أحدث مقاطع الفيديو

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و پنجاه و پنج در درس گذشته بحث راجع به قیاس خلف بود و توضیح اجمالی آن بیان گردید و روشن شد که قیاس خلف، یک قیاس غیر مستقیم برای اثبات برخی از مدعاها است. در حقیقت برخی از مدعاها را نمی‌توان به شیوه‌ی مستقیم اثبات و دلیل درستی یا نادرستی آنها را بیان کرد. در چنین مواردی می‌توان با شیوه‌ی غیر مستقیم این گونه مدعاها را اثبات با ابطال نمود. اثبات و ابطال مدعاها به این شیوه است که نقیض مدعا را اثبات یا ابطال کرد برای اینکه اجتماع نقیضین و یا ارتفاع آن درست نیست. بنابراین از اثبات یا ابطال یک نقیض، طرف دیگر آن اثبات یا ابطال می‌شود و چنانچه اثبات و یا ابطال نشود ناگزیر باید به اجتماع نقیضین یا ارتفاع آن تن بدهیم.در واقع این یک قیاس استثنایی است که کبرای آن از راه لزوم خلف اثبات می‌شود. برای اینکه در صورت صدق نقیض، خلف لازم می‌آید از یک قیاس اقترانی شرطی استفاده می‌شود که مرکب از یک متصله و یک حملیه است. مقدم این متصله همان مطلوب، اما به صورت منفی است و تالی آن، نقیض مطلوب می‌باشد و حملیه همان قضیه‌ای است که بنا بر فرض، صادق است. اثبات یک قضیه از راه خلف این گونه است: اگر نقیضه صادق نباشد، نقیض آن صادق خواهدبود، اما نقیض آن صادق نیست، زیرا صدق آن مستلزم خلف است. پس باید مطلوب صادق باشد، پس باید نتیجه صادق باشد. کلیدواژه: قیاس خلف.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و پنجاه و شش بحث در باره‌ی قیاس مرکب است، مرحوم مصنف آن را در یک تقسیم‌یندی به قیاس خلف و قیاس مساوات تقسیم کرد. مباحث مربوط به قیاس خلف در درس گذشته به پایان رسید و در این درس به بررسی قیاس مساوات پرداخته می‌شود. قیاس مساوات، قیاسی است که به ظاهر از دو مقدمه تشکیل می‌شود، ولی در واقع متکی بر یک مقدمه بیرونی است و در مجموع از نوع قیاس‌های مرکب محسوب می‌شود. مثال معروف قیاس مساوات، همان مثال: «الف مساوی ب است، و ب مساوی ج است، پس الف مساوی ج است.» در حقیقت این قیاس مبتنی بر این مقدمه خارجی است که «مساوی مساویِ شئ مساوی آن شئ است.» صورت واقعی این به شکل زیر است: «قیاس اوّل: الف مساوی ب است و هر مساوی ب، مساوی مساویِ ج است. پس الف، مساویِ مساویِ ج است». کلیدواژه: قیاس مساوات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و پنجاه و هفت بعد از بررسی قیاس و اقسام آن، مرحوم مصنف به مباحث استقراء می‌پردازد. ایشان در ابتدا استقراء را تعریف می‌کند: «هو أن یدرس الذهن عدة جزئیات فیستنبط منها حکما عاما: استقراء عبارت است از آنکه ذهن پاره‌یی از جزئیات را بررسی کند و از آنها یک حکم عمومی استنباط نماید.» در واقع، استقراء بر عکس قیاس، استدلال به خاص بر عام است و قیاس استدلال به عام بر خاص بود. سپس مرحوم مظفر استقراء را به استقراء تام و استقراء ناقص تقسیم می‌کند. اگر تمام جزئیات موردنظر بررسی شوند، آن را استقراء تام گویند که یقین‌آور است. اگز تنها بخشی از جزئیات بررسی شوند آن را استقراء ناقص می‌گوید. کلیدواژه: استقراء

