها ذا الا حتی یبین تقوم بها البینه مگر اینکه برات
[69:19]علم وجدانی بشد یا اینکه بینه براش ایشون میگفت چون به قرینهی
[69:23]که بینه به مقابله با تسمین اومده علم وجدانی معلوم میشه که
[69:30]این بینه مقصود حجته یعنی نه اینکه بینه اینطوری کل حجت حالا
[69:33]ولو خبر سقه باشه مثلاً ال حیال بعد از ایشونم درس آسد
[69:40]عبدالهادی شیرازی اونجا هم من در مدت در خیابان نادری اونجا بود
[69:46]اوائل خیابان نادری منزل ایشون بوده اونجا هم میرفتیم اون آقام خیلی
[69:50]آقای میرز علی آقا هیچ عصبانی نمیشد خوش اخلاق بود اون آقا
[69:55]عصبانی میشد اونم در درس گاهی اشکال میکردن ایشون شدید عصبانی میشد
[69:59]اصلاً دیگه نمیذاشت که متشکل حرف زیادی بزنه بله خیلی خب ما
[70:05]در مقطع زمانی زمانی هستیم کسالی فرمودید که درس خارج رو کدوم
[70:09]یکی از خدمت اساتید رفتید ما تا اینجا فعالیتهای علمی رو در
[70:15]واقع اومدیم داشته باشیم من در خاتمه کلام شما یک جلساتی هم
[70:18]البته با آقای آسد محمود شاهرودی داشتیم که چون خودشون به عربی
[70:22]میفرمودند درس خارج بله درس خارج رو عربی میگفتم من کتاب درس
[70:29]خمس ایشونم میرفتم رفته بودم این آخرین بار که نوشته بودم و
[70:33]بهشون نشان میدادم و یه مقداری از اجاره لکن جلسه خصوصی ایشون
[70:39]زیاد بودیم و میرفتیم بحثهایی مطرح میشد و خب ایشون مطرح میکرده
[70:43]اشکالات میشده جلسه گدای خصوصی بوده و اون گدای خصوصی هم برای
[70:49]ما نافع بوده بسیار بسیار خوب ناف خی خب اگه صراح بدونید
[70:52]ما کمی برگردیم عقب به فعالیتهای انقلابی هم بپ پردازیم یعنی از
[70:56]همون اوایل دهه ۰ که هست سالی خب یک سری دروس رو
[71:02]گرفته بودید به سن جوانی رسیده بودید فعالیتهای انقلابی بفرمایید تا پیروزی
[71:07]انقلاب و بعد از اون جبهه و بعد از اون مجددا بر
[71:12]برخواهیم گشت به بعد فعالیتهای علمی بله جرهای انقلابی در قم شروع
[71:17]شده بود البته در سالگرد آقای در هفت آقای غفاری شهید غفاری
[71:24]و همچنین در به مناسبت اول این شب درگذشت مرحوم آیتالله سعیدی
[71:29]سالگرد آقای سعیدی میشده نه نه نه نه نه اصلاً در همون
[71:34]زمان آقای سعیدی که شهیدش کردن من تازه اولین سال بود یا
[71:37]دومین سال بود که اومده بود چند بوده شهادت ایشون شهادتشون دقی
[71:43]فکر میکنم سال ۴۹ پ۰ بوده باشه بعدها سالگرد میگرفتن برای شهید
[71:48]سعیدی بله چون شهید سعیدی زودتر از مرحوم شهید غفاری بود حالا
[71:55]باید ت ولی مجلس به مناسبت آ سعیدی و آقای غفاری در
[71:58]حسینی آقای مرعشی این صحنهای که الان میگم به مناسبت همون شهاد
[72:06]هفت شهادت شهید غفاری بوده در حسینیه آقای مرعشی آقای آملی هم
[72:10]شرکت داشت بعضی از مراجع اومده بودن اینجا دیگه طلبهها خب زیاد
[72:18]بودن که سباک اونجا دیگه وسط کوچک مجلس تمام شد اومدیم تا
[72:21]وسط کوچه سبک حمله کرد حمله خیلی شدید دیگه به صغیر و
[72:28]کبیر رحم نمیکرد البته مراج هنوز داخل بودن طلبا علما اینا بیرون
[72:32]اومده بودن و من دیگه خواستیم فرارم بکنیم نمیتونستیم چون از هر
[72:37]دو طرف هم طرف رم هم طرف اون ساحلی حمله کرده بود
[72:43]حمله کرده بودن از هر دو طرف من در همین مقابل حسینی
[72:45]مرشی کوچه فرعی دارد اون داخل شاهد بودم که یک کماندوی بلند
[72:53]قامت با یک روحانی خیلی بلند قامتی که جسته ما در مقابل
[72:57]ایشون جسته کوچیکی بوده چه جور با همدیگه میزدن یه موقعی ایشون
[73:03]میرفت بالا ایشون ی موق اشون با کشتی میگرفتن اصلاً اق چوبشو
[73:06]گرفته چوب باتوم و بومش گرفته بعد ایشونو خوابونده میرفت بالا ایشون
[73:13]گاهی ایشون مید با با همدیگه اینطور درگیری بود آره در اون
[73:16]زمان دیگه از همون جا دیگه جرقه انقلاب شروع شد و تظاهرات
[73:21]در قم میکردن من بلندگوی تظاهرات دست من بوده بعضی از تظاهرات
[73:26]بله بله در قم بلندگوی دستی داشتیم من میبردم تون که شد
[73:32]میگم تو گونی میبردم منزل باز فرداش میاوردیم حتی در بعضی از
[73:37]این تظاهرات بنده بودم با ی سیدی بود به نام جنانی الان
[73:40]دیگه بعدا ندیدم ایشون رو و به نمایندگی از این آقایون متظاهرین
[73:46]رفته بودیم منزل آ شری مدار یعنی این جمعیت اونجا اومده بودن
[73:54]تظاهر منزل همه مراجع میرفتن یکی از ا روز اونجا بوده بله
[73:56]اونجا بوده که تظاهراتی که میکردیم من رفتم خدمت ایشون گفتم که
[74:04]آقا آیتالله خمینی گفت کی به شما گفت تظاهرات بکنید گفت آیتالله
[74:07]خمینی گفت اگه شما رو بکشن این جمعیت رو خونش به گردن
[74:13]کیه گفتم آقا اطلاعیه داده آقای خمینی اتفاقاً اطلاعی آقای خمینی تا
[74:17]اون لحظه قبل تو جیبم بوده من منزل گذاشته بودم چونکه این
[74:23]اطلاعی که صادر شد حضرت آقا گفت که بزی تو خیابون اونها
[74:25]و فلان مرگ بر شاه من اون اطلاعیه رو اول بردم پل
[74:31]آقای لنگرودی چون آقای لنگرودی من شاگردان آقای خمینی بوده از امام
[74:34]بوده ال کتاب تغیرات ایشونم چاپ شده گفتم آقا این اطلاعیه مال
[74:41]استادش آ آقاست اینجور تند داده ایشون نگاهی کرد و گفت بعید
[74:44]میدونم سیدون استاد چنین اطلاعی داده باشد به این کیفیت من بلافاصله
[74:51]بردم یخچال قاضی رفتم دادم با آقای پسندیده آقای پسندیده یخچال قاضی
[74:54]منزلش بود فاصله هم نبود اینجا همون اطلاعی رو سریع بردم خدمت
[74:57]ایشون گفتم آقا این اطلاعی آقاست گفت بله این اطلاع اخویه خیلی
[75:03]رک سریع قاطعانه و شجاعانه راحت گفت بله این این اطلاع تو
[75:06]جیبم بوده اون لحظه اون لحظه نبوده بشین گفت خب آقا کجا
[75:12]گفته آقای خمینی اطلاعی رو بیار منم دیگه خطل نداشتم که هیچی
[75:17]دیگه ما اینجا در این به قول معروف مناظره شکست خوردید در
[75:21]اینجا این فعالیت هاتونو میفهمید که ش این تظاهرات که اینجا بودیم
[75:26]و گاهی میرفتم دیگه شمال ا همین نظیر این تظاهرات رو شمال
[75:33]شمال مدیریت میکردی بله یکی از اون شبهایی که رفتم یکی از
[75:38]ا روزهایی که برای تظاهرات شما رو رفتم از عجایب اینکه این
[75:41]انقلاب رو نصرت الهی بود و خدای تعالی یاری کرد یکیش مصداقش
[75:44]همینجاست که الان میخوام بگم همون شبهایی که من در مسجد کرمان
[75:52]رو آتش زده بودن فرداش پس فرداش من شبی در همین قم
[75:54]خواب دیدم خواب دیدم که در اتاقی هستم امام خمینی و آقای
[76:00]خویی با هم هستن آقای خویی بالای تخت هست نشسته هر دو
[76:05]هم رو به قبله منتش آقای خویی رو بالای تخت هست نشسته
[76:10]با همین حالت سمین و چاق بودنی که هست یده داده نشسته
[76:12]راحت با همین لباس با همین کیفیت امام رو زمین نشسته منتها
[76:17]ش رو به قبله چون بودن امام پشت به ایشون واقع میشد
[76:23]یعنی امام پشت به ایشون کرده بود توجه فرمودید منتها امام در
[76:27]حالی که پشت به آقای خویی بود و رو با قبله در
[76:31]عالم خواب دست به آسمان کرده بود با زار و داد و
[76:37]ناله میگفت آی خوی به داد اسلام برس اینطوری یه چنین خوابی
[76:40]دیده بودم از خواب وحشت زده بیدار شدم دیگه همون صبح بلافاصله
[76:49]رفتم ماشین گرفتم رفتم شمال به قصد اینکه در اونجا تظاهرات راه
[76:52]بندازم برداشتتون از خواب چی بود این مأموریت بنده است من که
[76:57]چینین خوابی دیدم اینست که من باید به داد اسلام الان برسم
[76:58]که برم برای ایجاد تظاهرات در شهرستان بابل یک سر بعد از
[77:06]این خواب معطل نکردیم یه کش کتونی داشتم نعلن که نمیپوشد اون
[77:09]موقع برای فرار دست به فرار ما قوی بوده حالا میگم دست
[77:14]فرار ما ت بابل چجوری بوده که ب بالاخره آقا به قول
[77:20]معروف ابوی همیشه اینو میگفت میگه پهلوانی یک دنگش فراره فرار به
[77:24]جا و به ما البته که دست خص نیفته بله خلاصه آقا
[77:30]رفته بودیم بابل یک سر رفتم منزل آقای روحانی نماینده اون زمان
[77:37]آقای خمینی بله آقای روحانی بوده نماینده آقای خمینی نماینده امام آقای
[77:42]روحانی بوده عاشق هادی روحانی رفتم کلبس مزل ایشون در زدم و
[77:45]ایشون اومد بیرون گفتم آقا همون دم در گفتم آقا من دیشب
[77:52]چنین خوابی دیدم دیروز هم مسجد کرمان رو آتش زدن اون زمان
[77:57]خبر نمیرسید به این زودی بله بله روزنامهها که به این زودیا
[78:03]نمیگفتن ب بعد خلاصه آقا من گفتم شایدم ایشون خبر داشت من
[78:08]بهشون گفتم خلاصه ایشون در جا مثل یک سرباز اون موقع سنش
[78:14]۶۶۰ بود ۶۰ ۶۵ حدود ۶۵ ۷۰ بود در یک سره رفت
[78:21]منزل همینجور که من ایستاده بودم لباسو پوشید اومد یه ماشین درم
[78:25]درش بود راننده رو گفت سوار بشیم با من با هم سه
[78:29]تایی رفتیم کجا دیو کلا منزل آقای نقوی آیتالله نقوی پیرمردی بود
[78:35]از آقای روحانی یه ۱۰ سال بزرگتر ۱۵ سال از بزرگتر بوده
[78:38]اون موقع چون اون آقا ۸۰ بالا بوده و تقریباً بزرگ بابل
[78:43]بوده رفته بوده آقای نقوی رو صدا زد گفت آقای نقوی از
[78:45]منزل پیرمرد گرفته آورده تو ماشین گفت بریم بابل اینا اینا رو
[78:51]با هم رفتیم بابل چار نفر و چار نفر رفتیم بابل آقا
[78:57]بابل ایشون نشست تلفنو گرفت زنگ زد برای اول قم که ببینه
[79:00]قضیه چیه این خبر آتش زدن مسجد کرمان رو احراز بکنن و
[79:08]در همون صبح و که من که رفته بودم به اصطلاح مازندران
[79:14]دیگه استراحت کردم صبح خدمتشون رفته بودم ایشون همون صبح فردا این
[79:19]تظاهرات رو به راه انداخت یک تظاهرات عظیم از مسجد گلشن شروع
[79:26]شد و همین این منشأش این خواب بود منشه اینکه اون تظاهرات
[79:33]اینجا که شما با آقای روحانی عرضه کردید ایشون هم جمعیت رو
[79:36]فراخوان دادن و همچین تظاهراتی راهان ب تا اینکه همون فرا در
[79:41]حالی که ایشون داشت تلفن میزد یک روحانی بود اسمش به نام
[79:44]قاجاری قاجاری این آقا از شاگردان بوجوردی بوده منتها دستی با سواک
[79:52]داشته بقیه خبر نداشتن یا کما و بیش اون موقع زمزمه بود
[79:55]که ایشون با سباک ارتباط دارد اما تفسیر غضا رو نمیدونستن اون
