أهم مقاطع الفيديو
41 الاجتهاد و التقليد، المسألة الثانية عشرة، و أما في ...، ص30 - الأستاذ: سماحة السید عماد الحکیم
گزیده درس هشتاد و سه در درس قبلی به سه اشکال بر دلیل اثبات وجود ماده اشاره گردید و از آنها جواب گفته شد. در این درس به دو اشکال باقیمانده پرداخته میشود که این دو اشکال هم بر همان دلیل اثبات وجود ماده است. بررسی این اشکال و پاسخهای آن، پایانبخش مباحث فصل پنجم از مرحله ششم است. مستشکل اشکالش را این طوری مطرح میکند که ماده فی نفسه یک جوهر بالفعل است و چنانچه به همین ماده از جهت دیگر نگاه کنیم، حیثیت پذیرش صور و اعراض دیگر را نیز دارد و از اینرو میتوان گفت که خود ماده هم مرکب از صورت و ماده است. سپس هر مادهیی که برای مادههای بعدی اثبات میشود به همین شکل است و از یک صورت بالفعل و یک مادهی دیگر ترکیب یافته و این ترکیب به همین شکل تداوم مییابد و در نتیجه تسلسل لازم میآید. از این مسئله دانسته میشود با توجه به اینکه در هر ماده دو حیثیت ملاحظه میشود، ولی گفته نمیشود که ماده مرکب از ماده و صورت است، باید همین سخن را در جسم هم گفته شود با وجود اینکه دو حیثیت در آن دیده میشود، بازهم جسم مرکب از ماده و صورت نیست. مرحوم علامه در ادامه به یک اشکال دیگر هم اشاره میکند که در ادامه به هر دو جواب آن دو نیز پرداخته میشود. کلیدواژه: ماهیت ماده و اثبات وجود آن.
27 الاجتهاد و التقليد، المسألة التاسعة، و لا يجوز تقليد...، ص22 - الأستاذ:سماحة السید عماد الحکیم
گزیده درس دوصد و بیست و یک (19) مرحوم محقق در مسئله سوم راجع به احکام ماه مبارک رمضان، چندین مسئله کلی را مطرح کرد و در ادامه تحت عنوان «و فی هذاللباب»، شش مسئله مبتلابه مربوط به ماه رمضان را مطرح میکند. اولین مسئله این است که کسی تمام ماه مبارک یا برخی از آن را به دلیل بیماری از دست بدهد و نتواند روزه بگیرد، در این مورد چند حالت وجود دارد که مرحوم محقق احکام آن را در قالب چهار فرع بیان میکند. مسئله دوم، این است که اگر کسی بمیرد و بر ذمهاش از ماه مبارک رمضان چیزی باقیمانده باشد باید ولیاش آن را قضا نماید. حالا اینکه ولی او کیست؟ در ضمن این مسئله توضیح داده شده است. کلیدواژهها: بیماری در ماه رمضان.
الدرس385 دوران الأمر بین المتبائنین (السادس هل یشترط....) ص310 - الأستاذ: سماحة السید عادل الحکیم
اسم اعظم اور اتھ بارس منز مختلف شرعی مسائل ۔غیر اسلامی اور ناجائز مھفلن منز شرکت چھی ناجائز ۔ناجائز فیلم چھی تماش کرن حرام اور سو فیلم یم سیت انسان حرامس منز مبتلا سپدہ سو فیلم چھی وچھن ناجائز ۔ اور سینما چھو بذات خود جان چیز ۔ لیکن اگر ام سیت گناہس منز مبتلا سپدہ اتھ کن چھنہ تلہ ناجائز ۔ اسکول اور امک احکام ۔
گزیده درس صد و چهل درس صد و سی و چهل از «قال: و التعقل و التجرد متلازمان لاستلزام انقسام ...»، شروع شده است و تا «و هی فلا یلزم ما ذکر من المحال»، ادامه دارد. مرحوم خواجه میفرماید که تعقل و تجرد متلازم است، یعنی علم، ادراک و تعقل با جسم و جسمانیت نمیسازد و مال تجرد است. به خاطر اینکه حال و محل باید مجرد باشد و چنانچه مجرد نباشد باید دارای اجزاء و قابلتقسیم باشد و علم در محل غیر مجرد حلول کند به اقسامی تقسیم میشود و بهم میخورد. اشاره گردید که دو تا حکم وجود دارد: اولی این بود، هر معقول، ادراک و صورت علمی مجرد است و چنانچه مجرد نباشد در نفس حلول کند متجزی بودن نفس لازم میآید. دومی، اینکه هر چیزی مجرد باشد، خودش تعقل هم میکند. به این معنا، اضافه بر اینکه صور معقوله مجرد است، هر مجردی خودش تعقل نیز میکند. مرحوم علامه میفرماید: دلیلی که ارائه شده است در نهایت ضعف است. کلیدواژه: تلازم تعقل و تجرد.
12 الحكم الواقعي و الظاهري1 دروس في علم الأصول، الجزء الثانی، ینقسم الحکم الشرعی....، ص15 سماحة الشیخ فلاح سبتی
گزیده درس دوصد و چهل و شش بحث در بارهی نسبت شعر و اخلاق است. در درس گذشته بیان شد که یکی از مباحث مهم از منظر دینی نسبت شعر و اخلاق است و در منابع دینی نسبت به شعر نگاه منفی وجود دارد و مثل تینکه شعر یک پدیدهی منفی و ضد ارزشهای اخلاقی است. گفته شد که ارسطو شعر را فارغ از اخلاق تصور میکند و شاعر را ملتزم به آموزهها و ارزشهای اخلاقی نمیداند. وقتی شعر در فضای دینی مطرح میشود، در آن، اخلاق به یک مسئله بدل میشود و یک شاعری که به ارزشهای اخلاقی اعتقاد دارد نمیتواند ارزشهای دینی و اخلاقی را نادیده بگیرد. با توجه به این مطلب این سئوال مطرح شده که کلام «اکذبه اعذبه: شعر هرچه دروغتر باشد، شیرینتر است»، این را چگونه میتوان با اخلاق جمع کرد؟ به دیگر سخن، یک شاعر مجاز است که بتواند از اغراق و آرایهها در شعر استفاده کند؟ مرحوم مصنف، کذب در شعر را به دو معنا تفسیر میکند: اوّل، کذب در مراد جدی انجام گیرد، این قطعاً دروغ است و ضد اخلاق میباشد. دوّم، شاعر در مراد استعمالی گرفتار کذب شود، چنین دروغی امر ناپسند نیست. به این معنا شاعر در شعر خود از اغراق و آرایهها استفاده میکند و همانند یک کاریکاتوریست که بینی انسانی را بزرگ یا کوچک رسم میکند یا عاشق کمر معشوقهاش را به تار باریکی تشبیه میکند، این روایت مبالغهآمیز همراه با بزرگنمایی یا کوچکنمایی است و این از نظر دینی امر ناپسندی نیست. کلیدواژه: نسبت شعر و اخلاق.
Bəzi şəxslər üçün qəbr sıxıntısı və sorqu-sualı olmayacaq, o cümlədən şəhidlər,uşaqlar,dlilər,qasir cahillər. Qəbr sıxıntısına birsıra amillər səbəb olar o cümlədən qeybət, israf, bədəxlaqlı olmaq,namazı yüngül saymaq və sair