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و پنجاه و هشت بحث در بارۀ استقراء است و در درس گذشته سه مسئله مطرح گردید که برای این درس به عنوان مقدمه مطرح می‌شود. آن سه مسئله عبارت است از: اوّل، اینکه تمامی امور و قواعد کلی منطقی و فلسفی استقراء است. به عبارت دیگر، هر قاعده‌ عام و قانون کلی که در منطق وجود دارد، اساس و مبنای آنها، استقراء است. دوّم، استقراء به استقراء تام و ناقص تقسیم گردید و به طور معمول استقراء تام دستگیر انسان نمی‌شود و از این جهت تمام استقراهای ناقص است که انجام می‌گیرد. سوم، اینکه استقراء ناقص مفید یقین نیست، بلکه مفید طن می‌باشد. با توجه به این مسائل سه‌گانه مرحوم مظفر این شبهه‌ را مطرح می‌کند که تمام قوانین عام و کلی در منطق مبنای استقرای ناقص دارد و آن مفید ظن می‎باشد و بر این اساس در منطق، قواعد عام و قوانین کلی یقینی وجود ندارد. ایشان برای رفع این شبهه گفته است که استقراء دارای اقسام مختلفی است که تنها برخی از آنها ظنی است و سپس چهار نوع را نام می‌برد. اوّل، استقرایی که مبتنی بر مشاهده تنها باشد، این نوع استقراء چنانچه ناقص باشد، یقین‌آور نیست. دوّم، استقرایی که علاوه بر مشاهده‌ی جزئیات مبتنی بر تعلیل و تحلیل نیز می‌باشد. کلیدواژ: شبهه استقراء ناقص.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و پنجاه و نُه بحث در بارۀ شبهه‌یی است که راجع به استقراء ناقص مطرح گردید و در درس گذشته دو نوع از اقسام استقراء بیان گردید. سوم، استقرایی که مبتنی بر بداهت عقلی است، مانند حکم به اینکه کل بزرگتر از جزء است. این نوع استقراء که در آن صرف تصور طرفین و نسبت برای تصدیق کفایت می‌کند، یقین‌آور است و در حقیقت نمی‌توان آن را استقراء به‌شمار آورد، برای اینکه اصلاً بر مشاهده توقف ندارد. چهارم، استقرایی که مبتنی بر تماثل و تشابه کامل میان جزئیات است. در استدلال‌های هندسی موارد فراوانی از این نوع استقراء وجود دارد و این نوع استقراء نیز یقین‌آور است. پس از بیان اقسام چهارگانه استقراء، روشن می‎شود که استقراء ناقص فقط در صورتی که مبتنی بر مشاهده‌ی تنها باشد، افاده یقین نمی‌کند. کلیدواژ: شبهه استقراء ناقص.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت بحث در باره‌ی در تمثیل است و آن سومین قسم از اقسام حجت می‌باشد. تمثیل عبارت است از «اثبات حکم در یک جزئی با استناد به ثبوت آن در یک جزئی دیگر که مشابه آن است.» مرحوم مظفر می‌فرماید: در اصطلاح فقهی تمثیل قیاس محسوب می‌شود و استدلالِ یقین‌آور نیست و حجیت آن در فقه اثبات نشده و فقها آن را معتبر نمی‌دانند. تمثیل دارای چهار رکن است: اوّل، اصل [جزئی اوّل که ثبوت حکم برای آن معلوم است]؛ دوم، فرع [جزء دوم که حکم برای آن اثبات می‌شود]؛ سوم، جامع [جهت شباهت میان اصل و فرع]؛ چهارم، حکم [چیزی که ثبوت آن برای اصل معلوم است و آن برای فرع اثبات می‌شود]. آیا تمثیل از نظر منطقی اعتبار دارد؟ مرحوم مصنف می‌فرماید: ارزش ندارد و همانگونه که فقها گفته‌اند که ارزش ندارد. برای اینکه نمی‌توان از چند ویژگی دو شخص حکم کرد که این دو شخص در تمام جهات شبیه یکدیگرند. اگر هر دو قد برابر دارند، دارای رنگ چهره یکسانند و ...، نمی‌توان حکم کرد که هر دو مجرم‌اند. کلیدواژه: تمثیل.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و یک یک نکته از بحث تمثیل باقی ماند و آن نکته این بود که گفته شد، تمثیل از نظر منطقی و فقهی ارزش ندارد، ولی در پایان بحث مطرح شد که تمثیل می‌تواند در یک صورت مفید یقین باشد که مستنبط العله باشد. گفته شد که تمثیل در اصطلاح فقهی قیاس نامیده نمی‌شود و ارزش ندارد، ولی در صورتی‌که در دلیل شرعی تصریح شده باشد که علت تامه حکم اصل، همان جامع میان اصل و فرع است که در این صورت معتبر خواهدبود.