[80:00]آقا در میان روحانیون که جمع کرده بود آقای روحانی اومد با
[80:03]من شروع کرد دعوا من طلبه بودم مبتدی بودم تازه بله من
[80:08]دست خارج بودم البته خب جوان بودم دیگه نسبت به اونها جوان
[80:11]بله خیلی جوان بودم ایشون اومد داد میداد که تو چه هر
[80:15]روز خدا از اونجا میایی اینجا بچههای مردم رو کشتن میدی ا
[80:17]این کارا بکنی بعد من دیگه عصبانی شدم چون اصلاً دیگه ما
[80:23]هدفی جز خدا که نداشتیم اصلاً غضب ب گرفت منو گفتم به
[80:28]تو چه ربطی دارد ما برای خدا و اسلام داریم میجنگیم به
[80:31]تو چی به حدی داد و پرخاش کردن که من به سمت
[80:34]جلو ایشون به سمت عقب ب سر دیوار توجه فرمودید ایطوری و
[80:40]اون روز اون تظاهرات شکل شکل گرفت و تظاهرات مختلفی که دیگه
[80:44]در یدون کنار و حتی امیرکلا و بابلسر و در همه اینجا
[80:51]بنده داشتم حتی من یک چیزی رو به شما بگم خیلی عجیبه
[80:56]در یک یک شبی من در بابل بودم البته در یدون کنار
[81:03]مأمورین ساواک تیراندازی کردن به جمعیت توجه فرمودید و یک شخصی به
[81:10]نام آقای شفیعزاده بالاخره در اون شب کشته شد به گونهای که
[81:14]مردم رو به رگبار بستن به مسلسل بستن تا مثلاً مردم فرار
[81:19]میکردن ابوی ما میگه مردم هجوم آد منزل ما چون منزل ما
[81:24]کنار رودخونه بود ابوی ما با قایق اینا رو میرسوند به اون
[81:26]طرف آب میرسوند ف لذا اینا از دست اینا خلاص میشدن هجور
[81:30]آد منزل ما ایشون میگفت این قایق من پر میشد میگفتم اینا
[81:33]میبردن به اون طرف رودخونه توجه فرمودید اون روز جنازه این آقا
[81:39]رو آورده بودن در مسجد امیرکلا در بیمارستان امیرکلا چون یک بیمارستان
[81:44]نزدیکتر به فریدون کنار همون بیمارستان امیرکلا بود آوردن اونجا و اون
[81:51]شهید شد و به ما خبر دادن که فلانی شهید شد بیاید
[81:53]برای این که جنازه شونو برداریم کسی جرت نمیکرد جنازه تش جنازه
[81:59]بکن اون موقع سباک بود دیگه میکشتند همه رو آقا بنده گفتم
[82:02]من میام جنازه تو وانت بود من رفتم بالای اون وانت یک
[82:09]پام این طرف جنازه بود یه پام این طرف جنازه جنازه وسط
[82:15]دو پام منم ایستاده خواستم باشم که کسی حراس ورش نداره فکر
[82:19]نکنن که اینجا با همون لباس روحانیه با همین لباس روحانی ابا
[82:25]امامه با همین لباس آقا از امیرکلا راه افتادیم جمعیت هزاران نفر
[82:29]از ماشینهای مختلف دنبال ما جمع شدن اوه جمع شدن از امیرکلا
[82:35]همین جور رفتیم به سمت بابلسر بابلسر جلوی شهربانی میس رد بشیم
[82:40]دیگه تمام نیروهای سباک و شهروانی همه بودن اونجا از جلو اونا
[82:47]انگار سم ببینیم رفتیم همین اونا جرعت نمیکردن دیگه جلو بیان چون
[82:50]جمعیت قابل کنترل نبودن بله و وقتی که جنازه تو ماشین بود
[82:55]ما هم که بالای جنازه بودیم اینا اصلاً جرت تیراندازی نداشتن رفتیم
[82:59]تا اونجا این چنین صحنههایی رو هم ما در شمال داشتیم خیلی
[83:02]خب طبیعیه شما فعالیتهای انقلابی اها تا زمان انقلاب یه مقطعی بعد
[83:09]از انقلاب هستی حاکم شرع بابل شد دستور اما ای هم یه
[83:12]خلاصه بفرمایید تا به فعالیتها جنگ اولین سال پیروزی انقلاب اونجا منافقین
[83:22]فعالیتهای زیادی داشتن مجاهدین انقلاب اسلامی به نام مجاهدین انقلاب اسلامی در
[83:29]اون زمان دستی با منافقین هم داشتن در اون زمان افاد فرمودید
[83:37]تندرو بودن و خلاصه الکلام این است که فساد و مفاسد م
[83:39]زیاد شده بود به ما گفتن که شما آقای حاج آقای روحانی
[83:45]پیشنهاد کرده بود شما اینجا قبول بکنید برای اینکه حاکم شرع منکرات
[83:48]اینجا بشید منکرات و مسئله سیاسی اینطوری آقا با گفتیم باشه من
[83:56]در همون جا بودم قبل از این البته اون دادستان مازندران به
[83:59]نام آی طباطبایی که اخیراً فوت کردن خدا رحمتشون کنه در این
[84:05]تلویزیون اخلاق چیزی میگفته آها مرحم آقای سید مهدی ت توا تبایی
[84:07]که و آقای سعیدی هم خیش می داشتن ایشون داستان کل مازندران
[84:13]بود آها ایشون ما رو نصب کرد به عنوان نمایندگی داستان در
[84:16]شهرستان بابل و اطراف قبل از حاکم شهر به ما دادن و
[84:22]ما هم اونجا ماجراهایی داشتیم خلاصه و در همین اص نا آقای
[84:25]روحانی هم پیشنهاد همین قاضی شرع کرده بود که ما اونجا به
[84:31]عنوان قاضی شرع منکرات چه مدت اونجا رفتن خودشون کلید منزل دادیم
[84:35]اومدن قم شناسنامه ما رو گرفتن خودشون اونجا حکم گرفتن آوردن به
[84:40]دستم دادن نه اینکه من دنبال حکم چیزی رفن من در هم
[84:43]بابل بودم کلید منزلو دادیم رفتن منزل ما شناسنامه رو گرفتن بردن
[84:49]حکم دادن آوردن اجا دست ما دادن خیلی چه مدت حاکم شهر
[84:51]بود یک ش ماهی بودیم البته علتشم این است که خب در
[84:58]اون زمان فعالیتهای مختلف داشتیم از برخورد با منافقین از برخورده با
[85:05]مفاسد داستانش مفصل است کارایی که انجام ده اون حکم از طرف
[85:07]حضرت امام بود یا اینکه نه از طرف دادستان بو اون حکم
[85:14]از طرف نماینده حضر ا اون زمان حکم رو به همه قضات
[85:16]یک هیئتی میدادن آقای منتظری بود آقای منتظری بود آقای مکارم شیرازی
[85:23]بود آ جعفر کریمی بود آقای ملکوتی بود آقای لاستی کاشانی و
[85:27]آقای مشکینی این حکم رو اونا به من داده بودن البته مگان
[85:34]منصوب حضرت امام بود بله بای آقای منتظری اون تو اون حکم
[85:37]من خوشبختانه امضای ایشون نبوده امضای آیتالله مشکینی بوده آقای مکارم آقای
[85:45]همین آقای جعفر کریمی راستی کاشانی اینا بوده بله این حکم رو
[85:51]آورده بودن ما اونجا مفصل در اون ایام خودش یک مسائل عجیبیه
[85:56]بله خب بعد از اون بحث ما جبهه رو داریم حضور شما
[85:58]در جبه درسته خیلی مدت زمان طولانی بود اما اون رو اگر
[86:05]خیلی خلاصه اینجا بفرما اواخر دادگاه ما قضایای حکومت ما جنگ شروع
[86:08]شد که اوائل پاییز بوده من اونجا دیگه ۵۹ بله بله من
[86:16]وقتی که این قضیه شد دیگه رفتم جبهه یعنی احساس تکلیف رجا
[86:24]میکردم میرفتم بالاخره تجی فرمودید اصرار کردن شما باشید گفتن حتی دیگه
[86:31]ن سهران رفتیم گفتم میخوام برم گفتم خب شما به ما محاجه
[86:36]کردن به گفتن نگه امام گفته که این مسولیتی غذایی اینا داشته
[86:39]گفتم امام گفته فقه جواهری م تقویت بکنید من میخوام برم برای
[86:42]تحصیل به قص تحصیل رفته بودم که در همین اسنا قضیه جنگ
[86:47]پیش اومد رفتیم جنگ برای جبهه و در اونجا در بازی دراز
[86:53]اونجا دیگه مجروح شدیم البته قبل از ما اخوی ما رفته بود
[86:56]به شهادت رسید و من بعد از شهادت ایشون یک چند روزی
[87:01]رفتم در بازی دراز و بعد از بازی دراز که اونجا مجروح
[87:10]شدیم دیگه دوران جبهه جنوب شروع شد که در اونجا مسئول دو
[87:13]واحد عقیدتی آموزش عقیدتی و تبلیغات لشکر ۲۵ کربلا بودیم از ناحیه
[87:21]چشم در اونجا بله از ناحیه چشم اونجا بودیم که و نهایتاً
[87:24]به همون تخلیه چشم منجر شد دیگه لا البته بله در اونجا
[87:29]تخلیه نشد در اونجا بیم حسن فارابی بودیم اونجا نوشتن برای اسپانیا
[87:33]تا اسپانیا رفتیم اسپانیا به ما گفته بودن که ما ۳۵ ۳۰
[87:40]برمیگردونیم چشم رو ولی من اونجا رفته بودم مفاسد اونجا غیر قابل
[87:43]تصور بود برای من فقط با خدا خودم اعد کرد مرا از
[87:48]این جهن درره نجات بده جهنم در من دیگه برنمیگردم ما از
[87:53]اون خیر اون ۳۰ دردش گذشتیم اصلاً دیگه به اسپانیا برنگشتیم بله
[87:57]حالا خب علما که حالا خیلی کشورا میرن برا مدا جاهای خاصی
[88:04]داشته باشن برای اینکه نگهداری بشن ما میباست تو میان کوچه بازار
[88:07]تو هتلهای از طرف شما بنیاد جانبازان اعزام شده بده از طرف
[88:12]ب جانبازان بودیم ولی اون هتلی که بودیم اون کسی که میاد
[88:14]ما رو تر خوش میکرد یک زن بیحجاب سرلخت و تحق بوده
[88:19]ف لذا اینها برای ما غیر قابل تحمل بود اصلاً برای من
[88:26]قابل تحمل نبود اصلا من خش گذشتم دیگه خب حضور شماهم در
[88:28]جبههها زیاد بود این درست بله دوران دوم زیاد بود دیگه دوران
[88:34]جنوب زیاد ب خب ما بعد از شما اون ایام گاهی برمیگشتی
[88:36]در اینجا یک سری دوران ادامه تحصیل درس آقایون شرکت میکردید مجدد
[88:40]اعزامها روت ما بین جبهه و حوزه ب ب خیلی ما برسیم
[88:47]حالا بعد از اتمام جنگ و حتی بعد از فوت حضرت امام
[88:51]این بود که حضرت عالی یک مقطعی رو به نتی رسید که
[88:56]بحث درس خارج رو شروع بکنید البته دروس قبلی رو خب تدریس
[88:59]داشتید رسایل مکاسب کفایه این مشخص هست اما به آغاز تدریس درس
[89:07]خارج برسیم چه سالی بود که شما شرو کردید با دوران جبه
[89:14]که خب گذروندیم آخرین اولین بار که امام پیام پذیرش قطعنامه ۵۹۷
[89:18]رو داده بودم ۵۹۸ ۵۹۸ من در سنگر شنیدم درب سنگر بودم
[89:25]صدای ش بلندگو گذاشتن رزمندهها پخش کرده بود چقدرم سخت بود خ
[89:30]بل خیلی اونا گریه میکردن فردشون ولی خب البته مقداری هم در
[89:33]اون زمان مسائلی بوده عرض میکنم خدمت شما که اونجا اومدیم در
[89:39]حوزه قم قم خب بعد وقتی که برگشتم دیگه درس رو به
[89:45]شدت ادامه دادم اصلاً اعتقادم به این بود که باید در حوزه
[89:47]درس بخونیم به اندازهای برسیم که بتونیم نبض حوزه رو به دست
[89:54]بگیریم نگرانی ما از خود حوزه بوده نگرانی شخص بنده یعنی اون
[89:56]روز میدیدم که اگر بخوان همه این آقایون فضلای انقلابی برن در
[90:02]مصادر انقلابی مشغول بشن به خود آقای کریمی هم گفتم که آقا
[90:05]اگر بنا باشه که همه این آقایون فضلای انقلابی برن در مصادر
[90:14]مشغول بشن این حوزه نبضش دست مدرسه نجف و مدرسه مخالف ولایت
[90:17]مطلق فقیه یا غیر معتقدین به ولایت فقیه خواهد افتاد ب رسید
[90:25]خود شما خب دانش آموخته مکتب نظر مع تبریزی فکر ما و
[90:32]اندیشه ما اون اندیشه نبود ما بهره علمی فقهی میبردیم اما هرگز
[90:36]فکر و اندیشه ما نبوده انش خواهیم رسید ب میفر بله در
[90:41]هر حال اعتقادم بر این بود که باید درس رو محکم بچسبیم
[90:43]چون مثل روز میدیدم برای خودم که اگر بخوایم ما بریم این
