Volgende

یاسین می خونم نزدت #shorts

0 Bekeken· 25/08/10
In

[اللَّهُمَّ طَالَ الاِنْتِظَارُ] کاش نشانی از تو داشتم؛ که وقتی در راهِ مَشّایه که دیدَمَت... بنشینم و یک دلِ سیر... از روزهایی بگویم... که بینِ گریه... فقط نامَت را بر زبان می‌آوردم! آن روز... قطعا روزِ قیامتِ من است! [خرّم آن لحظه که مشتاق، به یاری برسد!]

Laat meer zien

 0 Comments sort   Sorteer op


Volgende