در ادامه مرحوم مظفر وارد باب ششم [صناعات خمس] می‌شود. ایشان در ابتدا چند مقدمه را بیان می‌کند: اوّل، مباحث منطقی به صورت و ماده تقسیم می‌شود که مباحث مربوط به صورت گذشت و مهم‌ترین بحث آن، اشکال اربعه بود. مرحوم مصنف در باب ششم وارد مباحث ماده شده است و ماده را این‌گونه تعریف می‌کند. «ماده قیاس عبارت است از نفس مقدمات قیاس با قطع نظر از نحوه‌ی تألیف آنها.» ماده قیاس گاهی مورد تصدیق است و گاه نیست. در صورت اوّل ممکن است یقینی باشد و امکا دارد یقینی نباشد. از اینرو قیاس با توجه به مقدمات مخالف آن و نتیجه‌یی که در بردارد و هدفی که از تألیف آن موردنظر است به پنج قسم تقسیم می‌شود: برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه و بحث از این اقسام و کابررد آنها صناعات خمس گفته می‌شود. کلیدواژه: صناعات خمس.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و دو بحث در باره‌ی قیاس است و در درس گذشته راجع به صناعات خمس اشاره شد. در این درس در ارتباط با «مبادی مطالب» یا «مبادی ‌قیاس‌ها» بحث می‌شود. پیش از اینکه مرحوم مصنف به این بحث بپردازد به این مطلب اشاره می‌کند که مقدمۀ هر قیاسی یا بدیهی یا نظری است. اگر نظری باشد لزوماً به بدیهی منتهی خواهدشد و در غیر این صورت آن نظری هرگز معلوم نمی‌شود و نمی‌تواند مقدمه قیاس و واسطه برای معلوم شدن قضیه دیگر باشد. مقدمات بدیهی را که خودبه‌خود معلوم‌اند به «مبادی قیاس‌ها» مشهور هستند، بر هشت دسته تقسیم می‌شوند: یقینیات، مظنونات، مشهورات، وهمیات، مسلّمات، مقبولات، مشبهات و مخیلات. هر کدام از اینها دارای اقسامی می‌باشد. مرحوم مظفر بحث را از یقینیات شروع و برای یقین دو معنا ذکر می‌کند: اول، یقین به معنای اعم که مطلق اعتقاد جزمی است. دوم، یقین به معنای اخص که اعتقاد مطابق با واقعی است که از روی تقلید نیست و نقیض آن باطل است. مقصود از یقین، همین معنای دوم است که خود بر دو نوع تقسیم می‌شود. سپس قضیه یقینی به بدیهی و نظری تقسیم می‌شود و چون قضیه یقینی نظری در نهایت به بدیهی تبدیل می‌شود، از این جهت بدیهیات از اصول یقینیات محسوب می‌شود. بدیهیات به حکم استقرا به شش دسته: اولیات، مشاهدات، تجربیات، متواترات، حدسیات و فطریات تقسیم می‌گردد. کلیدواژه: صناعات خمس و مبادی قیاس‌ها.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و سه در درس گذشته اشاره شد که بدیهیات به حکم استقراء به شش قسم تقسیم می‌شود که عبارت است از: اولیات، مشاهدات، تجربیات، متواترات، حدسیات و فطریات. مرحوم مظفر در ابتدا اولیات را توضیح می‌دهد و سپس به سراغ سایر اقسام ششگانه می‌رود. اولیات، قضایایی هستند که عقل آنها را ذاتاً و بدون اینکه نیازی به سبب بیرون از خود قضیه داشته باشد، آن را تصدیق می‌کند. در این موارد نفس تصور موضوع و محمول و توجه به نسبت میان آنها برای تصدیق و اذعان به آن کفایت می‌کند. البته، این به معنای آن نیست که یک قضیه اولی همواره مورد تصدیق همگان است؛ بلکه امکان دارد افرادی به دلیل نداشتن تصور درست و کامل از موضوع یا محمول یک قضیه اولی، آن را انکار یا مورد تردید قرار دهند. کلیدواژه: اولیات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و چهار در درس گذشته اولیات توضیح داده شد، رسیدیم به مشاهدات که قسم دوم یقینیات تشکیل می‌دهد. نام دیگر، مشاهدات، حسیات است؛ به این معنا که انسان برای یک تصدیق نیاز به مشاهده حسی دارد. مشاهدات یا محسوسات قضایایی‌اند که به واسطه‌ی حس ادراک می‌شود. حس بر دو قسم ظاهری و باطنی تقسیم می‌شود: اوّل، حس ظاهری عبارت است از: بینایی، شنوایی، چشایی، بویای و لامسه. دوم، حس باطنی، قضایایی‌اند