[90:49]حوزه خالی میشد بعداً برای آینده انقلاب خود حوزه میشد خطرناک البته
[90:53]دعوت و اصرار بده دیگه از شما دعوت میکردن برای مناسب ب
[90:59]من نمیرفتم دیگه عزم جذب کردم که بمونم صفت بچسب به درس
[91:05]تا اینکه دیگه بالاخره بازم مجبور میشدن میرفتن گاهی مثلاً در اثنا
[91:09]این کار یک عده از آقایون طلبها و آقایون روحانیون بابل گفتن
[91:13]که شما حتماً باید بیایید در مسد کاظم بگ یک برنامهی داشته
[91:19]باشید خب اینها عمور تبلیغی بود طبیعتا البته در زمان تحصیل مجبور
[91:22]شدم به من گفتن ما خانواده اینجا ودا کردیم و رفتیم در
[91:27]اونجا تا اینکه حتی خانواده روم گاهی بردیم یه پن شش ماهی
[91:30]در اونجا درست پن شش ماه قبل از رحلت حضرت امام بوده
[91:35]این قضیه بله که ما رفته بودیم اونجا مسجد کاظم بیک و
[91:38]اقامه جماعت و صحبت و سخنرانی و فلان تا اینکه منتهی شد
[91:43]به رحلت حضرت امام که ما همونجا یه صحبت مفصلی کرده بودیم
[91:49]و بعد از اون اومدیم دیگه بعد از حت امام دیگه م
[91:51]محض شدیم تا اینکه رسیدی به درسی تبریزی یه زمانی من درس
[92:02]ایشون نوشتم یعنی ایشون ما د تا درسشون میرفتیم هم فقه هم
[92:07]اصول میرفتم ولیکن در منزل ایشونم جلسه خصوصی بوده ما چندین سال
[92:13]میرفتیم اون خیلی برای ما بهره داشت من اونا رو به صورت
[92:20]کتاب نوشتم امر معروف نز من منکر سید الزواهر و و احیا
[92:26]مواد و لغته سه جد کتاب اولین کتابهایی بود که از ما
[92:28]تعریف شده و جام مدرسین چاپ کرده اینا حاصل اون جلسات منزل
[92:34]آقای تبریزی بوده که من کتاب رو خدمت ایشونم میذاشتم نگاه میکرد
[92:38]کنترل میکرد انتشارات جامعه مدرسی انتشارات بله بله انتشارات جامعه مدرسی همینطور
[92:43]خب میفرمودین که خب به اون مقطع آغاز تدریس درس خارج چطور
[92:51]شد از آقایون فرمودن خودتون به این نتیجه رسی تا اینکه بله
[92:56]سال تقریباً ۴ دیگه ۱۴ سال بیش از ۱۴ سال درس خارج
[93:05]آقای از ۶۰ شما حساب بکنید اواخر ۶۰ بود من رفتم درس
[93:12]آقای تبریزی هم دروس عمومی هم خصوصی و خصوصی اواخر بود یعنی
[93:20]تقریباً سال همین ۶۸ تا ۷۴ همین اثنا بوده سال بله پ
[93:26]۶ سال بوده مجموعاً این ۶۰ تا ۷۴ میشه ۱۴ سال بله
[93:31]۱ که از زمان ۷۴ دیگه من تصمیم گرفتم که درس خارج
[93:34]شروع بکنم بعضی از دوستان بودن آقایون بودن خواستن متقاضی بودن یه
[93:42]درس داشته باشیم من این رو خودم تصمیم نگرفتم دیگه شبهای قدر
[93:46]مقید بودم استخاره بکنم فقط شبهای قدر برای این امور مهم استخاره
[93:50]کردم خیلی خوب اومد و ترکش م بد اومد که شروع بکنیم
[93:56]به تدریس خارج و انجام دادیم شروع کردیم حتی برای تالیفات هم
[94:01]همین باز شبهای قدر من استخاره میکردم چون ابتدا من کتاب فارسی
[94:05]ن مینوشتم برهان قاطع دو جلد کتابیست پیرامون قیامت که از ما
[94:12]همون موقعها نوشته شده مجله پرتو به هدایت در همه چند بخش
[94:14]بوده پن شش شماره چاپ شده همون موقع اونو من تنظیم میکردم
[94:20]هم فارسی بوده دیگه تصمیم گرفتم برای اینکه عربی کتاب بنویسم کتابا
[94:24]فقهی فقهی بنویسم که این هم استخاره میکردم مکرر خوب میومد شبا
[94:31]قدر مکرر خوب میومد حتی آقای هاشمی شاردی ی موقع یادم هست
[94:34]که به من پیشنهاد همکاری در اون مسسه داده بود در اون
[94:39]دارتر معرف اسلامی ب بله من به قصد اینکه به کار خودم
[94:46]ادامه دادم بدم بهش گفتم استخاره بکن خیلی خوب اومد و اون
[94:48]آیه یادم میاد که چی بوده که ادخل ید فی تخرج بله
[94:58]ی ادخل دارد بله که این آیه اومده مام شروع کردیم به
[95:06]این کار تعریفی تا اینکه ادامه پیدا کر خیلی خب در مورد
[95:09]روش حالا اون یا اون مدل تدریس درس خارج شما ۱۴ سال
[95:16]شاگرد مرحوم آی میرزا جواد تبریزی بودید در بقیه آقایون آیتالله گلپایگانی
[95:20]هم بودید اما خب اون مثل اینکه اون خدمت آقای تبریزی بود
[95:27]خیلی م ما همون زمانی که من تبریزی بودیم من متن تحریر
[95:31]اول خب متن اره مینوشتیم مثلاً خمس رو من د تا شهر
[95:36]نوشتم یکی شهر اره اول نوشتم و در سی تبریزی یکی هم
[95:42]بعداً استخاره کردیم که متن تحریر قرار بدیم دوباره تحریر نوشتم یعنی
[95:47]من کلاً ایشون که بر اساس منهاج صالحین آقای خوئی در منزل
[95:55]بحث خارج خص خصوصی داشتن خیلی هم سریع میگذشتن هر روزی یک
[95:59]صفحه یا دو صفحه منهاج رو میخوندن اینطوری و ماهم مینوشتیم من
[96:05]تصمیم گرفته بودم همون مباحث رو بر اساس متن تحریر بنویسم ارفاد
[96:10]فرمودید و مینوشتم وقتی که از منزل آقای تبریزی برمیگشتم به منزل
[96:16]بدون اینکه با خانواده هیچ کلمهای صحبت بکنم میرفتم تو اتاق خودم
[96:21]اون خلاصه سرفصلها رو تو نوشتم قبل از ظهر این جلسه صبح
[96:29]بوده مینوشتم که بعد از ظهر بیام بر اساس این خلاصه مطلب
[96:34]تفصیل بنویسم چون اگه این خلاصه رو نمینویسم از ذهنم میپرید مطلب
[96:36]ب میومدم و بعد از ظهر دیگه تفسیرش مینوشتم روش تدریسی خودتون
[96:40]به چه صورت بله در روش تدریس هم البته به این گونه
[96:47]بود که در اوائل بر اساس متن تحریر تدریس میکردیم ما و
[96:55]این تدریس هم در اصول بر اساس مناهج الوصول امام راحل بود
[96:59]تدریس میکردیم یک دور اول رو کاملاً تدریس که کردیم همون دوره
[97:06]اول کتابهای بدای البحوث چاپ شده اینا رو مینوشتیم که ۱۰ جلد
[97:11]از ابتدای بحث اصول هست مبادی تا آخر مباحث اصول عملیه با
[97:19]یک المدخل در دور دوم هم باز همین رو تدریس کردیم دقائق
[97:22]البحوث نوشته شده و و این دور سوم که باز بر اساس
[97:28]متن دقائق البحوث تدریس میکنیم منتها مراتب اینها از امسال یک جلدش
[97:32]آماده شده که برای چاپ تصمیم داریم در دوره سوم که تمام
[97:37]شد این دقاق البحوث رو انشاالله به چاپ برسونیم ما تا اینجای
[97:40]بحث از حضرت عالی یک سیری در در واقع زندگی شما داشتیم
[97:46]فعالیتهای علمی فقهی و مسائل مختلفی که فرمودید البته بحث خیلی زیاد
[97:50]است خیلی گذرا اینها رو مرور کردیم در نکاتی که من در
[97:56]دو سه سال اخیر به ویژه از حضرت عالی در سخنرانیها یا
[97:58]گفتگوهای مختلف دیدم نگرانی که شما نسبت به آینده علمی حوزه دارید
[98:05]و وقتی نسبت به آینده علمی نگران هستیم یعنی وضعیت امروز علمی
[98:09]رو برای اون نقد داریم و چ ایراد داریم و نکاتی رو
[98:18]داریم نظراتتونو بفرمایید الان وضعیت علمی حوزه چه ایراداتی داره شما چه
[98:23]راهکاری ارائه دادید یا خواهید داد و مسائل دیگر رو خواهم پرسید
[98:27]از شما عرض بکنم که اولین نقص فاحش در حوزه علمیه قم
[98:34]که از قبل تا به حال وجود داشت این است که این
[98:43]طلابی که میومدن برای ادبیات خب اولین رشتهای رو که یک طالب
[98:47]علم اون رو فرا میگیرد ادبیات هست این اد ادبیات رو که
[98:56]فرا میگرفتن میگیرن اینا قدرت کاربرد این ادبیات رو در انشا نویسی
[99:01]عربی در تکلم عربی در مطالعات خودشون تحقیقات خودشون ندارن طبعاً ضعیفن
[99:10]و به گونهای که اگر شما بگید یک انشای عربی بنویس ح
[99:17]ط قدرتشو نداره بنویسه ادبیات رو خونده بهترین زمان عنفوان شباب خودش
[99:22]رو طی کرده گذاشته استعدادش رو برای درس دروس ادبیات اما قدرت
[99:31]نوشتن انشای عربی رو ندارد حتی قدرت اعراب صحیح شما وسائل شیعه
[99:35]رو یه کتاب عربی رو بهش بگی بخون بگو این چه اعرابی
[99:40]دارد چرا این اعرابه دارد وجه این اعراب چیست قدرتشو ندارد اینا
[99:44]رو که ما میگیم بوجد دیدیم در یکی از جلساتی که خب
[99:53]البته با دعوت همون جامعه شورای حوزه علمی قم در چند سال
[99:56]قبل دعوت کرده بودن برای اینکه من نکته نظرها رو بگم اون
[100:01]شب رفته بودم خب بودن آقایون اعضای شورای عالی آقایون مقتدایی استادی
[100:07]بوشهری دیگران دیگران بودن در اون زمانی که قبل از آقای اعرافی
[100:12]بود البته گفتم آقا شما این بزرگوارانی که تحصیل میکنن تحصیلات مبتدی
[100:20]هستن ستورو میخونن وقتی که سط عالی رو خوندن تموم کردن اسمشون
[100:24]میذارید فارغالتحصیلان تط عالی حوضه علمی قم خب اینا همون اولین چیزی
[100:29]رو که باید ب بدانن و اولین پلهای رو که باید طی
[100:34]بکنن تا اینکه بقیه مراحل متوقف بر اون هست دخل دارد اون
[100:40]ادبیاته کسی که ادبیات خوب نخونه اصلاً کتب عربی رو نمیتونه بفهمه
[100:43]چطور میخواد مطالعه بکنن قدرت فهم عربی فرع بر این است که
[100:45]قواعد عربی دست انسان باشد بتوند مراد اون اصولی رو فقیه رو
[100:52]مفسر رو کلامی رو چون همه متون ما میراث علمای سلف ما
[100:59]اینا عربیست خب این چطور میتونه بفهمد در حالی که قواعد ادبی
[101:02]دستش نیست عربی دستش میتونه به کار بگیرن و لذا ما از
[101:06]اینا رساله عربی میخوایم رساله عربی که میخوایم از میان ۱۰ تا
[101:13]۸ تاشون اصلاً رسالهها شون رده ضعیفه یعنی اصلاً اونقدر ادبی عقلاتو
[101:18]دارد سطر به سطر که اصلاً خودشون مطالب منوی و مقصود خودشون
[101:26]میتونن تفهیم بکنن در این رساله اینا کسانی هستن که سال دوم
[101:29]سوم چهارم پنجم اول یا ششم هفتم خارج توجه فرمودید خب همین
[101:36]امسال همین امسال از جانب اون مؤسس مؤسسهی که الان مدرسهی که
[101:43]تنظیم شده چار بیمارستان بنایش دارن درست میکنن ز نظر مقام نظر
[101:47]حبری با مسئولیت ا آقای صدر میگن یه آقایون فرستادن برای اینکه
[101:51]بیان اینجا قواعد سیاسی مثلاً بل ما بخونن من گفتم من به
[101:56]این شرط میپذیرم که در همین مهد بیان و من از اینا
[101:59]یه چار جلسه درس بگم امتحان بگیرم رساله بخوام ببینم اینا چطورین
[102:02]خب در میان اینا یه سه چار نفر ما مراتبی داریم عالی
[102:07]داریم خوب مال به عالی داریم خوب داریم و متوسط و ضعیف
[102:10]چار تا از اینا خوب با عرفا خوب آوردن د تا ضعیف
[102:14]آوردن یکی از بعضی از اینایی که ضعیف آورده بودن خب ۱۰
[102:19]سال میگفت درس خارجم چی بود اشکالش اشکالش این بود که هر
[102:21]سطری چندین غلط داشت ادبی اصلاً تسلط در نویسان عربی نداشت خب
[102:28]اینی که میفرمایید درسته دغدقه آقایون هست من این رو به آقایون
[102:31]گفتم نقدش اینو خدمت رهبری هم عرض کردم همین رو گفتیم ما
[102:40]ادبیات کاربردی میذاریم یعنی شخص که درس خارج هست یه استادی میاد
[102:45]ادبیات کاربردی میذاره تمارین مختلفی در زمان مدتی معین که اینا بتونن
[102:50]آنچه را که خواندن بتونن قدرت به کارگیری چی آقا داشته باشن
[102:56]ممکنست این اساتید بعضیاشون موفق باشن بعضیا ناموفق ولی راه اینه که
[103:01]شما بعد از اینکه این آقا سطح عالی اومد این رو رها
[103:06]نکنید به حالت خودش در ادبیات بعد از اینکه ادبیات تمام شد
[103:08]در خاتمه تمام شدن ادبیات این الان آخرین کتاب ادبی رو خوند
[103:14]برید ببرید تو کارگاه ادبیاتی ادبیات کاربردی باید که منطق رو خوند
[103:22]ببرید در کارگاه منطق درسته نه من ادبی ادبیات چون ادبیات یه
[103:26]پایه فهم همه کتب هست از منطقی گرفته تا فلسفی که اسوار
[103:34]گرفته تا ب بفرمایید که اصولی گرفته تا فقهی گرفته تا تفسیری
[103:37]گرفته همه متون کتبی کتب علمای بزرگ ما اینا چی هست آقا
[103:45]عربی ادبیات عربی خب این آقا عربیت رو باید عربی دان بشد
[103:47]بتوند به کار بگیرد خب وقتی که یه سطر ریاض رو بهش
[103:52]میدی نمیتونه بخونه ۶ تا غلط دارد مکاسب رو ریاض رو جواهر
[103:59]رو رسائل وسائل رو خب این آقا معلومه که نمیتونست خوب بفهمن
[104:02]خب نتیجه اون جلسه چه شد فرمودید حت اون آقایون تصدیق کردن
[104:07]حتی من بعد از اینکه جلسه تمام شد به آقای خاتمی زنگ
[104:09]زده بودم که آقا برداشت شما از این جلسه چیه ایشون گفت
[104:13]که خیلی متأثر شدن آقایون بله و گفتن همینجور باید باشه تصدیق
[104:17]کردن خدمت آقام اینو عرض کردم آ مقام معظم رهبری هم اینو
[104:23]عرض کردم این رو راه همونی اس که الان معهد الاجتهاد داره
[104:25]ادامه میده خب از میان اینایی که آموختن بعضیاشون به حد اجتهاد
[104:32]رسیدن الان نمونه بارزی که خروجی این معهد هست و ارائه داده
[104:35]است ر رسائل و محققه این معهد است که تقریرات درس دروس
[104:41]ماست به قلم عربی که شما بگردید یک دونه غلط از میان
[104:47]اینا نمیتونید پیدا بکنید تقریر رساله میخوایم از اینا عربی اونایی که
[104:50]عالی شدن خوب مالی به عالی شدن اینا قابلیت چاپ دارن اینا
[104:56]رو چاپ میکنیم الان چار جلدش ۸ جلدش درومده اینا هم فقهی
[104:59]هست هم اصولی هست و موضوعات مهمی را که در فق الغضا
[105:05]یا فق الربا و یا سایر کتبی که ما در اونجا تدریس
[105:12]میکنیم داریم اینها نوشتار دارن نوشته دارن و این سند خیلی زنده
[105:15]ماست که اینا قدرت بر نوشتن عربی به راحت و سهولت دارن
[105:20]خب پس حضرت عالی با توجه به اون نگرانیهایی که داشتید احساس
[105:23]کردید که راهکار درست فقط حالا اعتراض اینکه بگیم این راه غلط
[105:30]است نیست درست این هست که ما یک مدل و یک در
[105:34]واقع روش جدید رو ارائه بدیم بگیم که ما چند سال این
[105:37]مدل رو انجام میدیم و این هم خروجیش هستش البته ناگفته نماند
[105:40]که جناب آقای اعرافی که من خیلی بهش دوست دارم و علاقه
[105:46]دارم ایشون خوش ذوقی خوش ذوق شده هست یعنی بود از اول
[105:48]ایشون به فکر این افتاد که در حوزه علمیه قم فق اللغه
[105:55]و این ادبیات کاربردی رو بیشتر بیارد رو دور و مایه امیدواری
[105:59]هست البته بله خیلی این یک بخش نگرانی ما در قسمت ادبیات
[106:05]بود که منجر شد به تأسیس در واقع این معهد که ما
[106:11]اینجا خدمت هی هست یعنی انجام مراحل کار ادبیات کاربردی کاربردی خب
[106:16]عرض بکنم به شما که حالا معهد کاراش چیست رو من بعداً
[106:23]میگم ولی نگرانی که گفتید یکی از نگرانی ما بخش عقائد کلام
[106:25]از زمان شیخ طوسی حوزه هزار ساله نجف و قم تا به
[106:30]حال اینا کتب کلامی داشتن خب کتب کلامی که از زمان خود
[106:37]شیخ طوسی نوشته خود علامه علیشر بر تجرید خواجه نصیر زده و
[106:44]کتاب الاقتصاد آقا شیخ طوسی رو در عقائد شما ملاحظه بکنید و
[106:48]کتاب المحس آقای خواجه نصی رو در کتب کلامی شما نگاه بکنید
[106:56]و المسلک صاحب شرایع و و لوامع فقهیه و کتب مختلف کلامی
[106:59]قدمای ما و متأخرین اوائل المتأخرین اواسط المتأخرین متأخر المتأخرین رو نگاه
[107:05]بکنید اینا موضوعش سه چهار تا موضوع محدوده توحید اثبات سانه توحید
[107:15]صفات جلال و جمال نبوت عدل و امامت این اصول کلی رو
[107:17]صحبت میکنم در حالی که اولاً در این روایات اصلاً بهرهگیری از
[107:25]روای در این موضوعات بهرهگیری از روایات اهل بیت علیهم السلام نشده
[107:29]به نظر حقیر این ظلم به اهل بیته این کم اعتنایی به
[107:37]اهل بیته چرا فقط استدلالی مط آره چرا چون ما معتقدیم ضروری
[107:41]مذهب ماست اعتقاد قطعی ماست که ائمه معصومین ائمه العقول مگر غیر
[107:53]از این است پس ائمه چین به خلا لاف سلاطین و یا
[108:00]زعمای غیر معصوم اونا زعمای عقولهم هستن ائمه عقن ما اینو معتقدیم
[108:04]امام صادق امام عقل ابن سیناست امام عقل ارسطو ائمه ما امام
[108:13]عقول فلاسفه مشتاب و اشراق و پهلوی این هستند خب آیا روایات
[108:21]در این مورد ندارن فراوان کتاب توحید صدوق یک کتابیست ممض در
[108:27]خصوص عقاید عقلی دو جلد کتاب به اصطلاح یک و دو کافی
[108:34]و سایر کتب عقایدی خب ما اینو میگیم ما نمیخوایم بگیم که
[108:40]عقائد عقلی توقیفی هست هرگز چ این حرفی ن نخواهیم میزد ولی
[108:44]حرف ما این است که آیا ائمه ما بهترین روش و مناهج
[108:53]استدلالی عقلی دارن یا ندارن جواب شما چیه به ما بگید قطعاً
[108:56]باید بگید دارن بله آیا این مناهج رو عرضه کردن یا نکردن
[109:02]جواب چ میدید کردن این مناهج در کجا عرضه شده در روایاتش
[109:08]خب این کی هست که باید این روایات استخراج بکند کی باید
[109:14]این مناهج ائمه ما رو در باب عق مسائل عقلی فلسفه و
[109:18]اعدله عقلی و کلامی استخراج بکنه ماها هستیم آیا کردیم هرگز نکردیم
[109:26]این کارو ما وظیفه ما بود من خطاب به شیخ طوسی میگم
[109:28]خطاب به خواجه نصیر میگم خطاب به قدمای متکلمین میگم متأخرین شون
[109:35]میگم و معاصر کاری به معاصرین فعلی نداریم فعلاً اینا میراث همون
[109:39]گذشتهها است اصلاً این بنیان از اساس خراب بوده ناقص بوده یعنی
[109:43]چرا میبایست این این روایات استخراج بشد که امام صادق با ابن
[109:50]ابی العوجا و زنادقه زمان خود چگونه سخن میگفت در اس توحید
[109:55]و نبوت و عدل و امامت و اینها چگونه بیان میکرد کتاب
[109:57]احتجاج تبرسی خدا رحمتش کند افتخار ما شمالیا این است که این
[110:05]احتج قبلشم در شمال هست و این احتجاج نوشته این احتجاجات که
[110:07]حضرات داشتن در باب عقاید که یک دو جلد کتاب احتجاج تبرسی
[110:14]رو تشکیل میدهد خب اینا میبایست استخراج بشه نظم بندی بشد تنظیم
[110:18]بشد دسته بندی بشد خ مکتب فکری خراسان که حالا معلوم آقام
[110:23]رزا مهدیه اینه اصفهانی اونها اینو انجام ندادن نه نه نه نه
[110:27]اونا از اون طرف افراط کردن اینا از این طرف تفریط عرض
[110:34]من اینه من عرضم اینه که میبایست این نظرات مثل ابن سینا
[110:38]مثل به اصطلاح ملا صدرا و فارابی ها امثالهم می میر دامادها
[110:48]امثالهم اینا میباست شرحی باشد بر مناهج ائمه معصومین من یک نکته
[110:53]به شما شما بگم فرق بین منهج ائمه معصومین ما در باب
[110:59]عقاید عقلی کلامی عقلی و بین سایر فلاسفه اینه چیه این است
[111:02]که این فلاسفه این مباحث عقلی رو به صورت قلمبه و سلمبه
[111:07]در الفاظ مصطلح خودشون عرضه میکنن که عموم مردم از اینا بهرهای
[111:11]ندارن الان اگر این بزرگواران اهل فلسفه ما را بفرستید در متن
[111:18]جامعه با همون بیان خودشون صحبت بکنن در مسائل عقلی اصلاً کسی
[111:21]نمیفهمد من خیلی طلبها نمیفهمن تا چه رسد به اشخاص عوام اما
[111:28]امام معصوم در زمان خودش همون مسائل عقلی رو ابن ابی اوجها
[111:34]و امثالهم میومدن استدلال میکردن و نقد میکردن حضرات جواب میدادن که
[111:40]الانم اگر خوب ترجمه و خوب بیان بشد هر عامی ما به
[111:41]راحت میتونه اونا رو چی آقا بفهمد یعنی اونها اون مسائل عقلی
[111:46]رو تنزل میدادن به عوام فهم ولی این آقایون چنین هنری چی
[111:54]آقا ندارن نارن خب این در دقه شما درست مسائل عرض میکنم
[111:57]این از مسائل عقلی عقائد اما عقائد توقیفی بخش عقاید توقیفی به
[112:07]اضعاف اضعاف چندین برابر عقاید عقلیه از قض و قدر گرفته از
[112:11]لوح و کرش کرسی و عرش و قلم گرفته از روح و
[112:16]جن گرفته معایت روح و جن اینا همه توقیفی توجه فرمایید از
[112:21]خود رویا حقیقت رویا آقا آقا رویای ی حقیقتی اس اسلام این
[112:24]رو معتقده قرآن این رو معتقده این از نظر منطق اهل بیت
[112:28]و در روایات این همه وارد شده حقیقت رویا چیست فقهای ما
[112:30]بحث کردن شیخ مفید شیخ طوسی دیگران دیگران همه راجع به رویا
[112:35]بحث کردن خب این چرا نباید امروزه تنقیح بشد در دسترس همه
[112:41]قرار بگیرد آیا این عقاید نیست عقاید ماست از این صراط گرفته
[112:45]میزان گرفته حالت احتضار گرفته حالت فشارش زخ ته قبر گرفته مواقف
[112:49]حسابرسی گرفته اوصاف جنت و نار خلاصه دهها و صدها موضوع است
[112:57]که مباحث امامت گرفته جزئی خب اینها رو شما اینها رو ما
[112:59]باید از روایات استخراج بکنیم و ما شروع کردیم شما در این
[113:05]معهد اینرو شروع کردید شروع کردیم و سه جلد این کتابها رو
[113:10]تا به حال جام مدرسین چاپ کرده در ۱۰ سال قبل تا
[113:11]الان عنوان کتاب البراهین الواضحه بعضی از طلاب خارجی به من اومدن
[113:18]به ما گفتن ما کتاب شما رو تدریس میکنیم متن درسی قرار
[113:21]گرفته شده این البراهین الواضح فی عقائد الامامیه علو العقل وکتاب و
[113:29]سنه در مباحث عقلی هم عدله عقلی رو آوردیم هم کتاب رو
[113:36]هم سنت رو در مباحثی که به اصطلاح هم روایات رو و