که به وسیله‌ی حس باطنی ادراک می‌شود، به آن «وجدانیات» نیز گفته می‌شود. بعد از اینکه مرحوم مصنف، مشاهدات را بررسی می‌کند، به مجربات می‌پردازد. مجربات قضایایی‌اند که عقل به خاطر تکرار مشاهده‌ی حسی به آن حکم می‌کند. فرق مجربات با مشاهدات در این است که اولاً، حسیات قضایای شخصی‌ و مجربات قضایای عام‌اند. ثانیاً، در محسوسات نیاز به تکرار نیست و حال آنکه مجربات نیاز به تکرار دارد. سوم، در تجربات نیاز به قیاس است و حال آنکه این در محسوسات وجود ندارد. کلیدواژه: مشاهدات و مجربات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و پنج در درس گذشته گفته شد که کیفیت استنتاج در تجربیات از نوع قیاس استقراء ناقصی است که مبتنی بر تعلیل و مفید یقین می‌باشد. مرحوم مصنف معتقد است که هر قضیه‌ی تجربی مبتنی بر دو قضیه است: یکی، استثنایی و دیگری، اقترانی است. ایشان برای قیاس استثنایی مثال می‌زند که چنانچه پیدایش یک اثر به شکل تصادف باشد، آن اثر به صورت مداوم و همیشگی تحقق نمی‌یافت، در حالی چنین اثری به طور مستمر و همیشگی تحقق یافته است. از این جهت معلوم می‌شود که تصادفی نیست؛ بلکه بر اثر یک علت بوده است. قیاس اقترانی بدین صورت است که پیدایش یک اثر، معلول یک علت است، معلول هر علت محال است که از علت خود جدا شود، پس این اثر محال است از علت خود جدا شود. لذا، دو مقدمه‌ی قیاس استثنایی و نیز کبرای قیاس اقترانی بدیهی‌اند و از اینرو، حکم در مجربات در نهایت به قضایای اولیه و مشاهدات برمی‌گردد. در آخر بحث مجربات مرحوم مظفر می‌فرماید: تمام تجربیات یقینی نیست، چون گاهی به اشتباه، چیزی که علت نیست به عنوان علت درنظر گرفته می‌شود یا اینکه مشاهِد علت ناقصه را به جای علت تامه و یا مابالعرض به جای مابالذات قرار می‌دهد. کلیدواژه: مجربات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صدو شصت و شش در این درس استاد در ابتدا به مباحث باقیمانده‌ی مجربات می‌پردازد و اضافه بر محتوای کتاب به نظریه‌ی فلسفه علم یا تجریبات در این زمینه نیز اشاره می‌کند. ایشان بعد از اینکه بعد از این مباحث مربوط به مجربات را به پایان می‌برد، به متواترات می‌پردازد. متواترات قضایایی‌اند که به خاطر گزارش دادن جمعی از مردم به آنها یقین حاصل می‌شود. این یقین در صورتی بدست می‌آید که خبردهندگان در گام اوّل توافق‌شان بر کذب محال باشد و در گام دوّم احتمال خطای تمام آنها در فهم حادثه وجود نداشته باشد. کلیدواژه: مجربات و متواترات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و هفت تا به حال مباحث چهار دسته از اقسام یقینیات بررسی گردید و در این درس به حدسیات پرداخته می‌شود که قسم پنجم یقینیات را تشکیل می‌دهد. مرحوم مصنف در حدسیات چهار بحث را دنبال می‌کند: اوّل، تعریف اجمالی حدسیات است. دوم، ذکر سه مثال برای تبیین حدسیات می‌باشد. سوم، به تشابه و تمایز حدسیات و مجربات می‌پردازد. چهارم، آیا حدسیات مانند همان اولیات عمومیت دارد یا نه؟ ایشان حدسیات را به قضایایی تعریف می‌کند که منشاء آن حدس قوی نفس است. در حدسیات همانند مجربات، مشاهده‌ی مکرّر و تقارن با یک قیاس خفی مطرح است. تفاوت حدسیات با مجربات در این است که در مجربات تنها حکم به وجود سبب پدیده می‌شود، بدون آنکه ماهیت آن مشخص گردد، بر خلاف حدسیات که در آن علاوه بر وجود سبب، ماهیت آن نیز بیان می‌گردد. از این جهت قیاسی که در مجربات به کار می‌رود همواره به یک شکل است، اما قیاسی که در حدسیات به کار می‌رود در موارد مختلف