[113:41]در مسائل توقیفی دیگه میرسیم به روایات و آوردیم الان ف الحال
[113:45]از نبوت عامه گذشتیم و تمام کردیم وارد نوت خاصه و بحث
[113:51]امامت هستیم و این مباحث مثل روح و جنه و حتی رویا
[113:55]و اینا رم در اون بحثهای قبلی گفتیم و نوشتیم و اینا
[113:57]بحمدالله چاپ شده خیلی عالی خب این معهد رو چون الان داریم
[114:02]صحبت میکنیم یکی از نکاتی که برای من هم جالب بود و
[114:07]هم جای سؤال داشت بحث این هست که این معهد اعلام کرده
[114:09]که در ۵ سال ما مجتهد در واقع یا تحویل میدیم مجتهد
[114:15]تربیت میکنیم یا هر عبارتی که باشه این خب برای من یه
[114:20]خورده جای سؤال هست چطور میشود یک فردی که حالا یک سال
[114:22]رفت کفایه رو به اتمام رسانده و وارد اینجا میشه و چطور
[114:28]این قرار هست که این ۵ سال این مجتهد بش ما در
[114:32]اونم برنامه آموزشی یک کتابچهای است کاملاً اینا توضیح داده شده یک
[114:37]کتابچهای مفصل حاصلش اینه نوشتیم که در فرضی ما میگیم که این
[114:40]شخص سط رو به تمامی و کمالی به احسن وجه تمام کرده
[114:45]باشد و الا اینجا باید ۳ سال طرح مقدماتی رو طی بکنن
[114:50]غیر از اون ۵ سال کماله یعنی اینکه مسلط کامل آره یعنی
[114:55]به گونهای باشد که وقتی که در درس خارج مینشیند با دید
[114:59]نقد بنشیند یعنی دیگه قدرت برای تحقیق و مطالعه کتب عربی از
[115:03]اصول تا فق تا تفسیر تا رجال چی آقا نیست داشته باشد
[115:08]باید داشته باشد و به گونهای که وقتی که استاد میگرد او
[115:13]باید کتابهای دیگه رو مطالعه بکند تا حرف استاد رو قدرت چی
[115:15]داشته باشد آقا نداشته باشد اصلاً درس خارج یعنی این اصلاً ماهیت
[115:21]درس خارج اینه فرق بین سطح و خارج چیه سط این کتابای
[115:23]معینی باید بفهمه ولی خارج اینست که نه دیگه بی نیازه از
[115:29]کتاب معینی او قدرت فهم تمام تحقیق کتب استدلالی رو دارد مادش
[115:36]با دید نقد میشیند التفات فرمودید ما ۸تا و بگم اغراق کردم
[115:39]۹۰ از کسانی که سطو تموم کردن چنین قدرتی ندارن در واقع
[115:45]بگیم اون ممتازین و اون زبده ها هستن که شما میفرمایید وارد
[115:48]میشه ایشونن تا الان مجتهد م شدن حکم اجتهاد اینام دادیم چند
[115:51]تا اتباط فرمودید ای الان در اساتید هستن تدریس میکنن و ما
[115:58]در این بخش برای این فکر چاره کردیم چاره چیه طرح مقدماتی
[116:02]داریم برای این آقایونی که ضعیفن ۳ سال اینا رو مییم تو
[116:08]طرح مقدماتی طرح مقدماتی خودش ۳ سال داره مرحله اول دارد دوم
[116:16]دارد سوم مرحله اول همون اصول فقه شیخ مظفر و حلقات شهید
[116:19]رو به نحو کنفرانسی کلاسی نیست باید این آقا بی ب ارا
[116:25]ب در حور استاد اون حاضرین بهش اشکال بکن ایشون دفا بکند
[116:30]در مر استاد اون استادی که در اون کلاس هست باید با
[116:33]این بگوم گوها نکات ضعف اینها رو چی آقا پیدا میکند در
[116:38]همون محورهای ضعف اون بحثو چیکار میکن آقا جمعبندی میکن خب این
[116:41]درست و روش کاملاً درسته من نکت م رو اون اعلام یعنی
[116:46]مشخص کردن محدوده ۵ ساله است شما کاملاً درست میفرمایید به نظر
[116:52]من و این افراد ز دهی که میان در این راه میران
[116:54]خب یه وقت ممکن یک فرد زبده در یک نهایت استعداد است
[116:58]در ۴ سال برسه یه وقتست نه در هت سال ۸ سال
[117:03]یه خود این اعلام زمان برا در نظر گرفتیم ممکنه کسی ه
[117:07]سالم برسه ال بعضی هستن که ۳ سال رسیدن خب ۷ سال
[117:11]۸ سال چطور بله ۷ سال ۸ سال خب ممکن است بالاخره
[117:13]ع میکم خدمت شما کسانی که اون طرح مقدماتی که ما داریم
[117:19]اگر از دو حال خارج نیستن لد الورد ما همون ۲ ماه
[117:24]اولی که اومدن از اینا رساله میخوایم اولین بار که رساله گرفتیم
[117:28]میزان فهم و درجه اون علم اینا رو ما میسنجیم این رساله
[117:35]از ضعیف شروع میشد تا متوسط و خوب و عالی و مابین
[117:41]این ها ارفاد فرمودید ما همون بار اول که رساله گرفتیم متوجه
[117:44]میشیم این آقا در چه اندازهای یا در حدی از قوت است
[117:49]که مطلوب ایدآل ماست که همانیست که باید یک شخصی که سحت
[117:53]تمام کرده د دار باشد اگه این باشد میرد تو تر جامعه
[117:55]تر جامعه طرف رو خود بخود میرسوند تا ۵ سال به اشتهاد
[117:59]اینا همون مدونه نوشته شده است که چیکار باید بکند جلسات تخصصی
[118:06]باید بیاد چطوری رساله ارائه بدهد و در کار کاربردی فق باید
[118:09]بیاد تمرین استنباط جلسات تخصصی باید بیاد اینا خب آخه برای من
[118:15]این سؤال هست که بحث اون یا رسیدن به مرحله اجتهاد که
[118:18]خودش یک در واقع قوهای است که در انسان پدید میآید این
[118:24]شاید یک لازمش این هستش که این فرد یک تدریس های دقیق
[118:26]فقهی هم داشته باشه یعنی رسال مکاسب کفا کفایه تدریس چون واقعاً
[118:35]بدون ارائه تدریس کاملاً درسته همه اینا تدریس دارن اولاً خود این
[118:39]معهد در اصول مقدماتی برای خارج اونایی که ضعیفن که عرض کردم
[118:46]دوره مقد از ۱۰ تا ۸ تاشون میرن تو تر مقدماتی اساتید
[118:48]اینا کی هستن همین آقایون اتفاق که قبلاً اومدن دورهها رو گذروندن
[118:56]بله بله بله بله همه اینا هستن ما اوائل یه د تا
[119:00]از اساتید بزرگواری که خودمون اطمینان داشتیم از خارج آوردیم بعداً دیگه
[119:04]کلاً از همین اساتید اینجا اینایی که عالی هستن اینا تدریس میکنن
[119:12]کفایه و سه مرحله است آقا اصول و فقه و حلقات در
[119:14]عرض همن و مرحله بعدی کفایه اول هست با مطاره شیخ انصاری
[119:27]توجه فرمودی مرحله دومه همراه با حاشیه آخوند خراسانی بر کفایه مرحله
[119:32]سوم بدای بحوث ما متنش اه که تدریس میکنن منتش تدریسی کنفرانسی
[119:39]به همین کیفیتی که عرض کردیم یعنی این تسلط بیشتری برای اینا
[119:43]ایجاد میکنن چون هر متناوب هر شخصی از این آقایون ۱۰ دقیقه
[119:48]یک رو باید خلاصه اون بحث رو در ابتدا ارائه بدد و
[119:50]آقایون بهش اشکال میکنن تا این استاد بفهمد که نکات ضعف اینها
[119:55]به چه صورت کجا بله خب خیلی عالی اگر اجازه بفرمایید در
[119:58]اینجا چون بحث در واقع حوزه و مسائل آموزش و مسائل مختلف
[120:03]مطرح هست من به یکی دیگر از اون دغدغههای شما بپردازم در
[120:06]مورد بحث حوزه مستقل هست که در این سالها به دلایلی یهه
[120:11]خورده بحث شده در موردش شما اگر بهت خلاصه تعریفتون رو از
[120:17]حوزه مستقل بفرمایید تا مشخص بشه حوزه مستقل من به شما عرض
[120:21]میکنم این است که به خاطر یا به دلیل وابستگیهای اقتصادی به
[120:30]دولت نیاد از مواضع خود صرف نظر بکند مثلاً برجامی درآمد نوشتند
[120:42]و ولی امر مسلمین که نمونه بارز بصیرت در موارد سیاسی و
[120:51]آنچه که مصالح اسلام و مسلم این هست که ولایت دارد و
[120:54]تشخیص میدهد هنوز تأیید نکرده و نظر نداده انسان بیاد یعنی یک
[121:09]صاحب رساله بیاد تبریک بده بگد به این خیلی راحت و خروج
[121:13]این برجام حاصل این برجام و این وجود این برجام به ملت
[121:19]تبریک بگد که این چقدر مبارک است برای شما این چقدر سعادت
[121:22]بیارد این چقدر اختصا شما رو تأمین میکند فلان میکند معنای تبریک
[121:27]اینه دیگه تبریک علنی خب این ریشه چیست حقیقتاً تشخیص دادن آیا
[121:36]کارشناسان در مورد این برجام و امثالهم دعوت شدن از مجلس و
[121:44]غیرو با اینا مناظره شده در حضور اینا مناظره کردن بحث کردن
[121:51]رد و ایراد کردن کلا لد الورد تبریک بگن این آقایون دولتی
[121:53]بلند بشن بیان دم اینو بگیر دم اونو بگیر دم اونو بگیر
[121:59]بعد اینام تبریک بگن این یعنی بی بصیرتی این یعنی عدم استقلال
[122:05]خب ما در حوزه علمی قم شنیدیم شنیدیم که میگیم یعنی دلیل
[122:15]قطعیست در اینجا که برخی از بودجههایی در دورههای گذشته از دولت
[122:21]میگرفتن و بودجههایی رو اضافه کرد کردن نسبت به بعضی توجه فرمودید
[122:25]من میخوام اینو عرض بکنم که این ب دبستانهای سیاسی نباید حوزه
[122:34]رو در نظر دادن برای سرنوشت مسلمین که شأن زعمای حوزه هست
[122:39]تأثیر چی آقا داشته باشه شما پس یه مصداق فرمودید به صورت
[122:46]کلی فرقی نمیکنه دولتها عرض چه دولتی که حالا مثلاً عرض میکنم
[122:49]اینوری چه دولت اونوری فرقی نمیکنه بله حالا الان این مثالی که
[122:53]فرمودید اخیر هست قبلاً این مثال بوده قبلاً م بوده بله قبلاً
[122:59]م بوده من دارم میگم اطلاعی که من میگم دارم از قبلیا
[123:04]بود اتفاقاً توجه فرمودید میگرفتن کلام این است که امام عسکری علیه
[123:10]السلام در احداد تبرسی جلد دوم صفحه ۲۶۳ یک روایت زیبایی هست
[123:14]که فقهای صاحب رساله ما بخشی از این روایت در همین رساله
[123:20]عروه و تحریر و وسیله و اینا همه آوردن اون در اون
[123:26]روایت امام علیه السلام به راوی به امام میگه که در باره
[123:28]علمای یهود که اونها رشوه میگرفتند و فلان میگرفتند سهد میگرفتن میگه
[123:36]که یا ابن رسول الله خب عوام یهود چه تقصیری دارن من
[123:39]از شما سؤال میکنم راوی میگه به امام معصوم میگه میگه یا
[123:44]ابن رسول همون آدرسی که دادم دقیق نگاه بکنید من از شما
[123:46]سؤال میکنم اگه یک شخص نابینایی فرد بینایی دستشو بگیره همراهش بب
[123:52]درد اونوقت در یک چایی بندازد اینجا مقصر کیه ی چهجوری استلال
[123:59]میکند امام میفرماید خب بله اون شخص بینا دیگه فرمود خب سؤال
[124:02]کرده خب اگر علمای یهود اینچنین کردن و اونچنان کردن مردمی که
[124:09]عوام مقلد شون هستن اینا اگر به جهنم واصل بشن مقصر کیه
[124:11]علما حضرت جوابشو داد جواب دندان شکن به قول معروف جوابی که
[124:20]حسابی فرمود که اینطور که شما میگید نیست ست که عوام اصلاً
[124:24]نفهمن عوام بعضی چیزا رو میفهمن بعضی چیزا رو نمیفهمن مثلاً اجتهاد
[124:34]رو نمیفهمن اون چرا که باید از دین استنباط و استخراج بکنن
[124:37]تخصص ندارن ولی دروغ رو که میفهمن پارتیبازی رو که میفهمن ب
[124:41]دبستان سیاسی حضرت از ب دبستان سیاسی در این روایت معتبره که
[124:47]ما سندش م اعتبارش اثبات کردیم چون تفسیر مثلاً عسکری در خاتمه
[124:51]مقیاس ربات آوردیم که سندش معتبره استدلال کردیم عدله شم آوردیم هم
[124:57]در احتجاج اومده هم در تفسیر ا مسن عسکری که خود احتجاج
[124:59]از تفسیر اماسی نقل کرده توجه فرمودید حضرت فرمود که مانعات رو
[125:06]میفهمن مانعات تعبیر کرده یعنی ب دبستانها توجه فرمودید اینا رو که
[125:10]میفهمن این به نفع کسی که به طرفدارشون هست اقدام کردن و
[125:14]علیه کسی که طرفدارشون نیست اینا رو که میفهمن که اگر یک
[125:19]شخص عامی ببیند از یک فقیهی که وارد ب ب ب استانهای
[125:25]سیاسی بشد ب دبستانهای اقتصادی بشد و در اجتهاد تأثیر بزارد و
[125:30]در خبر گذاشت خبر گفتنش اصلا خبری که میگه تاثیر بذاردلم کند
[125:38]این مطلب رو همه رو در این احتجاج آورده بعد در ادامه
[125:44]فرمود اما من ک منفقا این اما من کانه ادامه مطلبه اونو
[125:48]که گفتم دو صفحه احتجاج این ادامه شه اما م این کلام
[126:01]حضرت دار میخونم متن روایت فق شیعه دست شیعه هم آورده نگ
[126:11]بعضی فقها تا اینکه اشکال بشد که مقصود عامه هستن اون بعضی
[126:14]دیگه نه شیعه بعد فرمود اوی که این م به این ب
[126:21]ها واردن اینا حضرت تعابیری فرمود که تکان دهنده هست شاید در
[126:27]این جلسه خصوصی من متن روایت بخونم برای شما فرمود اشب بهمنا
[126:33]موون فق وهم من جیش یزید اصحاب الحسین چرا هموا من دیگه
[126:47]بیشتر نمیخونم این روایت حضرت در همین روایتی که در متن تحریر
[126:54]و اومده که آقای شیخ انصاری در مکاسب میگ یلو منه آثار
[126:56]صدق که ما سندش م به جداگانه معتبرش اثبات کردیم این کلام
[127:02]امام حسن عسکری است پدر امام زمان علیه السلام در اینجا من
[127:05]عرضم این است که استقلال حوزه آن زمانیست که مرد دین رو
[127:11]بر اساس استنباطی که از کتاب و نصوص سنت میشد بشد نه
[127:15]اینکه به دبستانها تأثیر داشته باشد در این ابراز نظرها عرضم اینه
[127:19]خب این دیدگاه شما در مورد حوزه مستق فق کاملاً اتفاقا درسته
[127:23]و من فکر میکنم بقیه تقیم آقایون همه نظرشون هستش که دولتها
[127:31]با توجه به سلایق مختلفی که دارن نتوانند به واسطه اون حمایت
[127:38]مالی یا حتی معنوی چون مالی هم یه بخش معنوی بتونن در
[127:40]تصمیم گیری در وا بزرگان حوزه اثر بگذارن این فرمایش شما کاملاً
[127:47]درست است و به خاطر همین در واقع منتها من احساس میکنم
[127:53]این در دولتها فراز و فرود داره یه وقتی یک دولت مثلاً
[127:55]عرض میکنم اصولگرا که حاکم میشود بخش اصولگرایی نظام خودش رو موظف
[128:00]به حمایت از این دولت می هیچ فرقی بین اصولگرا و ب
[128:05]نیست بله من اینو حرو عرض بکنم خودشو موظف به حمایت کامل
[128:11]از این دولت میداند و هیچوقت اسمشو نمیگذاره که استقلال حوزه از
[128:16]بین رفته اسمشو این میگذاره که من به عنوان حوزه موظف هستم
[128:19]از این دولت حمایت بکنم حالا این دولت تمام میشود دولت بعدی
[128:24]که میآید خب ورق عوض میشه یک طور دیگه میشه ممکن است
[128:30]که یک روال و روندی رو حق ببیند و وظیفه هست که
[128:31]ای تقویت بکند مصداق الذین یکتبون ما انزلنا بناس نباشد که کتمان
[128:39]حق بکند ولی نه از باب اینکه تاثر از او داشته باشه
[128:41]تاثر نه میگه حمایت در واق این ایده پس درست هستش که
[128:47]حوزه بزرگان حوزه اصلا کلیت حوزه اگر قرار هست از بخشی از
[128:54]جامعه اسلامی حمایت بکنن که اصلاً وظیفش هست باید حمایت از حمایت
[128:59]موضع بالاتر باشد نه به عنوان رسول خدا اح خب رسول خدا
[129:04]میفر نه به عنوان حالا اینکه احیاناً وابستگی پیش آمده نفوذ پیش
[129:07]آمده پس این اتفاقاً به نظرم خیلی مهم هست از بیان شما
[129:13]این رو ما داشته باشین نکته بعدی حوزه انقلابی هست که باز
[129:16]در این سالهای گذشته هم دقدقه شما بوده و سایر دیگران این
[129:22]هم خیلی کوتاه اگر بفرماید که تعریف شما از حوزه انقلابی چ
[129:25]انقلابی در یک کلمه بله حوزهای که در راستای رسالت انبیا الهی
[129:33]حرکت بکنن رسالت انبیا الهی یکی مبارزه با طاغوت و عدم اتکال
[129:39]به تواق هم ب ان ان قبل این اتکال به سران استکبار
[129:57]خوشبینی به سران استکبار و تکیه زدن بر مذاکرات با اینها اینها
[130:07]ضد ارزشهای رسالت انبیای الهیست هرگز انبیا الهی نبی مکرم اسلام در
[130:15]اون غزواتی که داشتن در اون فتق و رقی که داشتن امیرالمؤمنین
[130:21]علیه السلام به ائمه کفر و سران استکبار و مذاکره با اینها
[130:27]اعتمادی چی آقا نداشتن انهم هم و مذاکره با اینها هم اگر
[130:37]داشتن که اله المشرکین اما اون مذاکره قرآن مجید حد و مرز
[130:45]تعیین فرمود فرمود الا ال من المشرکین ثم لم صم ولم ظهرو
[130:51]علیکم احدا مگر اونایی که با اینا عهد بستید اما بعد از
[130:55]عهد بر شما وقی وارد نکردن نقص فلان فلان یعنی قال فیی
[131:01]وقی به شما نقص وارد نکنن و لم یه علیکم احدا و
[131:08]از دشمنان شما پشتیبانی چی آقا نکنن خب این برجام بی سی
[131:11]اف ایتی اف امثالهم این مذاکرات با قطع نظر از نواقصی که
[131:17]خودش در درون خودش دارد ما بگذریم ولی آیا این مذاکره کنندههایی
[131:20]که سران اس کبار و کف باشن اینا بر شما نقص و
[131:24]بقیعه بعد از مذاکره وارد نکردن آیا اینها از دشمنان شما پیروی
[131:30]نکردن آیا قرآن مجید میگه در این فرض م باز شما این
[131:32]مذاکره رو اعتنا بکنید که هنوز طبل مذاکره و کوث مذاکره رو
[131:37]میزنید و به خودتون میبالید که تا قیام قیامت میگید برکات این
[131:41]مذاکره پابد جاست غرض این است که انقلابی بودن یعنی ارزشهای الهی
[131:49]یکیش اینه یکی عدالت اجتماعی امیرالمؤمنین فرمود ان الله تعالی فرل انفسهم
[131:55]بناس به نص ابن عبی الحدید فرمود بال قوام بال قوامش بگیریم
[132:03]یعنی با عموم مردم خودتون تطبیق بنید چه معنا دارد که مجلس
[132:06]جمهوری اسلامی تصویب بکند که یک مسئول دولتی ه برابر ۹ برابر
[132:13]مردم عادی از بیتمال چیکار بکند آقا حقوق پایش باشد این با
[132:16]عدل علوی سازگاری چی آقا ندارد و و و بسیار اری از
[132:23]مسائل دیگری که اصلاً حوزه انقلابی یعنی حوزهای که حرکت بکند در
[132:30]جهت ارزشها و رسالت انبیا الهی و این نداش باشد پیامش باشد
[132:35]زعمای باشد که متأسفانه در زمان الان ما نیست خب این نعن
[132:41]رهبری که منادی این ارزشهاست بارها بارها به این دولت تذکر داده
[132:45]که شما برای برجام ۹ شرط گذاشته و دستور داده که شما
[132:53]این ب۲ سی رو تعطیل بکنید جلوشو بگیرید دستور داده که شما
[132:57]این اختلاسگران و نجومی ها رو به اشد م مجازات برسونید اینا
[133:03]همه در این دولتها چی آقا نادیده گرفته شده است این منادی
[133:06]را هم حتی زعمای حوزه در وقت حساس و در دقیقه ۹۰
[133:12]پاسخ مثبتی آقا ندادن و لذا این روزها حوزه میاد از مذاکره
[133:15]تأیید میکند به ما از ما خواستن شما مذاکره رو بگید که
[133:20]رد بکنید خب این مذاکره رو خودت همه دارن رد میکنن شما
[133:27]حمایتی از منادی این ارزشها که ولایت که رهبری باشد از او
[133:30]باید حمایت بشد متأسفانه ما در این حوزه حمایت رسمی جانانه از
[133:38]زعمای حوزه در مواضع حساس که رهبری موضع گرفت ندیدیم تاکنون و
[133:44]لذا این حوزه رو انقلابی نمیبینیم حوزه اون زمانی انقلابی میشد که
[133:48]در اون مواضع حساسی که رهبری موضع میگیره از مواضع او رسما
[133:54]چی بشد آقا حمایت حمایت می خب فرمای شما ت اینجا کاملا
[133:57]درست من از یه زاویه دیگه یه خورده نگاه بکنم یه خورده
[134:00]شاید موضوع بحث یه خورده روانی هم هستش این که الان شما
[134:08]میفرمایید کاملا درست اما خب ایمان درجات مختلف دارد اگر رده بندی
[134:14]بخوایم داشته باشیم فردی در جایگاهی که شما فرمودید باشد و نمرش
[134:17]حالا بگیم ۲۰ هست خب افراد دیگه ممکنه به دلایلی ۱۹ ۸
[134:23]۱۷ نمراتی داشته باشن که از این فرد پایینتر باشه به دلایلی
[134:28]خب در وضعیت فعلی میبینیم عملکرد انقلابیون آقایون که در حوزه هستن
[134:34]نسبت به اونهایی که یه نمره ازشون پایینتره به گونهایست که اینها
[134:40]رو گویا اصلا خارج از دایره انقلاب مید در حالی که باید
[134:43]اینها رو هم اولا کمک کنن مطلب شما رو تا آخر گرفتم
[134:48]ح جواب درسته من در دعوتی که کردن در همین سالن حمای
[134:54]ش داروالشفا صحبت کردم رسماً گفتم اونجا صحبت من هست گفتم آقا
[134:58]اساتید دوره نشست و آقایونی که شما فکر میکنید که خب در
[135:04]بعضی از مواقع اونجا که باید شاید موضوع سریع شاید نگیرن اینا
[135:08]نور چشمان ما هستن برادران ما هستن و اینا ما به اینا
[135:15]اعتماد داریم اینا باید تقویت بشن اینا باید حمایت بشن من هرگز
[135:19]فکرم این نیست بلکه مخالفم با اون کسانی که بخواد که با
[135:25]این بزرگواران ما موضع داشت نه از نظر ما در یک موردی
[135:28]افرادی حالا شما اسم بردید من اسم نبردم افرادی گروهی تشکلی یا
[135:34]هر چیزی اون حرکت لازم در موقع رو شاید ندارد خب این
[135:39]یک موضوعی که ما تذکر میدیم اما متأسفانه بخشی از طلاب جوان
[135:43]که ما میبینیم حرکتشون به گونی اس که اصلاً افراد غیر از
[135:49]خودشون رو اصلاً از دایره کل انقلاب خارج میدانن این ک ب
[135:53]زیاده رویها و تفریطی اس که خود این روش مضره برای خیلی
[135:58]عجیب ما ب مسائل ببینید کلامی با اهل سنت که اصلاً در
[136:04]از توحید هم مشکل داریم معتقد هستیم که باید بشینیم صحبت بکنیم
[136:07]نظرات اصلاً کمکشون بکنیم اما مسائل انقلابی که پیش میاد من فقط
[136:10]یه چیز عرض میکنم یه مرضی هست و اون اینه که باید
[136:15]وظیفه ماست تکلیف ماست نظر بنده اینه که با نهایت صمیمیت این
[136:23]بزرگوار رو مثل دو برادر تنی که هستیم واقعاً برادر روحانیون با
[136:26]هم برادر یک عضو یه خانوادن ما اینها رو باید نهایت مهر
[136:30]احترام محبت علاقه داشته باشیم به به تمام معنای کلمه وحدت واقعی