گوناگون می‌شود. کلیدواژه: حدسیات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و هشت. بحث در بارۀ حدسیات است. در درس گذشته تعریف حدسیات و مثال‌های سه‌گانه‌ی مربوط به آن مورد بررسی قرار گرفت. بحث سوم مربوط به تشابه و تمایز حدسیات با مجربات است که توضیحات آن در درس گذشته بیان گردید و در این درس به تطبیق آن پرداخته می‌شود. مرحوم مظفر در مورد تشابه و تمایز حدسیات و مجربات فرمود که آن دو از جهت نیاز به تکرار و نیاز به قیاس خفی شبیه‌اند؛ ولی از یک جهت از یکدیگر تمایز دارند. تمایزشان در این است که تجربه برای انسان علت‌مایی را کشف می‌کند، بدون اینکه علت و ماهیت آن علت را بیان نماید. امّا در حدسیات افزون بر اینکه علت کشف می‌شود، چیستی آن علت نیز مشخص می‌گردد. در ادامه ایشان به یک تشابه دیگر نیز اشاره می‌کند و آن تشابه این است که مجربات و حدسیات هر دو به مجرِب و حدس‌زننده اختصاص دارد. مجربات، متواترات و حدسیات را نمی‌توان از راه مباحثه و گفتگو اثبات کرد، بلکه باید همان راهی که یک فرد پیموده، دیگران هم طی کنند تا به یقین برسند. کلیدواژه: حدسیات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و نُه بحث در باره‌ی آخرین قسم از اقسام یقینیات است. آخرین قسم از یقینیات، فطریات است که در این درس مورد بررسی قرار می‌گیرد. مطلب اول، در بارۀ تعریف فطریات است که مرحوم مصنف آن را این گونه تعریف کرده است: فطریات، قضایایی است که قیاس‌های آنها همراه‌شان است. یعنی حد وسطی که برای تصدیق به یک قضیه فطری لازم است، همواره در ذهن حاضر می‌باشد و نیازی به طلب و کسب ندارد. امّا اینکه فطریات جزء بدیهیات است یا نظریات؟ در این زمینه سه قول را استاد بیان داشته است: یک، جزء بدیهیات اولیه است. دو، جزء بدیهیات ثانویه است. سه، از سنخ نظریات است. کلیدواژه: فطریات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس هفتاد بحث در باره‌ی اقسام علم است و قبلا گفته شد که علم خودش به هشت دسته قابل‌قسمت است. اولین قسم آن، یقینیات بود که خودش به شش قسم گردید و قسم دوّم از اقسام علم، مظنونات یا علوم ظنی است که مرحوم مظفر در ابتدا ظن را تعریف و توضیح می‌دهد و سپس به اقسام آن اشاره می‌کند. ظن در لغت به معنای اعتقاد غیر یقینی است. یعنی اعتقاد به یک امر غائب بر اساس حدس یا تخمین، بدون آنکه آن امر مشاهده یا دلیلی داشته باشد، اعم از اینکه آن اعتقاد قطعی و مطابق با واقع امّا غیر مستند به علت باشد و خواه اینکه قطعی نباشد و احتمال طرف دیگر نیز وجود داشته باشد. ظن خودش به ظن عام و ظن خاص قسم تقسیم می‌شود. اما ظن از نظر منطق‌دانان، بیانگر طرف راجح است همراه با احتمال طرف دیگر. بنابراین مظنونات قضایایی‌اند که به پیروی از ظن غالب تصدیق می‌شود و در عین حال احتمال نقیض آن نیز وجود دارد. کلیدواژه: مظنونات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و هفتاد و یک بحث در باره‌ی مشهورات است. این بحث یکی از مهم‌ترین مباحث منطقی است که در حوزه‌های بسیاری به ویژه فقه، حقوق، اخلاق و غیره کاربرد دارد. بحث مشهورات صرفاً یک بحث منطقی نیست، بلکه بحثی است که آثار آن را می‌توان در بسیاری از حوزه‌ها پیدا کرد. مرحوم مصنفف مشهورات را قضایایی می‌داند که در میان مردم شهرت دارد و تصدیق به آن در میان همه یا غالب عقلا یا گروه خاصی از ایشان رواج دارد. ایشان بعد از اینکه مشهورات را تعریف می‌کند، آن را به مشهورات به معنای اعم و مشهورات به معنای اخص تقسیم می‌کند. مشهورات به معنای