[136:39]داشته باشیم نه تنها سوری قلبی داشته باشیم قبوله اما دادن ضمام
[136:43]امور در دست کسانی که در اون دقیقه ۹۰ به داد به
[136:49]حمایت رهبری بر نخواستن این برای این نظام خطرناکه من فقط عرضم
[136:53]اینه ارتفا فرمودید تعامل شما هم به عنوان جایگاه حقیقی که خودتون
[137:00]دارید هم به عنوان معهد چون اینها بالاخره د تا نکته جدا
[137:03]از هم هستن با نهادهای رسمی حوزه شورای عالی حوزه و جام
[137:09]ع بکنم که تا قبل از آقای اعرافی ما بارها نامه همکاری
[137:16]رسمی دادیم به آقایون و تقاضا کردیم پاسخ مثبتی هرگز دریافت نکردیم
[137:20]بلکه به به گونهای پاسخ دادن که با غرض و هدف این
[137:28]معهد کاملاً در تضاد بود و اما بعد از اعرافی علت خاصی
[137:30]داشت یا اینکه شاید علتش این بود که فکر که داشتن فکر
[137:37]میکردن که اون راه بهتری هست یا اینکه فکر میکردن که این
[137:43]در معهد چنین برنامههایی پایدار نیست مثلاً حالا ما که در داخل
[137:47]فکرشون که نیستیم که چه فکر میکردن ولی من حس و گمانم
[137:52]اینه فقط لکن بعد از اعرافی چرا جناب آقای اعرافی نا خیلی
[137:56]خیلی صمیمی همکاری بسیار چون اصلاً خودش فکر و انگیزش و فکرش
[138:02]با ما جهت اشتراک داشته ف لذا وقتی که اومدن نامه نوشتن
[138:05]آقای میمزی رو فرستادن برای همین اومدن معهد و خواستن از ما
[138:10]که همکاری بکنید ما هم با اینا همکاریهایی داشتیم مکاتباتی داشتیم تا
[138:14]اینکه یک نامهای من بهشون نوشتم آقا اگر بخواید چون یکی از
[138:17]حرفای اشون این بود که باید حوزه شکوفا بشد در جهت مسائل
[138:22]مستحدثه فقه معاصر من به ایشون عرض کردم آقا یک راه فقط
[138:28]دارد و اون یک راه اینه که شما متن فقهی متقن قوی
[138:33]در اختیار درس خارجی گوها بذارید الان که درس خارجی که هست
[138:36]در حوزه رائج است میگن چطوری درس خارج میگن چون کتابهای مدونی
[138:42]نوشته شده از مستمسک گرفته کتب خویی گرفته امام گرفته صاحب جواهر
[138:45]شیخ انصاری شهید اول شهید دوم صاحب ریاض مستند و و و
[138:50]دیگران این چند تا کتابو میذارن جلوشون ا نظرها رو میبینن یه
[138:53]رد و ایراد میکنن این میشه درس چی آقا خارج تا این
[138:56]متن نباشد این آقا همه رو خودشون بخوان ابتداً بگن برای اینا
[138:58]درس خارج امکان چی آقا ندارد البته یک روش عین همین برنامه
[139:03]رو گفتم در مسائل مستحدثه باشد یعنی چی یعنی شما متن مسائل
[139:09]مستحدثه داشته باشید اخت بذارید فلذا گفتم که آقا ما در طول
[139:12]این ۱۰ سال متن آماده کردیم فق در فق العباده کتاب مستقل
[139:18]در فق حکومت و سیاسه فق القضا وجزا فق اقتصاد وحقوق فقه
[139:22]الطب فقه الاسره و فقه الثقافه وفنون هر کدوم جلد مستقلی که
[139:28]هر کتابی خودش دهها موضوع در این بخشهای خودش دارد اونم به
[139:30]صورت همون سبک جواهر استدلالی مثل بقیه کتب دلیل تریر وسیل که
[139:36]چطور نوشتیم این استدلالی از آرای قدما متأخرین اوائل معاصرین همه رو
[139:41]دارد منتها حرفها برای تز دارد رد و ابرام میکند دقیقاً مثل
[139:47]سبک کتابهای خویی آقای مستمسک دیگران اینا شما این کتابها رو چون
[139:51]اتفاقاً استقبال کردن گرفتن الان در حال چاپ هست ما از این
[139:53]وضعیتی که الان تعامل ما بسیار خوبه بله یک روش این هستش
[139:59]که بیایم بگیم که تاکنون متون درسی که وجود داشته به دلایل
[140:05]مختلف نادرست هست و اصلاً همشو باید بگذاریم کنار و بعد شروع
[140:08]بکنیم بگیم اینی که ما میگیم درست هست یک روش این هستش
[140:12]که خب با احترام به این روش بیاییم در موازات اون ارائه
[140:15]بکنیم آن چیزی که ما تدوین کردیم و به مرور مدت زمان
[140:20]اونی که ارائه کردی جای خودش باد متأسفانه برخی این تحول در
[140:26]حوزه رو با تحسن و با چیزهایی دی که شما چه روشی
[140:28]رو می اون روشی رو که رهبری پیشنهاد دادن موافقم و عقیده
[140:35]من همونی است که ایشون گفتن متن باید تغییر بکند اما در
[140:39]متن کفایه مکاسب رسائل باید تغییر بکند اما به چگونه به گونهای
[140:47]که اون اتقان و مطالب و محتوای سنگینش رو در بر داشته
[140:50]باشد اما با عباراتی ساده که شخصی که در سطح هست میخواد
[140:56]بخونه از طریق عبارات ساده مسائل سنگین رو خوب حضم بکند فکر
[141:03]و مغزش رو درگیر عبارت ارجاع ضمائر و عبارت مشغول نکند که
[141:06]از اصل مطلب چی آقا غافل به مون عبارت جایگزین هم مدت
[141:11]زمانی امتحان خودشو پس داده باشه بعضیها ولی عجله میکنن یعنی احساس
[141:15]مت اون ایدآل رو عرض میکنم بله متن با هنوز تا به
[141:20]حال کسی موفق نشده و نتونسته میر ولی این همت میطلبد بله
[141:23]یعنی مثلاً از ما اگر میخواستن ما در عرض دو سه سالی
[141:30]چنین متون میتونستیم راحت تهیه بکنیم ولی کسی رو ندیدیم که هم
[141:34]و غم و دغدغه این فکر و اندیشه رو داشته باشد و
[141:38]اجرا بکند و عده و عده و بودجهی که کلان گرفتن رو
[141:44]در این جهت صرف بکنن ع بنده افات فرمودی در رسانههای مختلف
[141:49]من دیدم که به بخ از آقایون ایراد گرفتن که شما چرا
[141:55]در سایتتون بخش استفتائات قرار دادید و شما که هنوز جایگاه مرجعیت
[141:58]ندارید و این گویا برخی شائبهها رو ایجاد میکنن من از طرفی
[142:04]برای سایت شما که مراجعه کردم بودم حست عالی خب یک سری
[142:06]استفتائاتی داری ب ب این اگر یه روشنگری بفرمایید که به چه
[142:12]صورت هست این استفتائات هدف از این استفتائات این است که وقتی
[142:16]که استفتا میشد فتوا با دلیل اجمالی یعنی اشاره به کتاب سنت
[142:25]اجماع و عدلی که فقیه باید بیارد اشاره بشد این رو ما
[142:27]برای این اختیار کردیم که یک رکودی در حوزه دیدیم و یک
[142:33]نواقصی که در این استفتاءات و در این فتوا هست دیدیم استفتا
[142:36]میشد فقط جواب یک کلمه اینجور و اینجور ما این روشو غلط
[142:40]میدونیم اولاً که استفت اون کسی باید فتوا جواب بدهد که فقیه
[142:46]مطلق باشد که ما برای خودمون به روز روشن میدونیم که در
[142:49]همه ابواب به سهولت و راحتی میتونیم که اون عدله اون فتوای
[142:53]مستدل رو ارائه بدیم و دیگه اینکه میخوام این روش رو بفهمانیم
[143:00]به حوزه به زعما به همه که آقا حوزه علمیه قم فقط
[143:07]در حد پاسخ اجمالی تعبدی تحکم واجب القبول ارائه نمیدن است بلکه
[143:19]در تمام اینا استدلال دارد ما نمیخوام است استلال تفصیلی رو به
[143:23]همه ارائه بدیم لااقل میخوام سر نخهای این استدلال و این فتاوا
[143:26]رو در ضمن فتوا بیاریم تا اهلش از اساتید حوزه فضلای حوزه
[143:33]در دانشگاهها در جاهای دیگر از ندای حوزه بشنوند که آقا در
[143:36]مهمترین مسائل روز و مهمات نظام حوزه حرف استدلالی و منطقی برای
[143:43]گفتن دارد اونوقت اگ لذا این استفتا رو تکلیف خودمون میدونیم واجب
[143:48]خودمون میدونیم من اصلاً به حکم وظیفه واجبی اقدام کردم و اما
[143:52]مسئله مرجعیت و اینا اصلاً تو مخیله ما نبوده و نیست و
[143:57]اصلاً این کار غلطی میدونیم اومدن به ما سؤال کردن گفتی من
[143:59]این کارو غلط میدونم من کاری رو باید انجام بدم کار ناکرده
[144:04]باشد و الا رسالهها خب زیاد نوشته شده اصلاً وجهی نداره ت
[144:08]بنده وارد بشم رسالت بنده این است که کار ناکرده رو چیکار
[144:13]بکنم آقا انجام انجام بدم اگر یکی دیگه از آقایون که این
[144:18]ایراد براشون وارد شد بیاد با همین روش شما استدلالی پاسخ بدهد
[144:21]اونوقت اون ایراد به اون آقا برطرف میشود یعنی اون ش ال
[144:29]اگر کسی هم این کار رو بکند و به قول معروف در
[144:30]سن جوانی دم و دستگاه مرجعیت راه نندازن البته کار ایشون متینه
[144:38]به همین غرض دیگه غرض اینه باشه کار خوبیه ندار که عرض
[144:44]کردم هم بله ولی اگر چنانچه بخواد که نه بودم و دادگاه
[144:46]در جووانی مرجع راه بندازد این کار شایستهای نیست غلط نیست اشکال
[144:54]ندارد حرامم نیست گناه نیست عیبی هم نداره ولی بی حرمتی میشد
[144:59]خلاف رسم علمای سلف ماست افاد فرمودید این کار خوبی نیست خیلی
[145:04]متشکر یه نکته دیگه اینکه گاهی اوقات با حالا اف شاگردان شما
[145:12]مثلاً سوال میشود که خب مثلاً این تاییدیه اجتهاد مثلاً به چه
[145:16]صورت داده میشه آیا حضرت آیتالله سیفی مازندرانی این اینها رو میدهن
[145:22]مثلاً در مثلاً چه جای البته سؤال که ایراد بی ادبی که
[145:26]نیست که پاسخ اغلب این آقایون اینطور میشد میفرمایند که مقام معظم
[145:32]رهبری در پیام تسلیت به مرحوم آقازاده شون که حالا انش من
[145:36]خواهم رسید از عبارت فقیه مجاهد استاری کرد چون این عبارت وجود
[145:43]دارد این میخوام ببینم عرض مکنم اینه این پاسخی که این آقایون
[145:46]میدن این تراوش فکر خودشونه و بسیارم پاسخ غلطیه هرگز اصلاً و
[145:54]ابدا بنده هیچگونه تکیهای به اون بیان رهبری ندارمت در جای خود
[145:58]محترم ایشون حسن نیت داشتن بسیار حسن زن دارن و البته اون
[146:05]حلقات فعال یک تا ۶ رو ما خدمت ایشون دادیم ایشون اونا
[146:12]رو دیدن و تشخیص دادن و نوشتن از روی آگاهی و اطلاع
[146:15]بوده نوشتههای بنده رو ملاحظه کردن ولی بنده هرگز نه اتکایی به
[146:21]این دارم و نه اون کسی هم که این پاسخ رو میده
[146:26]قبول داریم این پاسخ بسیار غلطی اس ما اصلاً فی نفسه برای
[146:28]خودمون تکلیف میدونیم که بخوایم که از عرصه فقاهت چیکار بکنیم آقا
[146:35]دفاع بکنیم عرضه فقاهت یک عرصه تعبدی محصل نیست دلیل خودشو داره
[146:38]دنیا باید بداند که وقتی که فت استفتاح میشد فتوا داده میشد
[146:44]در فتوا این عدله هست آقا اصلاً من این فتوا دادن خالی
[146:47]رو غلط میدونم به طور رسمی خب تو رساله نوشتی چ چی
[146:52]برای عوام که نوشتی ولی در مسائل مستحدثه مهم روز در مسائ
[146:57]مهمات نظام در مباحثی که مبتلا به ا جامعه امروز ماست باید
[147:00]شما در کنار فتوا عدله بیارید و الا میشه یک فتوای گتره
[147:04]بله این فتوا بدد اون فتوا بدد این فتوا بدد این فتوا
[147:10]از اون بگیرد کپی بکند این این کار خ غلطیه بله شما
[147:12]اگه مجتهدی اگر فقیه هستی باید در ضمن فتوای خودت به اون
[147:19]عدله اشاره بکنی تا اهلش برن ببینن که آیا این مبنا چیه
[147:24]بخی شاید برای خودشون کس شن میدونن استدلالی نوشتن احساس میکنن اون
[147:29]مثلاً جایگاه م بنده حقیر این روش رو غلط میدونم بله یعنی
[147:33]این رو به ضرر فقاهت میدونم من به آقای سبحانی گفتم که
[147:39]در خدمتشون بودیم هم منزل ما اومدن گفتم که آقا شما یک
[147:45]خلف صالح برای ائمه برای علمای قبلی ما هستید واقعاً چرا چون
[147:49]این آثار شما تدل علیک آثار علمی که داریم کلامی ایشون خیلی
[147:55]مفصل ب پ لذا ما ما عرض ما اینه که این آقایون
[147:55]اگر کسی فقیهه واقعاً وقتی که فتوا میدهد حقش این است که
[148:02]اشاره بکنه به مبانی تحکم نباشه چون اهل نظر بدانن که این
[148:07]پس این فتوا یک عدلی هست نه اینکه همینجوری از حفظی چیزای
[148:09]چار تا دورولی رو نشستن صحبت کردن یه بگ مگوی مختصری همینجوری
[148:16]گرفتن گام نخست مسائل مستحدث مستحدث هست این روش شما قاعدتاً باید
[148:19]در مسائل جاری و همه مسائل و لذا شما ال میبین اینه
[148:26]که میگین ما حداقل ۵۰ جلد کتاب استدلالی قوی به دلیل تحلل
[148:33]وسیله مبانی فقه فعال قواعد فقهیه و مسائل مستحدث از ما چاپ
[148:37]شده قبلاً بله حداقل ۵۰ جد حالا اون نوشتههاش که به ۱د
[148:42]متجاوز نوشته شده توجه فرمودید پشتوانه اوناست ولی مخوام در مقام ارائه
[148:47]فتوا باید این به دلیل اشاره بشه تا بدانن اهل حوزه اهل
[148:54]منطقه استدلال تحکم در کار نیست م اصلاً جامعه امروزم جامعه تقریباً
[148:57]نخبگانی اس نیازم بله مخصوصاً فقه شیعه الان باید عدله خودشو ارائه
[149:02]بکنه در مقابل فقه اهل سنت تا بدانن که اونا دلیل میارن
[149:06]قیاس میارن غلط است حک ما عدله صحیح که داریم عدله خودمون
[149:12]باید چیکار بکنیم آقا بی تفسیری نها اشاره اشاره که اهلش بتونن
[149:16]بفهمن این هم برای عوام مفیده که فتوا رو عمل میکنن هم
[149:22]برای اهل نظر که بتونن از این اشارات مبانی رو چی آقا
[149:24]به دست بیار خیلب من جمعبندی و سؤال آخر انجام بدم ما
[149:29]در واقع آخرین سؤالی که خدمت حضرات بزرگوار هستیم قبل البته با
[149:35]کسب اجازه قبلی از خدمتشون در مورد بحث خانواده خودشون و ازدواج
[149:39]و فرزندان میدونیم به صلاحدید حالا هر میزانی که صلاح میدونن میفرمایند
[149:44]ما استفاده میکنیم شما هم اگر بفرمایید خش میکم من اولین باری
[149:49]که به فکر ازدواج افتادم در همون اتاقی که گفتم اتاق انفرادی
[149:52]بود در مسای لنگرودی مطالعه میکردم یک رسالهای رو اون زمان اون
[150:00]اخوی شهید ما که شهید شدن آورده بودن به من داده بودن
[150:02]مال یکی از کسانی که تازه رساله داده بودن در اون زمان
[150:08]من نگاه کردم کتابو باز کردم دیدم دارد که انسان اگر چنانچه
[150:12]خوف گناه ولو به نگاه داشته باشد ازدواج برا او واجب هست
[150:20]همین که این رو دیدم همون لحظه تصمیم گرفتم برای ازدواج ی
[150:28]انگیزه ازدواج بنده این بوده نه حالا برخی نیازهای اصلاً خوفی از
[150:33]اینکه انسان ولو با نگاه به گناه بیفتد رفتم تراق ازدواج و
[150:37]ابوی رو گفتم ابوی گفت گ بچه اقدر پررو نمیشد که بیا
[150:42]تو ازدواج بکن حالا به این لفظ که نگفته ولی برخوردشون اینجور
[150:49]بوده چون در اونجا خیلی زشته که یک جوان خودش در مادر
[150:50]شم ازدواج بکنم اون زمان ما اینجور بوده توجه فرمودید چند سالگی
[150:55]شما ازدواج کردید ا من داشتم کفایه میخوندم دیگه ۲۰ ۲۱ حدودن
[151:00]بله دیگه همین حدود بله خلاصه آقا رفتیم اونجا و و گفتم
[151:07]من تکلیفمه شما من باید انجام بدم وظیفه دارم و خلاصه آقا
[151:10]پیشنهاداتی اومده ۸ ده ۱۵ مورد هی استخاره میکردم بعد میومده حالا
[151:15]کی بود ۲ هفته تعطیلی بین تحصیل این زمان ۲۸ سفر بوده
[151:20]در این زمان بوده گفتم خدایا از این دو هفته تقریباً یه
[151:25]هفته من گذشته یه هفته که بیشتر نمونده پس من دیگه میخوام
[151:27]برم قم دیگه تموم شد من تکلیف خودم انجام دادم درست همون
[151:33]زمان یک پیشنهادی اومده رفتم استخاره کردم همون سید محمد همون سید
[151:38]بهشتی که گفتم بلو ایشون آی اومد الطیبین طیبین و طیبین طیبات
[151:43]بله طیبات طیبین و طیبین طیبات این آیه اومده و خب اقدام
[151:49]کردیم اقدام کردیم و همون در عرض یک هفته از منطقه خودتون
[151:54]بودن هم ب از منطقه خودمون بودن همون در عرض یک هفته
[151:55]عقد و عروسی رو همه رو یکسره کردیم عجب بله چرا به
[152:01]خاطر اینکه میدونستیم مزاحم دست ما میشه هی وسط این بین عقد
[152:06]و عروسی فاصله گذاشتن هی بیا بلرو این ذهن رو مشوش میکنه
[152:09]ذهن باید آسوده باشه درگیر نباشه ف لذا در از یک هفته
[152:13]اول هفته عقل خوندیم خودم قبول رو خوندم ایجاب رو همون آقای
[152:16]بهشتی خونده و بعد از اینکه البته شب اولی که شب زفاف
[152:20]باشه خانواده رو تخت بوده من پایین نشسته بودم طوری بود که
[152:25]ایشون رو تخت و من پایین رو به قبله میخواد نماز بخونم
[152:26]موقع غروب بوده دیگه نماز از من در حالی که نماز مغرب
[152:31]رو وقتی خوندیم من خوندم پشت به ایشون بودم خوندم بعد از
[152:34]نماز مغرب رو به ایشون کردم همون شبی که شب زفاف هست
[152:40]بله رو بهشون کردم گفتم من طلبم زندگی من اینه اینه این
[152:49]مهمان نمیتونم زد قبول بکنم و من اونجور مخارج نمیتونم تأمین بکنم
[152:54]میتونید تحمل بکنید گفتن بله ف لذا این از اول همونجا قضیه
[152:59]طلبگی خودمون رو باشون مطرح کردیم قبل از ازدواج یعنی قبل از
[153:03]عقد صحبت رو نکردی این نه نه نه قبل از عقد نه
[153:07]بعد از اینکه عقد شد بله خیلی این شب اول گفتیم این
[153:11]رو که اتف حجت بشه تا الانم حتماً همراه بودن دیه با
[153:13]این شرایطی که ف از ما هم جلو ترن اتفاقا جبهه و
[153:18]درس وهمه چیز فرزن هم بفرمایید ما خ بله فرزندان که خب
[153:26]چار تا از ذکور سه تا از ب هه تا ذکور و
[153:30]سه تا از اناث که هستن منتها یکی از این فرزندان یک
[153:32]واقعه عجیبی که اتفاق افتاد محمد جواد ما بود و اون این
[153:37]بود که قبل از اینکه اشون متولد بشد اسم ایشون رو ما
[153:42]تأیید نکردیم دیدم یه دستی اومده به ما یه کارت تبریکی داده
[153:44]به زرکوب رویا دیدی رویا بله زرکوب نوشته محمد جواد به عربی
[153:52]البته من تصمیم داشتم اسمشو علی بذارم و این رو دیگه اسمشو
[153:56]ع به همون نوشته عمل کردیم محمد جواد گذاشتیم بله و کامل
[154:02]بفرمایید ایشون چه اتفاقی براشون بعدها افتاد و خب ایشون دیگه بسیار
[154:06]در درس و بحث و تبلیغ و در عرس همه عرس موفق
[154:10]بودن دیگه الان فرصتی که نیست که ما تفسیر بدیم چرا دو
[154:15]سه دقیقه بفرمایید جمعبندی بله ایشون خب در جهت تحصیل در تمام
[154:18]جلسات خصوصی ما بود عمومی ما بود و اومده بودن اون ادبیات
[154:24]که میخوندم من یه روز بهش گفتم که پسر جان شما ادبیاتی
[154:26]که خوندی الان بیا یک فهرست تفصیلی از کتب ادبی برای من
[154:32]بگیر همه کتب ادبیات از شذور ذهب سیوطی ابن عقیل مغنی دیگران
[154:39]دیگران جمع بکن تو فقط بیاد واسه من یه فهرست تفسیری بگی
[154:42]کدوم فلان موضوع ریز رو فلان ادیب کجا مطرح کرده ایشون رفته
[154:47]و برگشته و یک فهرست تفسیری که من هنوز از فهرست ایشون
[154:50]استفاده میکنم الان اون زمانی که ادبیات خونده بود بض همون سبب
[154:56]شد که ایشون خودش دیگه دنبال کاربردی ادبیات رفته تدریسی ادبیات داده
[155:01]که الان داره چاپ میشه این ادبیات ایشون و در بحثهای علمی
[155:07]بوده خارج بوده جلسات تخصصی متشکل مهمی بوده مطرح میکرده و ما
[155:16]هم از این ا ایشون اشکالات ایشون خب طبعاً مستمع سخن را
[155:19]بر سر کار آورد خیلی استفادهها میکردیم از این بله دیگر فرزندان
[155:23]و حالا اون فرزن تصادف که هست اون هم بفرمای تصادفی که
[155:29]ایشون رفته بودن برای تبلیغ میرفتن یک روزی یک آقایی بود به
[155:35]نام بهشتی پور شیخ فاضلی بوده اومده بود در محل ما به
[155:39]من گفت که آقا این شرای مدیریت ما رو اذیت میکنه گفتم
[155:41]چرا اذیت میکنه گفت من طرحی دارم برای پیشبرد طلاب مدرسهای رو
[155:46]داره کردیم اینا تصیب نمیکنن من به آقایون گفتم خ آقای محمد
[155:49]جواد با دوستانشون گفتیم ببینید مطالب بکنید اگر چنانچه پسندیدید برید شرای
[155:54]مدیریت از طرف ما حمایت بکنید ازشون بعد از مدتی خلاصه آقای
[155:58]محمد جواد با ایشون صحبت کردن به این نتیجه رسیدن گفت پدر
[156:03]من با ایشون به این نتیجه رسیدم ایشون اهل نز سنندج هست
[156:08]اصلاً طرح خودش رو به درون مدرسه پیاده بکنه به همون ولایت
[156:10]خودش گفتم خیلی خوب با هم رفتن که طرح اونجا دادند و
[156:15]پیاده بکنن که در اثنا این قضیه پیش اومده و به رحمت
[156:20]خدا رفتن و خیلی هم حالا برای بله اطرافیان و خیر از
[156:22]علاقمندان فرزندان دیگر ذکور هم که آقا روحالله هست و آقا ابوالقاسم
[156:27]هر دو درس خارج یکی بیشتر داره ابوالقاسم ما خب تدریس میکنه
[156:31]مکاسب کفایه تدریسم میکنه چند سالیه و روحال هم یه پن ش
[156:40]سالی درس خارج هست مشغولن به درس و از فرزندان دختر ما
[156:43]هم اکثرشون هم در جان زهرا هستن تدریس میکنن اوناهم طلب گز
[156:50]کنن و عسن طلب خیلی عالی خیلی متشکر و مقابل صدود وقت
[156:56]اذان هم هست و دیگه باید جمعبندی بکنیم انشالله امیدوارم این بحث
[157:00]ما هم برای مخاطب هم بسیار حالا مفید باید قرار بگیره و
[157:05]از شما تشکر میکنم امروز روز پنجشنبه دیگه وقت کاملتون رو گرفتیم
[157:09]و اختصاص دادید به انشا که تقبل انش المخلصین با دعای شما
[157:17]انش ان السلام علیک ز الله ان شا
0 Comments
sort Sorteer op
- Top Reacties
- Laatste Reacties
Volgende
9 Bekeken · 26/04/06
0 Bekeken · 23/07/20
3 Bekeken · 23/07/26
2 Bekeken · 23/12/21