اعم، به قضایایی گفته می‎شود که تمام عقلا در اعتقاد به آن باهم توافق دارند، اگر چه منشاء این اعتقاد همگانی باشد که قضیه مورد نظر، یک قضیه اولی و فی نفسه ضروری است. مشهورات به معنای اخص یا مشهورات صرف، به قضایایی گفته می‌شود که فقط مقتضای تصدیق آنها، شهرت و اعتراف همگانی است. کلیدواژه: مشهورات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و شصت و دو در درس قبلی مشهورات به معنای اعم و مشهورات به معنای اخص بررسی گردید و مراد از مشهورات به معنای اعم، عمومی بود و همه مردم به آن باور دارند. منظور از مشهورات به معنای اخص این بود که صنف خاصی مانند فیلسوفان، پزشکان، سیاست‌مداران و ... به آن باور دارند. امّا، آنچه مهم است تقسیم مشهورات به لحاظ مبداء شهرت است، به این معنا که این مشهورات در این قضایا از کجا پدید آمده است و مبنای این شهرت کدامند؟ مرحوم مظفر می‌فرماید: قضایای مشهور به لحاظ اختلاف اسباب شهرت به شش قسم تقسیم می‌شود. قسم اوّل، مشهورات واجب القبول است و ان به مشهوراتی گفته می‌شود که مبداء شهرت آن واقعیت‌های عینی است. یعنی قضایایی است که منشاء شهرت آن همان آشکار بودن حقانیت و صدق آنهاست و تمام عقلا آن را می‌پذیرند. قسم دوّم، تأدیبات صلاحیه یا آراء محموده است. مبنای این شهرت اعتبارات اجتماعی است که حفظ نظام و بقاء نوع انسان بستگی به آنها دارد. به این معنا رعایت مصلحت عمومی اقتضای تصدیق و پذیرش آنها را دارد و همین امر موجب توافق آرای عقلا بر آن گشته است. کلیدواژه: مشهورات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و هفتاد و سه اگر کسی کار خوب و بر طبق مصالح اجتماعی انجام دهد مورد ستایش همگانی قرار می‌گیرد، ولی چنانچه کسی بر خلاف مصالح عمومی کار بدی انجام دهد، حداقل کار این است که او را مورد سرزنش قرار می‌دهد. اما اینکه انسان آن را چگونه درک می‌کند، این مسئله اختلافی است و در واقع این یک بحث طولانی تاریخی میان اشاعره از یک طرف و عدلیه از طرف دیگر است. عدلیه معتقد است که افعال ذاتاً دارای حسن و قبح است و به همین دلیل چنانچه انسان کاری انجام دهد که به نفع مصلحت اجتماعی باشد مورد تحسین قرار می‌گیرد و اگر آن کار مصلحت اجتماعی را به خطر بیندازد، تقبیح می‌شود. اما اشاعره معتقد است که حسن و قبح افعال بستگی به امور دینی دارد و هر آنچه در منابع دینی مورد حسن قرار گرفته باشد، حسن است و هر آنچه در منابع دینی تقبیح شده باشد، آن قبح دارد. حالا بر اساس نظریه عدلیه، کدام قوه این مصلحت عمومی را درک می‌کند؟ مرحوم مصنف می‌فرماید: عقل عملی انسان آن را درک می‌کند. کلیدواژه: مشهورات.

Imam Hussain Foundation
0 المشاهدات · منذ 6 سنوات

گزیده درس صد و هفتاد و چهار سومین مبداء و خاستگاه مشهورات، خلقیات است که به آن آراء محموده هم گفته می‌شود. خلقیات عبارت است از احکام و اصولی‌که عقلا به خاطر حکم «خلق» آدمی بر آن توافق دارند. خلق عبارت است از ملکه‌یی که بر اثر تکرار فعل تا حدی که موجب سهولت صدور آن از فاعل می‌شود و در نفس انسان پدید می‌آید. مرحوم مظفر می‌گوید: صحیح آن است که گفته شود، انسان دارای یک حس باطنی است که خوبی‌ها و بدی‌ها را با آن درک می‌کند. در واقع به وسیله‌ی همین حس باطنی است که حتی انسان ترسو، آدم شجاع را می‌ستاید و آدم ترس را نکوهش می‌کند. لذا، مبداء حکم در خلقیات همین حس باطنی است که یا فطرت یا عقل سلیم یا وجدان است؛ نه ملکه‌یی که در انسان به واسطه‌ی کثرت فعل به وجود می‌آید. کلیدواژه: خلقیات.

أظهر المزيد